1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

متن ترانه های ستار

شروع موضوع توسط M.G.Captain ‏Jul 24, 2014 در انجمن متن آهنگ ها

  1. بی عشق
    گفتند حريفان همه رفتندو تو موندي
    يك عمر براي عاشقا واستادي خوندي

    گفتند كه هر لحظه دم از عشق زدي تو
    خوب كوچه و پس كوچهء عشقو بلدي تو

    استاد سخن گفت كه بي عشق هرگز
    پير انجمن گفت كه بي عشق هرگز

    با ديدن شمعو رقص آتش
    پروانه به من گفت كه بي عشق هرگز

    گفتم واسه من عشق خود آب حياته
    اين عاشقيه كه آخرين راهه نجاته

    همه دلخوشيه من تويه اين غريبه آباد
    پيدا كردن دوست ميونه حضراته

    استاد سخن گفت كه بي عشق هرگز
    پير انجمن گفت كه بي عشق هرگز

    با ديدن شمعو رقص آتش
    پروانه به من گفت كه بي عشق هرگز
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀ از این پست تشکر کرده است.
  2. قسمت عشق

    بين من و تو درد شبيه است چه بسيار
    ما هر دو پريشانيم از عاقبت کار

    من اينجا گرفتارم و تو اونجا گرفتار
    من اينجا گرفتارم و تو اونجا گرفتار

    کی گفته که ما اينجا خوشبخت ترينيم
    بی غصه ترين طايفه روی زمينيم
    تو خاک نشين هستی و ما عرش نشينيم

    کی گفته که در اينجا از غم اثری نيست
    از بی کسی و درد جدايی خبری نيست
    از بی کسی و درد جدايی خبری نيست

    ما هر دو پريشانيم از عاقبت کار
    من اينجا گرفتارم و تو اونجا گرفتار

    صحبت ز بهار و چمن و آب و هوا نيست
    اين شهر بهاران زده خواب دل ما نيست
    صحبت ز کجا زيستن ما و شما نيست

    در بستر مرگ است بيمار و دوا نيست
    در بستر مرگ است بيمار و دوا نيست

    بين من و تو درد شبيه است چه بسيار
    ما هر دو پريشانيم از عاقبت کار

    من اينجا گرفتارم و تو اونجا گرفتار
    من اينجا گرفتارم و تو اونجا گرفتار

    صحبت ز بهارو چمن و آب و هوا نيست
    اين شهر بهاران زده خواب دل ما نيست
    صحبت ز کجا زيستن ما و شما نيست

    در بستر مرگ است بيمار و دوا نيست
    در بستر مرگ است بيمار و دوا نيست

    بين من و تو درد شبيه است چه بسيار
    ما هر دو پريشانيم از عاقبت کار

    من اينجا گرفتارم و تو اونجا گرفتار
    من اينجا گرفتارم و تو اونجا گرفتار

    ما هر دو پريشانيم از عاقبت کار

    من اينجا گرفتارم و تو اونجا گرفتار
    من اينجا گرفتارم و تو اونجا گرفتار
    من اينجا گرفتارم و تو اونجا گرفتار
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀ از این پست تشکر کرده است.
  3. تو را دیگر

    هزار ساله که ا نگار صدا تو نشنيدم
    هزار ساله که ا نگار تورو هر گز نديدم
    آخه حتي يه صد سال گذشته بيتو بر من
    نميدوني که تلخه کنار تو نبودن
    نميدونم به ديدار اميد تازه اي هست
    تو آن هستي که بودي اگر روزي دهد دست
    هنوز عشق تو جاريست به رگهاي تن من
    توئي تنها بهونه براي بودن من

    از اون روزکه دستي چه بي رحم منو از توجدا کرد
    از اون روز که دست زمونه منو بيتو رها کرد
    نميدونم به ديدار اميد تازه اي هست
    توآن هستي که بودي اگر روزي دهد دست
    هنوز عشق تو جاريست به رگهاي تن من
    توئي تنها بهونه براي بودن من

    نبودي نديدي چه ها بيتو کشيدم
    چه روزها چه شبها چه دور از تو نديدم
    چه ها برمن گذشته خدا ميدونه و بس
    نميدوني که مو ندم چه تنها و چه بيکس
    منو با خود غريبه به هرکس دل نبستم
    در ا ين بهت تب آلود شکستنو شکستن
    هزار ساله که ا نگار صدا تو نشنيدم
    هزار ساله که ا نگار تورو هر گز نديدم
    آخه حتي يه صد سال گذشته بيتو بر من
    نميدوني که تلخه کنار تو نبودن

    از اون روزکه دستي چه بي رحم منو از توجدا کرد
    از اون روز که دست زمونه منو بيتو رها کرد
    نميدونم به ديدار اميد تازه اي هست
    توآن هستي که بودي اگرروزي دهد دست
    هنوز عشق تو جاريست به رگهاي تن من
    توئي تنها بهونه براي بودن من
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀ از این پست تشکر کرده است.
  4. آمدی

    آمدی ای نازنین رفته ام، باز آمدی
    بار دیگر با دل دیوانه دمساز آمدی
    بعد تو مشت پری کنج قفس ماند از دلم
    ای پرستویی که با این شوق پرواز آمدی
    رفتی و من ماندم و تنهایی و پابان عشق
    بعد عمری عشق من بهتر از آغاز آمدی
    آه ... ای تمام هستی من

    رفتی و تنهای تنها مردم از بی همزبانی
    رفتی و بعداز تو من ،
    همچنان خاکستری مانده بعد از کاروانی
    بعد آن فرزانگیها گم شدم در بی نشانی
    آمدم من کو به کو خسته و بی آرزو
    همچنان برگ خزانی

    آمدی تا آنکه باشی با من ، بعد عمری تنها
    چشم تو همچون ستاره تابد در سکوت شبها

    ای که بودی سایه من عمری در شب مستی ها
    تا ابد باید بمانی با من بعد از این در دنیا

    ای که بودی سایه من عمری
    در شب مستی ها
    تا ابد باید بمانی با من
    بعد از این در دنیا
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀ از این پست تشکر کرده است.
  5. دو پرنده

    دو تا پرنده ، دو قلب عاشق
    چه جور جدا ز هم بمونن ؟
    دو نای خسته ، دل شکسته
    چه جور جدا ز هم بخونن ؟
    تو ای زمونه ، ببین چگونه پرنده ها
    جدا ز خونه از آشیونن
    به سینه من ، هنوز امیدی
    به شوق دیدن محالی ...
    بخاطر او چه مانده آیا دگر ز من
    بجز خیالی ؟
    درد بی درمونمو با کی قسمت بکنم؟
    با غم دوری او کاشکی عادت بکنم .
    خاموش و غمگین ، چون شام یلدا
    بی ستاره .
    بین من و او راهی که تنها
    شوره زاره .

    لحظه ها را با نفس هام می شمارم
    ساز دل را دست غم ها می سپارم
    کاشکی فردا قصه های نو بسازه
    تا که با او عمر باقی را سر آرم.
    شاید این دنیا نباشه
    دنیای نو از نو بنا شه
    لیلا نمیره از جدایی ،
    مجنون بی لیلا نباشه.

    درد بی درمونمو با کی قسمت بکنم ؟
    با غم دوری او کاشکی عادت بکنم .
    خاموش و غمگین ،
    چون شام یلدا ،
    بی ستاره .
    بین من و او ...راهی که تنها ... شوره زاره .
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀ از این پست تشکر کرده است.
  6. هزاریونه

    خدا يا تو دلم پر بونه ست
    نگاه کن بونه هاش دونه دونه ست
    خدا يا تو دلم پر بونه ست
    نگاه کن بونه هاش دونه دونه ست
    خبر داد عاشق من که شده وارث مجنون
    برام رو ميکنه گنجينه قلب پريشون
    هزار آ ينه ميذاره به سر راه تماشا
    که شايد توي نگاهش بشينه گوشه چشمام
    پس چرا باز تو دلم پر بونه ست
    نگاه کن بونه هاش دونه دونه ست

    بازم بندگي کرده پريزاده مهتاب
    همين عاشق ساده بازم ميگذره از خود
    تو بارون نگاهش بشينم يا نشينم
    تمنا رو تو چشماش ببينم يا نبينم
    خدا يا تو دلم پر بونه ست
    نگاه کن بونه هاش دونه دونه ست


    بازم بندگي کرده پريزاده مهتاب
    همين عاشق ساده بازم ميگذره از خود
    تو بارون نگاهش بشينم يا نشينم
    تمنا رو تو چشماش ببينم يا نبينم
    خدا يا تو دلم پر بونه ست
    نگاه کن بونه هاش دونه دونه ست
    خدا يا تو دلم پر بونه ست
    نگاه کن بونه هاش دونه دونه ست
    اگر عاشق من شعله بيصبر و قراره
    براي دل من قصه دلگرمي رو داره
    اگه هديه عاشق يه گلوبند ستاره ست
    اگه ا ين دم شيرين رو تمايل به دوباره ست
    پس چرا باز تو دلم پر بونه ست
    نگاه کن بونه هاش دونه دونه ست

    بازم بندگي کرده پريزاده مهتاب
    همين عاشق ساده بازم ميگذره از خود
    تو بارون نگاهش بشينم يا نشينم
    تمنا رو تو چشماش ببينم يا نبينم
    خدا يا تو دلم پر بونه ست
    نگاه کن بونه هاش دونه دونه ست
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀ از این پست تشکر کرده است.
  7. حکایت

    وقتی نگاه می کردم از گل به خار رسیدم
    با خود گفتم پروردگارا چه فلسفه ایست
    در این همسایگی و چه حکمتی است در این بیگانگی


    با یه مشت خاطره های خوب و بد
    مگه میشه تا عبد زندگی کرد
    همه جا اشکم سرازیره و دل
    از زندگی سیر و انگار این روزا
    دل داره می میره و میره پی کارش

    صدات مونده نمیره از تو گوشم
    نگات مونده که برده عقل و هوشم
    خودت نیستی ولی یادت باهامه
    رفیق گریه ها و غصه هامه
    همه جا اشکم سرازیره و دل
    از زندگی سیر و انگار این روزا
    دل داره می میره و میره پی کارش

    تو که رفتی ولی عطرت نمیره
    خودت نیستی دلت اینجا اسیره
    اگه رفتی ولی عشقت که مونده
    همین عشقت دل ما رو سوزونده
    همه جا اشکم سرازیره و دل
    از زندگی سیر و انگار این روزا
    دل داره می میره و میره پی کارش


    ای عزیز جان من
    من برای مرگ خود یک بهانه می خواهم
    یک بهانه پوچ عاشقانه می خواهم
    از غمی که می دانی با تو بودنم مرگ است
    بی تو بودنم هرگز
    گر بهانه این باشد من بهانه می گیرم
    عاشقانه می میرم
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀ از این پست تشکر کرده است.
  8. حقیقت

    میگی در ره عشق از اون پاکیزه ها شی
    خدا کنه عزیزم حقیقت گفته باشی
    اگر توی قلبم واست کاشونه ساختم
    مواظب باش عزیزم اونو از هم نپاشی

    این حقیقته گوش کن چی میگم
    عاشق نشده نگو عاشقتم

    عزیزم عاشقی دل پاکی می خواد
    گذشتن از خطر بیباکی می خواد

    عزیزم عاشقی دل پاکی می خواد
    گذشتن از خطر بیباکی می خواد

    میگی در ره عشق از اون پاکیزه ها شی
    خدا کنه عزیزم حقیقت گفته باشی
    اگر توی قلبم واست کاشونه ساختم
    مواظب باش عزیزم اونو از هم نپاشی

    یکبار آدم توو زندگیش دل میسپاره
    این عشق همون عشقه که جانشین نداره

    من موندم و تو موندی و نا باوریامون
    هنوزم قلبامون از همدیگه فاصله داره
    هنوزم قلبامون از همدیگه فاصله داره

    میگی در ره عشق از اون پاکیزه ها شی
    خدا کنه عزیزم حقیقت گفته باشی
    اگر توی قلبم واست کاشونه ساختم
    مواظب باش عزیزم اونو از هم نپاشی

    یکبار آدم توو زندگیش دل میسپاره
    این عشق همون عشقه که جانشین نداره

    من موندم و تو موندی و نا باوریامون
    هنوزم قلبامون از همدیگه فاصله داره
    هنوزم قلبامون از همدیگه فاصله داره

    میگی در ره عشق از اون پاکیزه ها شی
    خدا کنه عزیزم حقیقت گفته باشی
    اگر توی قلبم واست کاشونه ساختم
    مواظب باش عزیزم اونو از هم نپاشی
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀ از این پست تشکر کرده است.
  9. بی عشق

    گفتند حريفان همه رفتندو تو موندي
    يك عمر براي عاشقا واستادي خوندي

    گفتند كه هر لحظه دم از عشق زدي تو
    خوب كوچه و پس كوچهء عشقو بلدي تو

    استاد سخن گفت كه بي عشق هرگز
    پير انجمن گفت كه بي عشق هرگز

    با ديدن شمعو رقص آتش
    پروانه به من گفت كه بي عشق هرگز

    گفتم واسه من عشق خود آب حياته
    اين عاشقيه كه آخرين راهه نجاته

    همه دلخوشيه من تويه اين غريبه آباد
    پيدا كردن دوست ميونه حضراته

    استاد سخن گفت كه بي عشق هرگز
    پير انجمن گفت كه بي عشق هرگز

    با ديدن شمعو رقص آتش
    پروانه به من گفت كه بي عشق هرگز
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀ از این پست تشکر کرده است.
  10. تو را دیگر




    هزار ساله که ا نگار صدا تو نشنيدم
    هزار ساله که ا نگار تورو هر گز نديدم
    آخه حتي يه صد سال گذشته بيتو بر من
    نميدوني که تلخه کنار تو نبودن
    نميدونم به ديدار اميد تازه اي هست
    تو آن هستي که بودي اگر روزي دهد دست
    هنوز عشق تو جاريست به رگهاي تن من
    توئي تنها بهونه براي بودن من

    از اون روزکه دستي چه بي رحم منو از توجدا کرد
    از اون روز که دست زمونه منو بيتو رها کرد
    نميدونم به ديدار اميد تازه اي هست
    توآن هستي که بودي اگر روزي دهد دست
    هنوز عشق تو جاريست به رگهاي تن من
    توئي تنها بهونه براي بودن من

    نبودي نديدي چه ها بيتو کشيدم
    چه روزها چه شبها چه دور از تو نديدم
    چه ها برمن گذشته خدا ميدونه و بس
    نميدوني که مو ندم چه تنها و چه بيکس
    منو با خود غريبه به هرکس دل نبستم
    در ا ين بهت تب آلود شکستنو شکستن
    هزار ساله که ا نگار صدا تو نشنيدم
    هزار ساله که ا نگار تورو هر گز نديدم
    آخه حتي يه صد سال گذشته بيتو بر من
    نميدوني که تلخه کنار تو نبودن

    از اون روزکه دستي چه بي رحم منو از توجدا کرد
    از اون روز که دست زمونه منو بيتو رها کرد
    نميدونم به ديدار اميد تازه اي هست
    توآن هستي که بودي اگرروزي دهد دست
    هنوز عشق تو جاريست به رگهاي تن من
    توئي تنها بهونه براي بودن من
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀ از این پست تشکر کرده است.