1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

متن ترانه های ستار

شروع موضوع توسط M.G.Captain ‏Jul 24, 2014 در انجمن متن آهنگ ها

  1. بی محبت

    { دکلمه شعر با صدای مولود ذهتاب}
    دلی یا دلبری یا جان و یا جانان نمی دانم / همه هستی تویی فجمله این و آن نمی دانم
    به جز تو در همه عالم دگر دلبر نمی بینم / به جز تو در همه گیتی دگر جانان نمی دانم
    به جز غوغای عشق تو درون دل نمی یابم / به جز سودای وصل تو میان جان نمی دانم
    { ترانه با صدای مهستی}
    هر کی با حقیقته ، تو دلش محبته ، هر کی با یه قلب پاک ، عاشق رفاقته
    مثل من همیشه تنها می مونه ، یه غریبه که تو دریا می مونه
    خوشبحالت که تو بی محبتی ، بردی از یاد منو
    مثل طوفان اومدی گذشتی و دادی بر باد منو
    تو منو شکستی آفرین به تو ، با همه نشستی آفرین به تو
    تو منو شکستی آفرین به تو ، با همه نشستی آفرین به تو
    تو با من عهد و وفا رو بستی و خودتم گسستی ، آفرین به تو
    تو با من عهد و وفا رو بستی و خودتم گسستی ، آفرین به تو
    هر کی با حقیقته ، تو دلش محبته ، هر کی با یه قلب پاک ، عاشق رفاقته
    مثل من همیشه تنها می مونه ، یه غریبه که تو دریا می مونه
    تو هنوز عشق منی اسیرتم ، عمر منی اسیرتم ، منو باش ای دل غافل
    یه پریشون دلم چکار کنم ، خون دلم چکار کنم ، مگه اروم می شه این دل
    چه کنم چشم های تو ، اشک چشم هامو ندیده ، شور و حال عشق تو از دلم پا نکشیده
    تا زمونی که پی محبتم ، مستحق غمتم ، من دیونه که با حقیقتم ، مستحق غمتم
    خوشبحالت که تو بی محبتی ، بردی از یاد منو
    مثل طوفان اومدی گذشتی و دادی بر باد منو
    تو منو شکستی آفرین به تو ، با همه نشستی آفرین به تو
    تو منو شکستی آفرین به تو ، با همه نشستی آفرین به تو
    تو با من عهد و وفا رو بستی و خودتم گسستی ، آفرین به تو
    تو با من عهد و وفا رو بستی و خودتم گسستی ، آفرین به تو
    { دکلمه شعر با صدای مولود ذهتاب}
    چون شمع نیمه جان به هوای تو سوختیم / با گریه ساختیم و به پای تو سوختیم
    اشکی که ریختیم به یاد تو ریختیم / عمری که سوختیم برای تو سوختیم
    پروانه سوخت یک شب و آسود جان او / ما عمرها ز داغ جفای تو سوختیم
    دیشب که یار انجمن افروز غیر بود / ای شمع ، تا سپیده به جای تو سوختیم
    کوتاه کن حکایت شب های غم رهی / کز برق آه و سوزنوای تو سوختیم
    { دکلمه شعر با صدای مولود ذهتاب}
    در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع / شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع
    روز و شب خوابم نمی آید به چشم غم پرست / بس که در بیماری هجر تو گریانم چو شمع
    همچو صبحم یک نفس باقی است بی دیدار تو / چهره بنما دلبرا تا جان برافشانم چو شمع
    { آواز با صدای ستار}
    گر چه مستیم و خرابیم چو شبهای دگر / باز کن ساقی مجلس سر مینای دگر
    امشبی را که در آنیم غنیمت شمرید / شاید ای جان نرسیدیم به فردای دگر
    مست مستم مشکن قدر خود ای پنجه غم / من به میخانه ام امشب تو برو جای دگر
    تا روم از پی یار دگری می باید / جز دل من دلی و جز تو دلارای دگر
    { دکلمه شعر با صدای مولود ذهتاب}
    گر چه رفتی از برم اما فراموشم مکن / با غمت ای آشنا هر شب هم آغوشم مکن
    همچو موج اشک از دریای چشمم تا مکش / در پی خود چون حبابی خانه بر دوشم مکن
    ساغر چشم تو سرشار است از مستی و ناز / با خیال نرگست هر شب قدح نوشم مکن
    { ترانه با صدای مهستی}
    هر کی با حقیقته ، تو دلش محبته ، هر کی با یه قلب پاک ، عاشق رفاقته
    مثل من همیشه تنها می مونه ، یه غریبه که تو دریا می مونه
    خوشبحالت که تو بی محبتی ، بردی از یاد منو
    مثل طوفان اومدی گذشتی و دادی بر باد منو
    تو منو شکستی آفرین به تو ، با همه نشستی آفرین به تو
    تو منو شکستی آفرین به تو ، با همه نشستی آفرین به تو
    تو با من عهد و وفا رو بستی و خودتم گسستی ، آفرین به تو
    تو با من عهد و وفا رو بستی و خودتم گسستی ، آفرین به تو
    هر کی با حقیقته ، تو دلش محبته ، هر کی با یه قلب پاک ، عاشق رفاقته
    مثل من همیشه تنها می مونه ، یه غریبه که تو دریا می مونه
    تو هنوز عشق منی اسیرتم ، عمر منی اسیرتم ، منو باش ای دل غافل
    یه پریشون دلم چکار کنم ، خون دلم چکار کنم ، مگه اروم می شه این دل
    چه کنم چشم های تو ، اشک چشم هامو ندیده ، شور و حال عشق تو از دلم پا نکشیده
    تا زمونی که پی محبتم ، مستحق غمتم ، من دیونه که با حقیقتم ، مستحق غمتم
    خوشبحالت که تو بی محبتی ، بردی از یاد منو
    مثل طوفان اومدی گذشتی و دادی بر باد منو
    تو منو شکستی آفرین به تو ، با همه نشستی آفرین به تو
    تو منو شکستی آفرین به تو ، با همه نشستی آفرین به تو
    تو با من عهد و وفا رو بستی و خودتم گسستی ، آفرین به تو
    تو با من عهد و وفا رو بستی و خودتم گسستی ، آفرین به تو
     
    nagi و ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀ از این پست تشکر کرده اند.
  2. زندون دلتنگیشب بي تو شب حسرت شب يلداي بيداري
    شب در خود فرو رفتن شب از خويش بيزاري
    شبي كه ماه در خوابه همه عالم سيه پوشه
    ستاره ها فرو مردن شبي بي روح و خواموشه
    ببار اي آسمون امشب ببار و سر كن آهنگي
    بجز گريه گريزي نيست از اين زندون دلتنگي
    ببار اي آسمون امشب ببار و سر كن آهنگي
    بجز گريه گريزي نيست از اين زندون دلتنگي

    بنال و گريه كن اي دل كه اين غم با تو ميمونه
    از اين پس قصه تلخم شباهنگي نميخونه
    سكوت در لحظه ها جاري من و كابوس تنهايي
    غرير وحشت از خويشم چه طوفاني چه دريايي
    هنوز از من تو ميرويي در اين شبهاي پژمردن
    هنوزم از تو ميخونم هزاران خاطره در من
    هنوز از من تو ميرويي در اين شبهاي پژمردن
    هنوزم از تو ميخونم هزاران خاطره در من
    ببار اي آسمون امشب ببار و سر كن آهنگي
    بجز گريه گريزي نيست از اين زندون دلتنگي
    ببار اي آسمون امشب ببار و سر كن آهنگي
    بجز گريه گريزي نيست از اين زندون دلتنگي

    شب بي تو شب حسرت شب يلداي بيداري
    شب در خود فرو رفتن شب از خويش بيزاري
    شبي كه ماه در خوابه همه عالم سيه پوشه
    ستاره ها فرو مردن شبي بي روح و خواموشه
    ببار اي آسمون امشب ببار و سر كن آهنگي
    بجز گريه گريزي نيست از اين زندون دلتنگي
    ببار اي آسمون امشب ببار و سر كن آهنگي
    بجز گريه گريزي نيست از اين زندون دلتنگي
    زندون دلتنگي
     
    nagi و ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀ از این پست تشکر کرده اند.
  3. جان شیرینم

    مرا از خويشتن بيگانه كردي
    جان شيرينم جان شيرينم جان شيرينم
    غمم را نقل هر كاشانه كردي
    جان شيرينم جان شيرينم جان شيرينم
    عبادتگاه چشمت را بروي چشم من بستي
    پناهم را مي ميخانه كردي
    جان شيرينم جان شيرينم جان شيرينم
    مرا از خويشتن بيگانه كردي
    جان شيرينم جان شيرينم جان شيرينم

    دل از بي همزباني با مي و مستي قرين آمد
    مرا همصحبت پيمانه كردي جان شيرينم
    عيان شد راز پنهان دلم در بزم مي خواران
    چو در هر قطره اشكم قانع كردي
    جان شيرينم جان شيرينم جان شيرينم

    مرا از خويشتن بيگانه كردي
    جان شيرينم جان شيرينم جان شيرينم
    غمم را نقل هر كاشانه كردي
    جان شيرينم جان شيرينم جان شيرينم
    لبم خواموش و دل خواموش و اشكم صد زبان دارد
    تو هرگز گريه مستانه كردي؟ جان شيرينم جان شيرينم
    مرا از خويشتن بيگانه كردي
    جان شيرينم جان شيرينم جان شيرينم

    جان شيرينم
     
    nagi و ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀ از این پست تشکر کرده اند.
  4. خط بکش

    رو اسم من خط بكش عكس منو بد بكش
    بین من و عشق من دیوار نكش سد بكش
    مثل یه حرف ساده كه نقطه هاش افتاده
    عشقمو از من جدا شكل منو بد بكش
    سادكی های عشقمو رنك و ریا نشون بده
    یه عكس تازه ای بكش كه لحظه لحظه جون بده
    وقتی كه خط كشیدی عكسمو بد كشیدی
    من واسه خط كشی هات میمیرم و زنده می شم
    با همه سركشی هات یه روز برنده می شم
     
    nagi و ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀ از این پست تشکر کرده اند.
  5. کوچه

    هنوز هم در انتظارت پشت پنجره ميشينم
    تا كه شايد سايه تو روزي در خم كوچه ببينم
    هنوزم در انتظاره پشت پنجره ميشينم
    تا كه شايد سايه تو روزي در خم كوچه ببينم
    تا كه شايد سايه تو روزي در خم كوچه ببينم

    چشم من اسير قاب سرده اين پنجره ها شد
    دنبال اوني كه رفت و تو غبار جاده گم شد
    دنبال اوني كه رفت و تو غبار جاده گم شد

    هنوزم در انتظاره پشت پنجره ميشينم
    تا كه شايد سايه تو روزي در خم كوچه ببينم
    تا كه شايد سايه تو روزي در خم كوچه ببينم

    آسمون داره مي باره رو سياه پشت شيشه
    در كمين نشسته خورشيد چادر ابر وا نميشه
    كاش ميشد صداي پاهات توي كوچه ها بپيچه
    بگه اومدي كه باشي بموني با من هميشه
    چشم من اسير قاب سرده اين پنجره ها شد
    دنبال اوني كه رفت و تو غبار جاده گم شد
    دنبال اوني كه رفت و تو غبار جاده گم شد

    هنوزم در انتظاره پشت پنجره ميشينم
    تا كه شايد سايه تو روزي در خم كوچه ببينم
    تا كه شايد سايه تو روزي در خم كوچه ببينم
     
    nagi و ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀ از این پست تشکر کرده اند.
  6. خورشید خانوم

    {دكلمه}
    شب شد و باز ستاره ها
    دنبالتن تو آسمون
    داد ميزنن داد ميزنن
    خورشيد خانوم اينجا بمون ;

    اطلسي ها بنفشه ها نرگسي ها رازقي ها
    ميگن عزيز رفتني بازم بمون بازم بمون
    گلهاي ياس و ميكنم پيرهنت
    از اطلسي پر ميكنم دامنت
    يه طاق نصرت از گل بنفشه
    اون چشاي نازو خدا ببخشه
    سبد سبد نرگسي و آلاله
    بدون كه بي تو زندگي محاله
    ناز و عدات بهار عشقت توي تابستون
    نبودنت خزون نديدنت زمستون
    ناز و عدات بهار عشقت توي تابستون
    نبودنت خزون نديدنت زمستون

    مرغ سحر صدا نكرد نكنه كه تو نخوابي
    اذون صبح بلند نشد نكنه بري نتابي
    خورشيد خانوم جنگل و كوه به عشق تو نشستن
    ستاره ها تا دم صبح چشم انتظارت هستن
    ناز و عدات بهار عشقت توي تابستون
    نبودنت خزون نديدنت زمستون
    ناز و عدات بهار عشقت توي تابستون
    نبودنت خزون نديدنت زمستون
    ناز و عدات بهار عشقت توي تابستون
    نبودنت خزون نديدنت زمستون
    ناز و عدات بهار عشقت توي تابستون
    نبودنت خزون نديدنت زمستون
     
    nagi و ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀ از این پست تشکر کرده اند.
  7. ساقی

    تو گريه هاي مستي حرف دلم رو گفتم
    سكوتم و شكستم نا گفته ها رو گفتم
    راهي بغير مستي برام نمونده باقي
    بيا برس بدادم فريادرسي تو ساقي‏‏ ساقي

    ببين بي او چه حالم در آتش و در آبم
    رحمي بكن كه شايد يك امشب و بخوابم
    رحمي بكن كه شايد يك امشب و بخوابم

    منو ببر به كنج ميخونه اي بشونم
    با اين دل ديوونه چرا عاقل بمونم
    منو ببر به كنج ميخونه اي بشونم
    با اين دل ديوونه چرا عاقل بمونم ساقي

    هنوز اسير عشقي در گير و دار خويشم
    رها كنم به مستي كه در حصار خويشم
    منو ببر به كنج ميخونه اي بشونم
    با اين دل ديوونه چرا عاقل بمونم ساقي
     
    nagi و ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀ از این پست تشکر کرده اند.
  8. مستی

    آهای مستای عاشق چه حالی داره مستی
    چه حالی داره وقتی کسی رو می پرستی
    خدا رو میشه تو مستی صدا کرد
    برای قلب عاشقها دعا کرد
    تو مستی غصه ها با دل غریبند
    غمها رو میشه با مستی رها کرد
    آهای مستای عاشق چه حالی داره مستی
    چه حالی داره وقتی کسی رو می پرستی
    آهای دلبر که بردی دل ز دستم
    خیال کردی که من دور از تو هستم
    تو یی در جام می با من دمادم
    تو هستی با من و من با تو مستم
    بیا مستانه بر دنیا بخندیم به این دنیای وانفسا بخندیم
    بیا عهدی ببندیم عاشقونه به این شبهای بیفردا بخندیم
    غمها رو میشه با مستی رها کرد
    آهای مستای عاشق چه حالی داره مستی
    چه حالی داره وقتی کسی رو می پرستی
    آهای دلبر که بردی دل ز دستم
    خیال کردی که من دور از تو هستم
    تو یی در جام می با من دمادم
    تو هستی با من و من با تو مستم
    بیا مستانه بر دنیا بخندیم به این دنیای وانفسا بخندیم
    بیا عهدی ببندیم عاشقونه به این شبهای بیفردا بخندیم
    خدا رو میشه تو مستی صدا کرد
    برای قلب عاشقها دعا کرد
    تو مستی غصه ها با دل غریبند
    غمها رو میشه با مستی رها کرد
    آهای مستای عاشق چه حالی داره مستی
    چه حالی داره وقتی کسی رو می پرستی
     
    nagi و ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀ از این پست تشکر کرده اند.
  9. تکرار

    من از تکرار حرف عاشقانه
    من از گریان شدن با هر بهانه
    سکوت کوچه را در هم شکستن
    از آن فریاد دلگیر شبانه

    به عشقی روز و شب پابند بودن را نمی خواهم
    اسیر سحر یک لبخند بودن را نمی خواهم
    غمی جانکاه بی اندازه می خواهم
    من عشقی تازه می خواهم


    در آتش سوختن و پروانه بودن
    اسیر ساغر و میخانه بودن
    میان باور و ناباوریها
    غزلهای جدایی را سرودن

    نمی خواهم نمی خواهم
    من این حال و هوای عشق دیرین را
    پریشان حالی فرهاد و شیرین را

    غمی جانکاه بی اندازه می خواهم
    من عشقی تازه می خواهم


    به گریه لحظه را در سینه کشتن
    مسیحا گشتن و از جان گذشتن
    فضای خانه را ویرانه کردن
    ز خود بیگانه و تنها نشستن

    نمی خواهم همان باشم که بودم
    گذشتم از گذشته ها وجودم
    غمی جانکاه بی اندازه می خواهم
    من عشقی تازه می خواهم


    من از تکرار حرف عاشقانه
    من از گریان شدن با هر بهانه
    سکوت کوچه را در هم شکستن
    از آن فریاد دلگیر شبانه

    به عشقی روز و شب پابند بودن را نمی خواهم
    اسیر سحر یک لبخند بودن را نمی خواهم
    غمی جانکاه بی اندازه می خواهم
    من عشقی تازه می خواهم
     
    nagi و ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀ از این پست تشکر کرده اند.
  10. خوشگله

    خوشگله یارم به خدا چشمای شوخش بلا
    بر سر هر زلف سیاش هزار تا دل مبتلا
    ماه فلک ویرونش شدم بلاگردونش
    چشم حسود کور بشه یه روز میرم قربونش
    هی هی هی
    عجب خوشگله والا بگو هزار ماشالا
    خودش اینو میدونه که تکه در همه دنیا
    ببین قد و بالاشو ببین چشم سیاشو ببین ناز و اداشو
    ببین قد و بالاشو ببین چشم سیاشو ببین ناز و اداشو
    هی هی هی
    دو ابروش کمونه خودش خوب میدونه
    گرفته دل عاشق رو نشونه
    هزارون خریدار هزارون گرفتار به دام یکیشونم نمیمونه
    ببین قد و بالاشو ببین چشم سیاشو ببین ناز و اداشو
    ببین قد و بالاشو ببین چشم سیاشو ببین ناز و اداشو
    هی هی هی
    زلفاشو افشون میکنه میریزه رو شونه هاش
    میلرزونه قلب منو باز دو تا چشم سیاش
    دلم چه بی تاب میشه تو سینه ام آب میشه
    شبای سرگردونی روز میشه آفتاب میشه
    هی هی هی
    عجب خوشگله والا بگو هزار ماشالا
    خودش اینو میدونه که تکه در همه دنیا
    ببین قد و بالاشو ببین چشم سیاشو ببین ناز و اداشو
    ببین قد و بالاشو ببین چشم سیاشو ببین ناز و اداشو
    هی هی هی
    دو ابروش کمونه خودش خوب میدونه
    گرفته دل عاشق رو نشونه
    هزارون خریدار هزارون گرفتار به دام یکیشونم نمیمونه
    ببین قد و بالاشو ببین چشم سیاشو ببین ناز و اداشو
    ببین قد و بالاشو ببین چشم سیاشو ببین ناز و اداشو
    هی هی هی
     
    nagi و ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀ از این پست تشکر کرده اند.