1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

متن ترانه های زنده یاد هایده

شروع موضوع توسط M.G.Captain ‏Sep 11, 2014 در انجمن متن آهنگ ها

  1. سلام دوستان من در این پست متن تعدادی از ترانه های زنده یاد هایده بانوی بزرگ موسیقی ایران رو براتون گذاشتم ... امیدوارم لذت ببرید .

    مختصری از بیوگرافی :
    نام اصلی : معصومه دده بالا
    نام مستعار : هایده
    زادروز :21 فروردین 1321
    درگذشت :30 دی 1368 در سانفرانسیسکو

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

     
    Miss T@Ra و JACK DOWSON از این پست تشکر کرده اند.
  2. فریاد



    امیدم را مگیر از من خدایا خدایا خدایا
    دل تنگ مرا مشکن خدایا خدایا خدایا
    من دور از آشیانم سر به آسمانم بی نصیب و خسته
    ماندم جدا ز یاران از بلای طوفان بال من شکسته
    امیدم را مگیر از من خدایا خدایا خدایا
    دل تنگ مرا مشکن خدایا خدایا خدایا

    از حریم دلم رفته رنگ هوس
    روز و شب به که گویم در درون قفس
    آه در درون قفس

    وه که دست قضا بسته بال مرا
    روز و شب ز گلویم ناله خیزد و بس آه

    ناله خیزد و بس
    می زنم فریاد
    هرچه باداباد
    وای از این طوفان آه
    وای از این بیداد

    می زنم فریاد
    هرچه باداباد
    وای از این طوفان
    وای از این بیداد آه
    وای از این بیداد

    امیدم را مگیر از من خدایا خدایا خدایا
    دل تنگ مرا مشکن خدایا خدایا خدایا
    من دور از آشیانم سر به آسمانم بی نصیب و خسته
    ماندم جدا ز یاران از بلای طوفان بال من شکسته

    از حریم دلم رفته رنگ هوس
    روز و شب به که گویم در درون قفس
    آه در درون قفس

    وه که دست قضا بسته بال مرا
    روز و شب ز گلویم ناله خیزد و بس آه

    ناله خیزد و بس
    می زنم فریاد
    هرچه باداباد
    وای از این طوفان
    وای از این بیداد آه
    وای از این بیداد
    وای از این بیداد آه
    وای از این بیداد
     
    JACK DOWSON از این پست تشکر کرده است.
  3. سال



    هنوز به یاد خونه همه دلامون خونه

    هرگز باورنداشتیم دنیا این جور بمونه
    سال سال این چند سال
    امسال پارسال پیرار سال
    هر سال میگیم دریغ از پارسال
    سال سال این چند سال
    امسال پارسال پیرار سال
    هر سال میگیم دریغ از پارسال

    هنوز به یاد خونه همه دلامون خونه

    هرگز باورنداشتیم دنیا این جور بمونه
    سال سال این چند سال
    امسال پارسال پیرار سال
    هر سال میگیم دریغ از پارسال
    سال سال این چند سال
    امسال پارسال پیرار سال
    هر سال میگیم دریغ از پارسال

    وای دل چه خونه
    ازکار این زمونه
    حسرت کشیدن
    سخته خدا میدونه
    وای وای خدایا
    دل زده از خوشی ها
    با هم چه آتش زدیم ما به آشیونه

    هنوز به یاد خونه همه دلامون خونه

    هرگز باورنداشتیم دنیا این جور بمونه
    سال سال این چند سال
    امسال پارسال پیرار سال
    هر سال میگیم دریغ از پارسال
    سال سال این چند سال
    امسال پارسال پیرار سال
    هر سال میگیم دریغ از پارسال

    وای دل چه خونه
    ازکار این زمونه
    حسرت کشیدن
    سخته خدا میدونه
    وای وای خدایا
    دل زده از خوشی ها
    با هم چه آتش زدیم ما به آشیونه

    هنوز به یاد خونه همه دلامون خونه

    هرگز باورنداشتیم دنیا این جور بمونه
    سال سال این چند سال
    امسال پارسال پیرار سال
    هر سال میگیم دریغ از پارسال
    سال سال این چند سال
    امسال پارسال پیرار سال
    هر سال میگیم دریغ از پارسال
     
    JACK DOWSON از این پست تشکر کرده است.
  4. تو ای خدای مهربون



    خودم تنها ، تنها دلم چو شام بی فردا دلم
    چو کشتی بی ناخدا به سینه ی دریا دلم
    به سینه ی دریا دلم
    تو ای خدای مهربان ، تو ای پناه بی کسان
    به سنگ غم مشکن دگر چو شیشه مینا دلم
    چو شیشه مینا دلم

    تو هم برو ای بی وفا مبر بر لب نام مرا
    دل تنگم بیگانه شد نمی خواهد دیگر تو را
    نشان من دیگر مجو ، حدیث دل دیگر مگو
    دلم شکسته زیر پا نمی خواهد دیگر تو را

    نمی خواهد دیگر تو را
    تو ای خدای مهربان ، تو ای پناه بی کسان
    به سنگ غم مشکن دگر چو شیشه مینا دلم
    چو شیشه مینا دلم

    تو هم برو ای بی وفا مبر بر لب نام مرا
    دل تنگم بیگانه شد نمی خواهد دیگر تو را
    نشان من دیگر مجو حدیث دل دیگر مگو
    دلم شکسته زیر پا نمی خواهد دیگر تو را

    نمی خواهد دیگر تورا
    تو ای خدای مهربان ، تو ای پناه بی کسان
    به سنگ غم مشکن دگر چو شیشه مینا دلم
    چو شیشه مینا دلم
     
    JACK DOWSON از این پست تشکر کرده است.
  5. زندگی قشنگه



    غصه نخور عزیزم که زندگی قشنگه
    پیر نمیشه تو دنیا کسی که شوخ وشنگه
    دو رنگ نباش با هیچ کس که دنیا رنگارنگه
    دو رنگ نباش با هیچ کس که دنیا رنگارنگه
    سنگ میخوره تو دنیا به اون دلی که سنگه

    غصه نخور عزیزم که زندگی قشنگه
    قشنگه
    قشنگه
    قشنــــــــــگه
    اون که یه روزگاری
    عشقمو ایمونم بود
    اون که فقط نگاهش
    دردمو درمونم بود
    اما حالا میبینم
    که آفت جونم بود
    اما حالا میبینم
    که آفت جونم بود
    آآآآآآآآ
    سنگ میخوره تو دنیا به اون دلی که سنگه

    غصه نخور عزیزم که زندگی قشنگه
    قشنگه
    قشنگـــــــــــــــــه
    یه عمر در انتظارش به گوشه ای نشستم
    از همه دل بریدم از همه کس گسستم
    دل به غریبه ها بست
    نمک نداره دستم
    دل به غریبه ها بست
    نمک نداره دستم
    سنگ میخوره تو دنیا به اون دلی که سنگه

    غصه نخور عزیزم که زندگی قشنگه
    قشنگه
    قشنگه
    قشنــــــــــگه
    قشنگه
    قشنگه
    قشنــــــــــگه
     
    JACK DOWSON از این پست تشکر کرده است.
  6. رنگ تمنا



    بعد عمری بی وفایی
    با رقیبان آشنایی
    رفتی و دیدی که تنها
    جز من افتاده از پا
    در جهان یاری نداری
    در شب تاریک غم ها
    یار غمخواری نداری
    ای دریغ از آن همه دلدادگی ها

    سادگی ، افتادگی ، آزادگی ها
    شد نصیب من از این بیگانگی ها
    گریه ها ، خندانه ها ،دیوانگی ها
    رفتی و در های غم را بر من از هر سو گشودی
    گر چه در دلدادگی صد گونه ما را آزمودی
    ساده دل من کز همه عالم به تو رو کرده بودم
    با همه دیر آشنایی ها به تو خو کرده بودم
    دل به عشقت بسته بودم
    با غمت بنشسته بودم
    مردم از این ناسپاسی
    وای از این حق ناشناسی
    مردم از این ناسپاسی
    وای از این حق ناشناسی

    اگر تو ز پا افتاده بودی
    به دل شکنی دل داده بودی
    دست این افتاده از پا
    می گرفتی می گرفتی
    جای این نیرنگها ، رنگ تمنا
    می گرفتی میگرفتی
    اگر تو ز پا افتاده بودی
    به دل شکنی دل داده بودی
    دست این افتاده از پا
    میگرفتی می گرفتی
    جای این نیرنگها ، رنگ تمنا
    میگرفتی میگرفتی

    ای دریغ از آن همه دلدادگی ها

    سادگی ، افتادگی ، آزادگی ها
    شد نصیب من از این بیگانگی ها
    گریه و خندانه و بیگانگی ها
    رفتی و درهای غم را بر من از هر سو گشودی
    گر چه در دلدادگی صد گونه ما را آزمودی
     
    JACK DOWSON از این پست تشکر کرده است.
  7. فریاد از این جدایی



    (بر خاطر ما گرد ملالي ننشيند آيينه صبحيم و غباري نپذيريم
    ما چشمه نوريم بتابيم و بخنديم ما زنده عشقيم نمرديم و نميريم)

    از بس كه من تنها نشستم تا نيمه شبها نشستم
    ديگر ميان آشنايان هم غريبم گويا كه تنهايي بود تنها نصيبم
    فرياد از اين دوري و داد از اين جدايي دشمن نبيند آنچه ديدم زآشنايي

    سوزم از اين بيگانگي اين عشق و اين ديوانگي ها دارم شكايت ها به دل از رنج اين بيگانگي ها
    در سينه پنهان ميكنم اين آه سوزان ترسم كه اين آتش سرآرد از گريبان

    فرياد از اين دوري و داد از اين جدايي دشمن نبيند آنچه ديدم زآشنايي

    اي دل بيا بگذر از اين راهي كه رفتي و باكس نگفتي
    ترسم از اين راهي كه رفتي برنگردي و از پا درافتي

    اي دل بيا بگذر از اين راهي كه رفتي و باكس نگفتي
    ترسم از اين راهي كه رفتي برنگردي و از پا درافتي
    ديدي كه درد عاشقي درمان ندارد اين راه پر رنج و بلا پايان ندارد
    فرياد از اين دوري و داد از اين جدايي دشمن نبيند آنچه ديدم زآشنايي

    (بر خاطر آزاده غباري ز كسم نيست سرو چمنم شكوه اي از خاروخسم نيست
    از كوي تو بي ناله و فرياد گذشتم چون قافله عمر نواي جرسم نيست

    روي ناشسته چو ماهش نگريد
    روي ناشسته چو ماهش نگريد چشمم بي سرمه سياهش نگريد
    عذر خواهي كندم بعد از قتل عذر بدتر ز گناهش نگريد

    با همه عاشقي و رندي و بي باكي ما
    شبنم صبح شبنم صبح خجل ميشود از پاكي ما

    خاطرم گرد تعلق نپذيرد گويي
    در دل آب نشسته است در دل آب نشسته است تن خاكي ما
    در دل آب نشسته است تن خاكي ما

    عاشق پاكيم ار فرض كند ور نكند
    در بر اهل نظر در بر اهل نظر پاكي و ناپاكي من

    بر دلت گرد غمي مانده ز صد راه بيا
    بيا

    بر دلت گرد غمي مانده ز صد راه بيا
    مي بخور تا نخوري غم مي بخور تا نخوري غم ز طربناكي ما

    (چه سود پيش تو فرياد بي قراري من نه آه در تو اثر ميكند نه زاري من
    اميدم از تو مبدل به نااميدي شد نتيجه عجبي داد اميدواري من
    از بس كه من تنها نشستم تا نيمه شبها نشستم
    ديگر ميان آشنايان هم غريبم گويا كه تنهايي بود تنها نصيبم
    فرياد از اين دوري و داد از اين جدايي دشمن نبيند آنچه ديدم زآشنايي

    سوزم از اين بيگانگي اين عشق و اين ديوانگي ها دارم شكايت ها به دل از رنج اين بيگانگي ها
    در سينه پنهان ميكنم اين آه سوزان ترسم كه اين آتش سرآرد از گريبان

    فرياد از اين دوري و داد از اين جدايي دشمن نبيند آنچه ديدم زآشنايي

    اي دل بيا بگذر از اين راهي كه رفتي و باكس نگفتي
    ترسم از اين راهي كه رفتي برنگردي و از پا درافتي

    اي دل بيا بگذر از اين راهي كه رفتي و باكس نگفتي
    ترسم از اين راهي كه رفتي برنگردي و از پا درافتي
    ديدي كه درد عاشقي درمان ندارد اين راه پر رنج و بلا پايان ندارد
    فرياد از اين دوري و داد از اين جدايي دشمن نبيند آنچه ديدم زآشنايي
     
    JACK DOWSON از این پست تشکر کرده است.
  8. با تو هستم



    (به بهار مي طلب كن منشين به كار ديگر كه بسي اميد بايد كه رسد بهار ديگر
    بشمر غنيمت ارزان كه رسي به روزگاري كه خطا بود نشستن پي روزگار ديگر

    نميدانم نميخواهم بدانم كه ساز كهنه عشقم شكسته

    نميخواهم بدانم در نگاهم غروب غربت صحرا نشسته)

    نميدانم نميخواهم بدانم كه ساز كهنه عشقم شكسته

    نميخواهم بدانم در نگاهم غروب غربت صحرا نشسته

    خانه عشق من اكنون بي تو رنگ غم گرفته محفل پرشور من از دوريت ماتم گرفته

    من تو را هر نيمه شب محزون و خاموش با دو چشم مست و غمگين جستجو كردم
    همچو يك ديوانه عاشق به يادم كوچه هاي آشنا را زير و رو كردم
    تا به چشم خويش ديدم هرچه بود از هم گسسته سايه سرد جدايي در ميان ما نشسته

    دل مگو با من كه او ديوانه اي ديوانه اي بود در ميان سينه ام ديوانه اي بيگانه اي بود

    دل مگو با من كه او ديوانه اي ديوانه اي بود در ميان سينه ام ديوانه اي بيگانه اي بود

    بر تو نفرين من اي دل بي حاصل من
    من ز دست تو چنين افسانه گشتم از همه خلق جهان بيگانه گشتم
    خسته ام ديوانه دل زين بي قراري من ندارم طاقت ديوانه داري
    خسته ام ديوانه دل زين بي قراري من ندارم طاقت ديوانه داري

    (شكسته خاطر و آزرده جان و خسته تنم كسي مباد چنين زار و مبتلا كه منم
    بلاي جان من اين عقل مصلحت بين است بيار باده كه غافل كند ز خويشتنم
    چو شمع آتش سوزان درون جان دارم ببين به روشني فكر و گرمي سخنم)

    در شعله آن شمع در شعله آن شمع كه افروخته بودم
    اي كاش اي كاش كه پروانه صفت سوخته بودم

    نقشي ز وفا نيست
    نقشي ز وفا نيست در اين مرحله يارب من درس وفا را ز كه آموخته بودم

    در شعله آن شمع كه افروخته بودم
    اي كاش
    اي كاش كه پروانه صفت سوخته بودم

    نقشي ز وفا نيست
    نقشي ز وفا نيست در اين مرحله يارب من درس وفا را ز كه آموخته بودم

    افسوس كه روشنگر بزم دگران شد شمعي كه ز سوز جگر افروخته بودم

    آن كو به تمناي تو رسواي جهان گشت اي آفت هستي من دلسوخته بودم

    يكرنگي و تسليم و صفا را همه اي عشق در سينه به سوداي تو اندوخته بودم

    (از اين دل داد من بستان خدايا ز دستش تا به كي گويم خدا دل
    به تاري گردنش را بسته زلفت فقير و عاجز و بي دست و پا دل)

    نميدانم نميخواهم بدانم كه ساز كهنه عشقم شكسته

    نميخواهم بدانم در نگاهم غروب غربت صحرا نشسته)

    خانه عشق من اكنون بي تو رنگ غم گرفته محفل پرشور من از دوريت ماتم گرفته

    من تو را هر نيمه شب محزون و خاموش با دو چشم مست و غمگين جستجو كردم
    همچو يك ديوانه عاشق به يادم كوچه هاي آشنا را زير و رو كردم
    تا به چشم خويش ديدم هرچه بود از هم گسسته سايه سرد جدايي در ميان ما نشسته
     
    JACK DOWSON از این پست تشکر کرده است.
  9. گل سنگم




    گل سـنگم گل سنگم
    چی بـگم از دل تـنـگم

    مثل آفتاب اگـه بـر من
    نتابی سردم و بیرنگم

    گل سـنگم گل سنگم
    چی بـگم از دل تـنـگم

    مثل آفتاب اگـه بـر من
    نتابی سردم و بیرنگم

    هـمـه آهـم همه درم
    مـثـل طـوفـان پر گردم

    هـمـه آهـم همه درم
    مـثـل طـوفان پر گردم

    باد مـسـتم کـه تـو صـحـرا
    می پیچم دور تو می گردم

    گل سـنگم گل سنگم
    چی بـگم از دل تـنـگم

    مثل آفتاب اگـه بـر من
    نتابی سردم و بیرنگم

    مثل بـارون اگه نـبـاری
    خبر از حال من نـداری

    بی تو پرپر می شم دو روزه
    دل سنگـت برام می سوزه

    گل سـنگم گل سنگم
    چی بـگم از دل تـنـگم

    گل سـنگم گل سنگم
    چی بـگم از دل تـنـگم

    مثل آفتاب اگـه بـر من
    نتابی سردم و بیرنگم

    مثل بـارون اگه نـبـاری
    خبر از حال من نـداری

    بی تو پرپر می شم دو روزه
    دل سنگـت برام می سوزه

    گل سـنگم گل سنگم
    چی بـگم از دل تـنـگم

    گل سـنگم گل سنگم
    چی بـگم از دل تـنـگم

    مثل آفـتـاب اگه بر من
    نتابی سردم و بیرنگم

    همه آهم همه درم
    مثل طوفان پر گردم

    همه آهم همه درم
    مثل طوفان پر گردم

    اد مـسـتم کـه تـو صـحـرا
    می پیچم دور تو می گردم

    گل سـنگم گل سنگم
    چی بـگم از دل تـنـگم

    گل سـنگم گل سنگم
    چی بـگم از دل تـنـگم
     
    JACK DOWSON از این پست تشکر کرده است.
  10. کاشکی دوست نداشتم



    خونه گرم عشق ما بی تو چه بی فروغه
    گریه ی من حقیقی و خنده ی من دروغه
    روزایی که نیومدی وای که چه حالی داشتم
    مثل گذشته های دور کاشکی دوست نداشتم

    عمر پر از حسرت من باری گذشت به هر حال
    ثانیه هام یه قرن شد و دقیقه هام هزار سال
    عمر پر از حسرت من باری گذشت به هر حال
    ثانیه هام یه قرن شد و دقیقه هام هزار سال

    وای بیا تا همیشه خودم را واسه تو یه همراه بدونم
    نذار با دل ساده بی تو , تو فصل جدایی بمونم
    چه التماسی واسه تو تو این صدامه
    اگه بیای صد آرزو تو لحظه هامه
    چه التماسی واسه تو تو این صدامه
    اگه بیای صد آرزو تو لحظه هامه

    خونه گرم عشق ما بی تو چه بی فروغه
    گریه من حقیقی و خنده من دروغه
    روزای که نیومدی وای که چه حالی داشتم

    مثل گذشته های دور کاشکی دوست نداشتم
    کاشکی دوست نداشتم
    کاشکی دوست نداشتم
    کاشکی دوست نداشتم
     
    JACK DOWSON از این پست تشکر کرده است.

کلمات جستجو شده:

  1. با همه عاشقى و رندى و بى باكى ما