1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

متن ترانه های زنده یاد مهستی

شروع موضوع توسط M.G.Captain ‏Aug 6, 2014 در انجمن متن آهنگ ها

  1. دل از تو دلگیره

    دل از تو دلگيره ببين اشكم سرازيره
    تو برده اي دل رو نگو به دست تقديره
    تو خودت گناه ميكني روز منو سياه مي كني
    وقتي غرق گريه ميشم ميشيني و نگاه مكني

    دل از تو دلگيره ببين اشكم سرازيره
    تو برده اي دل رو نگو به دست تقديره

    همه عمر آدم يه خزونه يه بهاره
    پشت روز روشن شب تاره شب تار

    امروز دل من درده و جاشو خالي كرده
    يه روزم جووني ميره و برنمي گرده
     
    ILMAH_68 از این پست تشکر کرده است.
  2. عشق بازیگر

    ای عشق بازیگر چرا ، دیگر نمی خواهی مرا
    لحظه های زندگی در من به پایان می رسد
    با چشم گریان می رسد امروز و فردا

    آن دم این بیگانگی پیوسته آزارت کند
    رنجور و بیمارت کند اما دریغا

    زین همدلی ، زین همزبانی این گونه عشق جاودانی
    شوقی که در من دیده بودی هرگز نمی یابی نشانی
    گیرد گریبان تو را دست رقیبی انتها
    ای عشق بازیگر چرا ، دیگر نمی خواهی مرا

    تصویری از غم های من بر هم زند رویای تو
    رنج و غم امروز من غمگین کند فردای تو
    دانم خیال من تو را هرگز نمی سازد رها
    دانم خیال من تو را هرگز نمی سازد رها

    زین همدلی ، زین همزبانی این گونه عشق جاودانی
    شوقی که در من دیده بودی هرگز نمی یابی نشانی
    گیرد گریبان تو را دست رقیبی انتها
    ای عشق بازیگر چرا ، دیگر نمی خواهی مرا

    ای عشق بازیگر چرا ، دیگر نمی خواهی مرا
    ای عشق بازیگر چرا ، دیگر نمی خواهی مرا
    ای عشق بازیگر چرا ، دیگر نمی خواهی مرا
     
    ILMAH_68 از این پست تشکر کرده است.
  3. دیگر چه خواهی
    ای فلک بی آشیون، تنهای تنها مانده ام
    دیگر چه خواهی
    خسته و بی همزبون، در سیل غمها مانده ام دیگر چه خواهی
    زندگی زندون شده غم کنج دل مهمون شده
    اختیار دل دیگه از دست من بیرون شده
    در سکوت شب، تنها پناه من باشد دل ویرونه ای
    من اسیر دل، این دل به دام غم در گوشه ی میخونه ای
    از دل من جدا غم نشد یکزمون
    هر شبه تا سحر با دلم همزبون
    ای فلک آتش به جونم، بر دل نامهربونم
    زیرو رو گردی الهی
    از دلم دیگر چه خواهی
     
    ILMAH_68 از این پست تشکر کرده است.
  4. ترس از جدائی
    نگاهت با نگاهم آشنا نیست
    نگاهی دلپذیر و با صفا نیست

    من از این آشنایی می ترسم
    من از این دل جدایی میترسم

    می ترسم وقتی نو آمد به بازار
    یار کــهنه بشـه یــــاری دل آزار

    نگاهت با نگاهم آشنا نیست
    نگاهی دلپذیر و با صفا نیست

    من از اول ساده بودم و دل را به پای محبت فدا کردم
    به آسـانی آشـنا شـدم و آشـیانه خـود را رهــا کردم

    من از این آشنایی می ترسم
    من از این دل جدایی میترسم

    می ترسم وقتی نو آمد به بازار
    یار کــهنه بشـه یــــاری دل آزار

    نگاهت با نگاهم آشنا نیست
    نگاهی دلپذیر و با صفا نیست
     
    ILMAH_68 از این پست تشکر کرده است.
  5. صدای پا
    دیگه امشب، صدای پا نمیاد؛ غم میاد و کسی اینجا نمیاد

    آسمون دل من بارونیه؛ غم عشقت توی دلم زندونیه
    آسمون دل من بارونیه؛ غم عشقت توی دلم زندونیه

    با یاد تو رفتم، آن روز توی ابرا؛ نامه ات رو نوشتم، با حرف غم اون جا
    یک گل محبت، توی باغ دلها، دیگه وا نمیشه
    باز غروب درده؛ با دلت غم من، آشنا نمیشه

    حالا مثل پونه ها تو، توی صحرا بی نشونی
    بیا تا بگم چه سخته، غم این بی همزبونی

    دیگه امشب، صدای پا نمیاد؛ غم میاد و کسی اینجا نمیاد

    آسمون دل من بارونیه؛ غم عشقت توی دلم زندونیه، غم عشقت توی دلم زندونیه
     
    ILMAH_68 از این پست تشکر کرده است.
  6. بستر غم
    بعد از تو هم در بستر غم می توان خفت
    بعد از تو هم با دل سخنها می توان گفت
    بعد از تو هم این سوز هجران هرگز نمی آید به پایان

    بی تو هم این عشق بی فرجام من شاید که پا بر جا بماند یا نماند
    بی تو هم دریای بی آرام دل شاید به طوفانم کشاند یا براند
    من که رسوای دل هستم کی زغم پروا کنم
    می روم عشق و وفا را بعد از این رسوا کنم
    دل ز دریا می زنم تا که دل دریا کنم

    دل کی شود آزاد از این باد فریاد از بی داد از این غم
    جز غم چه بود این عشق رسوا
    شد هستی ام بر باد از این غم
    بعد از تو هم در بستر غم می توان خفت
    بعد از تو هم با دل سخن ها می توان گفت
    بعد از تو هم این سوز هجران
    هر گز نمی آید به پایان
    بعد از تو هم این سوز هجران
    هر گز نمی آید به پایان
    من که رسوای دل هستم کی ز غم پروا کنم
    می روم عشق و وفا را بعد از این رسوا کنم
    دل به دریا می زنم تا که دل دریا کنم
     
    ILMAH_68 از این پست تشکر کرده است.
  7. در بسته

    پشت در بسته با یک قلب شکسته هی نشستم هی نشستم
    آخرش زدم قفلو شکستم
    بخاطر نجات دل خستم دوباره کمر همتو بستم
    ما که بروزگار روزا رو باختیم
    همش نشستیمو سوختیمو ساختیم
    با چشمای گریون عشقو نشناختیم نشناختیم
    خوشحالم که ای دل باز پر در اووردی
    از نین عاشق باز سر در اوردی
    خوشحالم که ای دل آشتی کردی با عشق
    باز سر از دیار باور در اوردی
    ما که بروزگار روزا رو باختیم
    همش نشستیمو سوختیمو ساختیم
    با چشمای گریون عشقو نشناختیم نشناختیم

    پشت در بسته با یک قلب شکسته هی نشستم هی نشستم
    آخرش زدم قفلو شکستم
    بخاطر نجات دل خستم دوباره کمر همتو بستم
    ما که بروزگار روزا رو باختیم
    همش نشستیمو سوختیمو ساختیم
    با حال پریشون عشقو نشناختیم نشناختیم
    خوشحالم که ای دل باز پر در اووردی
    از نین عاشق باز سر در اوردی
    خوشحالم که ای دل آشتی کردی با عشق
    باز سر از دیار باور در اوردی
    ما که بروزگار روزا رو باختیم
    همش نشستیمو سوختیمو ساختیم
    با چشمای گریون عشقو نشناختیم نشناختیم
    پشت در بسته با یک قلب شکسته هی نشستم هی نشستم
    آخرش زدم قفلو شکستم
    بخاطر نجات دل خستم دوباره کمر همتو بستم
    ما که بروزگار روزا رو باختیم
    همش نشستیمو سوختیمو ساختیم
    با چشمای گریون عشقو نشناختیم نشناختیم
     
    ILMAH_68 از این پست تشکر کرده است.
  8. حوصله عاشقی ندارم
    من دیگه حوصله ی عا شقی رو ندارم
    هرکی باشه پا رو دلم میزارم
    خسته ام خسته از این حرفای عاشقونه
    خسته از این قهرای بی بهونه
    بسکه تو ای دل به این در به اون در زدی
    سرتو تو سینه به این ور به اون ور زدی
    کشتی خودت رو تو از بس که پر پر زدی
    کشتی خودت رو تو از بس که پر پر زدی
    یادته چطور تو مستی پای رفتنم رو بستی
    اونروزی که از تو چشمام افتادی زمین شکستی
    رفتی زندگی رو باختی دیگه کار ما رو ساختی
    آخه ای دل دیونه کاشکی عشقو میشناختی

    من دیگه حوصله ی عا شقی رو ندارم
    هرکی باشه پا رو دلم میزارم
    خسته ام خسته از این حرفای عاشقونه
    خسته از این قهرای بی بهونه
    بسکه تو ای دل به این در به اون در زدی
    سرتو تو سینه به این ور به اون ور زدی
    کشتی خودت رو تو از بس که پر پر زدی
    کشتی خودت رو تو از بس که پر پر زدی
    یادته چطور تو مستی پای رفتنم رو بستی
    اونروزی که از تو چشمام افتادی زمین شکستی
    رفتی زندگی رو باختی دیگه کار ما رو ساختی
    آخه ای دل دیونه کاشکی عشقو میشناختی

    من دیگه حوصله ی عا شقی رو ندارم
    هرکی باشه پا رو دلم میزارم
    خسته ام خسته از این حرفای عاشقونه
    خسته از این قهرای بی بهونه
    بسکه تو ای دل به این در به اون در زدی
    سرتو تو سینه به این ور به اون ور زدی
    کشتی خودت رو تو از بس که پر پر زدی
    کشتی خودت رو تو از بس که پر پر زدی
    بسکه تو ای دل به این در به اون در زدی
    سرتو تو سینه به این ور به اون ور زدی
    کشتی خودت رو تو از بس که پر پر زدی
    کشتی خودت رو تو از بس که پر پر زدی
    بسکه تو ای دل به این در به اون در زدی
    سرتو تو سینه به این ور به اون ور زدی
    کشتی خودت رو تو از بس که پر پر زدی
    کشتی خودت رو تو از بس که پر پر زدی
     
    ILMAH_68 از این پست تشکر کرده است.
  9. کجا رفتی

    تازه اول لطف خدا بود
    کجا رفتی کجا رفتی
    وقتی توجهش به ما بود
    کجا رفتی کجا رفتی
    تازه اول زدودن گرد غریبی
    از روی همه خاطره ها بود
    کجا رفتی کجا رفتی
    بعد از این همه رنج و عذاب چند ساله
    تازه اول درد و دل منو شما بود
    کجا رفتی کجا رفتی

    با نبودنت با نبودنت
    حال باغچه پریشونه
    گل روشو بر می گردونه
    بیچاره
    یه صبح تا شب نمی مونه

    با نبودنت با نبودنت
    غم تو صدای بارونه
    قناری خوب نمی خونه
    کسی تا تنها نباشه
    حال منو نمی دونه
    نمی دونه نمی دونه
    تازه اول لطف خدا بود
    کجا رفتی کجا رفتی
    خوشبختی توجهش به ما بود
    کجا رفتی کجا رفتی

    با نبودنت با نبودنت
    حال باغچه پریشونه
    گل روشو بر می گردونه
    هیچ آرزویی تو دلم
    یه صبح تا شب نمی مونه

    با نبودنت با نبودنت
    غم تو صدای بارونه
    قناری خوب نمی خونه
    کسی تا تنها نباشه
    حال منو نمی دونه
    نمی دونه نمی دونه
    تازه اول لطف خدا بود
    کجا رفتی کجا رفتی
    خوشبختی توجهش به ما بود
    کجا رفتی کجا رفتی
    تازه اول زدودن گرد غریبی
    از روی همه خاطره ها بود
    کجا رفتی کجا رفتی
     
    ILMAH_68 از این پست تشکر کرده است.
  10. غرور شکستنی
    با این که نگاهت
    خیلی مهربون بود
    با این که کلامت
    آرامش جون بود
    صحبتت با من اما
    حواست پیش اون بود
    احساس قشنگت
    مال دیگرون بود

    این که تو با یک نگاه
    داشتی دو نشونه
    واسه غرور نشکستنیم
    خیلی گرون بود
    خیلی گرون بود

    خوب دستت و خوندم
    خوب دستت و خوندم
    خوب کودک احساسم و
    از خواب پروندم
    گل کاشتم و خود رو
    توی آتیش ننشوندم
    حالا که روزگار این چنینه
    اگه تنها باشی بهترینه

    با این که نگاهت
    خیلی مهربون بود
    با این که کلامت
    آرامش جون بود
    صحبتت با من اما
    حواست پیش اون بود
    احساس قشنگت
    مال دیگرون بود

    این که تو با یک نگاه
    داشتی دو نشونه
    واسه غرور نشکستنیم
    خیلی گرون بود
    خیلی گرون بود

    خوب دستت و خوندم
    خوب دستت و خوندم
    خوب کودک احساسم و
    از خواب پروندم
    گل کاشتم و خود رو
    توی آتیش ننشوندم
    حالا که روزگار این چنینه
    اگه تنها باشی بهترینه

    با این که نگاهت
    خیلی مهربون بود
    با این که کلامت
    آرامش جون بود
    صحبتت با من اما
    حواست پیش اون بود
    احساس قشنگت
    مال دیگرون بود

    این که تو با یک نگاه
    داشتی دو نشونه
    واسه غرور نشکستنیم
    خیلی گرون بود
    خیلی گرون بود
     
    ILMAH_68 از این پست تشکر کرده است.