1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

متن ترانه های زنده یاد مهستی

شروع موضوع توسط M.G.Captain ‏Aug 6, 2014 در انجمن متن آهنگ ها

  1. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,242
    164,452
    دل از تو دلگیره

    دل از تو دلگيره ببين اشكم سرازيره
    تو برده اي دل رو نگو به دست تقديره
    تو خودت گناه ميكني روز منو سياه مي كني
    وقتي غرق گريه ميشم ميشيني و نگاه مكني

    دل از تو دلگيره ببين اشكم سرازيره
    تو برده اي دل رو نگو به دست تقديره

    همه عمر آدم يه خزونه يه بهاره
    پشت روز روشن شب تاره شب تار

    امروز دل من درده و جاشو خالي كرده
    يه روزم جووني ميره و برنمي گرده
     
    ILMAH_68 از این پست تشکر کرده است.
  2. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,242
    164,452
    عشق بازیگر

    ای عشق بازیگر چرا ، دیگر نمی خواهی مرا
    لحظه های زندگی در من به پایان می رسد
    با چشم گریان می رسد امروز و فردا

    آن دم این بیگانگی پیوسته آزارت کند
    رنجور و بیمارت کند اما دریغا

    زین همدلی ، زین همزبانی این گونه عشق جاودانی
    شوقی که در من دیده بودی هرگز نمی یابی نشانی
    گیرد گریبان تو را دست رقیبی انتها
    ای عشق بازیگر چرا ، دیگر نمی خواهی مرا

    تصویری از غم های من بر هم زند رویای تو
    رنج و غم امروز من غمگین کند فردای تو
    دانم خیال من تو را هرگز نمی سازد رها
    دانم خیال من تو را هرگز نمی سازد رها

    زین همدلی ، زین همزبانی این گونه عشق جاودانی
    شوقی که در من دیده بودی هرگز نمی یابی نشانی
    گیرد گریبان تو را دست رقیبی انتها
    ای عشق بازیگر چرا ، دیگر نمی خواهی مرا

    ای عشق بازیگر چرا ، دیگر نمی خواهی مرا
    ای عشق بازیگر چرا ، دیگر نمی خواهی مرا
    ای عشق بازیگر چرا ، دیگر نمی خواهی مرا
     
    ILMAH_68 از این پست تشکر کرده است.
  3. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,242
    164,452
    دیگر چه خواهی
    ای فلک بی آشیون، تنهای تنها مانده ام
    دیگر چه خواهی
    خسته و بی همزبون، در سیل غمها مانده ام دیگر چه خواهی
    زندگی زندون شده غم کنج دل مهمون شده
    اختیار دل دیگه از دست من بیرون شده
    در سکوت شب، تنها پناه من باشد دل ویرونه ای
    من اسیر دل، این دل به دام غم در گوشه ی میخونه ای
    از دل من جدا غم نشد یکزمون
    هر شبه تا سحر با دلم همزبون
    ای فلک آتش به جونم، بر دل نامهربونم
    زیرو رو گردی الهی
    از دلم دیگر چه خواهی
     
    ILMAH_68 از این پست تشکر کرده است.
  4. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,242
    164,452
    ترس از جدائی
    نگاهت با نگاهم آشنا نیست
    نگاهی دلپذیر و با صفا نیست

    من از این آشنایی می ترسم
    من از این دل جدایی میترسم

    می ترسم وقتی نو آمد به بازار
    یار کــهنه بشـه یــــاری دل آزار

    نگاهت با نگاهم آشنا نیست
    نگاهی دلپذیر و با صفا نیست

    من از اول ساده بودم و دل را به پای محبت فدا کردم
    به آسـانی آشـنا شـدم و آشـیانه خـود را رهــا کردم

    من از این آشنایی می ترسم
    من از این دل جدایی میترسم

    می ترسم وقتی نو آمد به بازار
    یار کــهنه بشـه یــــاری دل آزار

    نگاهت با نگاهم آشنا نیست
    نگاهی دلپذیر و با صفا نیست
     
    ILMAH_68 از این پست تشکر کرده است.
  5. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,242
    164,452
    صدای پا
    دیگه امشب، صدای پا نمیاد؛ غم میاد و کسی اینجا نمیاد

    آسمون دل من بارونیه؛ غم عشقت توی دلم زندونیه
    آسمون دل من بارونیه؛ غم عشقت توی دلم زندونیه

    با یاد تو رفتم، آن روز توی ابرا؛ نامه ات رو نوشتم، با حرف غم اون جا
    یک گل محبت، توی باغ دلها، دیگه وا نمیشه
    باز غروب درده؛ با دلت غم من، آشنا نمیشه

    حالا مثل پونه ها تو، توی صحرا بی نشونی
    بیا تا بگم چه سخته، غم این بی همزبونی

    دیگه امشب، صدای پا نمیاد؛ غم میاد و کسی اینجا نمیاد

    آسمون دل من بارونیه؛ غم عشقت توی دلم زندونیه، غم عشقت توی دلم زندونیه
     
    ILMAH_68 از این پست تشکر کرده است.
  6. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,242
    164,452
    بستر غم
    بعد از تو هم در بستر غم می توان خفت
    بعد از تو هم با دل سخنها می توان گفت
    بعد از تو هم این سوز هجران هرگز نمی آید به پایان

    بی تو هم این عشق بی فرجام من شاید که پا بر جا بماند یا نماند
    بی تو هم دریای بی آرام دل شاید به طوفانم کشاند یا براند
    من که رسوای دل هستم کی زغم پروا کنم
    می روم عشق و وفا را بعد از این رسوا کنم
    دل ز دریا می زنم تا که دل دریا کنم

    دل کی شود آزاد از این باد فریاد از بی داد از این غم
    جز غم چه بود این عشق رسوا
    شد هستی ام بر باد از این غم
    بعد از تو هم در بستر غم می توان خفت
    بعد از تو هم با دل سخن ها می توان گفت
    بعد از تو هم این سوز هجران
    هر گز نمی آید به پایان
    بعد از تو هم این سوز هجران
    هر گز نمی آید به پایان
    من که رسوای دل هستم کی ز غم پروا کنم
    می روم عشق و وفا را بعد از این رسوا کنم
    دل به دریا می زنم تا که دل دریا کنم
     
    ILMAH_68 از این پست تشکر کرده است.
  7. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,242
    164,452
    در بسته

    پشت در بسته با یک قلب شکسته هی نشستم هی نشستم
    آخرش زدم قفلو شکستم
    بخاطر نجات دل خستم دوباره کمر همتو بستم
    ما که بروزگار روزا رو باختیم
    همش نشستیمو سوختیمو ساختیم
    با چشمای گریون عشقو نشناختیم نشناختیم
    خوشحالم که ای دل باز پر در اووردی
    از نین عاشق باز سر در اوردی
    خوشحالم که ای دل آشتی کردی با عشق
    باز سر از دیار باور در اوردی
    ما که بروزگار روزا رو باختیم
    همش نشستیمو سوختیمو ساختیم
    با چشمای گریون عشقو نشناختیم نشناختیم

    پشت در بسته با یک قلب شکسته هی نشستم هی نشستم
    آخرش زدم قفلو شکستم
    بخاطر نجات دل خستم دوباره کمر همتو بستم
    ما که بروزگار روزا رو باختیم
    همش نشستیمو سوختیمو ساختیم
    با حال پریشون عشقو نشناختیم نشناختیم
    خوشحالم که ای دل باز پر در اووردی
    از نین عاشق باز سر در اوردی
    خوشحالم که ای دل آشتی کردی با عشق
    باز سر از دیار باور در اوردی
    ما که بروزگار روزا رو باختیم
    همش نشستیمو سوختیمو ساختیم
    با چشمای گریون عشقو نشناختیم نشناختیم
    پشت در بسته با یک قلب شکسته هی نشستم هی نشستم
    آخرش زدم قفلو شکستم
    بخاطر نجات دل خستم دوباره کمر همتو بستم
    ما که بروزگار روزا رو باختیم
    همش نشستیمو سوختیمو ساختیم
    با چشمای گریون عشقو نشناختیم نشناختیم
     
    ILMAH_68 از این پست تشکر کرده است.
  8. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,242
    164,452
    حوصله عاشقی ندارم
    من دیگه حوصله ی عا شقی رو ندارم
    هرکی باشه پا رو دلم میزارم
    خسته ام خسته از این حرفای عاشقونه
    خسته از این قهرای بی بهونه
    بسکه تو ای دل به این در به اون در زدی
    سرتو تو سینه به این ور به اون ور زدی
    کشتی خودت رو تو از بس که پر پر زدی
    کشتی خودت رو تو از بس که پر پر زدی
    یادته چطور تو مستی پای رفتنم رو بستی
    اونروزی که از تو چشمام افتادی زمین شکستی
    رفتی زندگی رو باختی دیگه کار ما رو ساختی
    آخه ای دل دیونه کاشکی عشقو میشناختی

    من دیگه حوصله ی عا شقی رو ندارم
    هرکی باشه پا رو دلم میزارم
    خسته ام خسته از این حرفای عاشقونه
    خسته از این قهرای بی بهونه
    بسکه تو ای دل به این در به اون در زدی
    سرتو تو سینه به این ور به اون ور زدی
    کشتی خودت رو تو از بس که پر پر زدی
    کشتی خودت رو تو از بس که پر پر زدی
    یادته چطور تو مستی پای رفتنم رو بستی
    اونروزی که از تو چشمام افتادی زمین شکستی
    رفتی زندگی رو باختی دیگه کار ما رو ساختی
    آخه ای دل دیونه کاشکی عشقو میشناختی

    من دیگه حوصله ی عا شقی رو ندارم
    هرکی باشه پا رو دلم میزارم
    خسته ام خسته از این حرفای عاشقونه
    خسته از این قهرای بی بهونه
    بسکه تو ای دل به این در به اون در زدی
    سرتو تو سینه به این ور به اون ور زدی
    کشتی خودت رو تو از بس که پر پر زدی
    کشتی خودت رو تو از بس که پر پر زدی
    بسکه تو ای دل به این در به اون در زدی
    سرتو تو سینه به این ور به اون ور زدی
    کشتی خودت رو تو از بس که پر پر زدی
    کشتی خودت رو تو از بس که پر پر زدی
    بسکه تو ای دل به این در به اون در زدی
    سرتو تو سینه به این ور به اون ور زدی
    کشتی خودت رو تو از بس که پر پر زدی
    کشتی خودت رو تو از بس که پر پر زدی
     
    ILMAH_68 از این پست تشکر کرده است.
  9. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,242
    164,452
    کجا رفتی

    تازه اول لطف خدا بود
    کجا رفتی کجا رفتی
    وقتی توجهش به ما بود
    کجا رفتی کجا رفتی
    تازه اول زدودن گرد غریبی
    از روی همه خاطره ها بود
    کجا رفتی کجا رفتی
    بعد از این همه رنج و عذاب چند ساله
    تازه اول درد و دل منو شما بود
    کجا رفتی کجا رفتی

    با نبودنت با نبودنت
    حال باغچه پریشونه
    گل روشو بر می گردونه
    بیچاره
    یه صبح تا شب نمی مونه

    با نبودنت با نبودنت
    غم تو صدای بارونه
    قناری خوب نمی خونه
    کسی تا تنها نباشه
    حال منو نمی دونه
    نمی دونه نمی دونه
    تازه اول لطف خدا بود
    کجا رفتی کجا رفتی
    خوشبختی توجهش به ما بود
    کجا رفتی کجا رفتی

    با نبودنت با نبودنت
    حال باغچه پریشونه
    گل روشو بر می گردونه
    هیچ آرزویی تو دلم
    یه صبح تا شب نمی مونه

    با نبودنت با نبودنت
    غم تو صدای بارونه
    قناری خوب نمی خونه
    کسی تا تنها نباشه
    حال منو نمی دونه
    نمی دونه نمی دونه
    تازه اول لطف خدا بود
    کجا رفتی کجا رفتی
    خوشبختی توجهش به ما بود
    کجا رفتی کجا رفتی
    تازه اول زدودن گرد غریبی
    از روی همه خاطره ها بود
    کجا رفتی کجا رفتی
     
    ILMAH_68 از این پست تشکر کرده است.
  10. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,242
    164,452
    غرور شکستنی
    با این که نگاهت
    خیلی مهربون بود
    با این که کلامت
    آرامش جون بود
    صحبتت با من اما
    حواست پیش اون بود
    احساس قشنگت
    مال دیگرون بود

    این که تو با یک نگاه
    داشتی دو نشونه
    واسه غرور نشکستنیم
    خیلی گرون بود
    خیلی گرون بود

    خوب دستت و خوندم
    خوب دستت و خوندم
    خوب کودک احساسم و
    از خواب پروندم
    گل کاشتم و خود رو
    توی آتیش ننشوندم
    حالا که روزگار این چنینه
    اگه تنها باشی بهترینه

    با این که نگاهت
    خیلی مهربون بود
    با این که کلامت
    آرامش جون بود
    صحبتت با من اما
    حواست پیش اون بود
    احساس قشنگت
    مال دیگرون بود

    این که تو با یک نگاه
    داشتی دو نشونه
    واسه غرور نشکستنیم
    خیلی گرون بود
    خیلی گرون بود

    خوب دستت و خوندم
    خوب دستت و خوندم
    خوب کودک احساسم و
    از خواب پروندم
    گل کاشتم و خود رو
    توی آتیش ننشوندم
    حالا که روزگار این چنینه
    اگه تنها باشی بهترینه

    با این که نگاهت
    خیلی مهربون بود
    با این که کلامت
    آرامش جون بود
    صحبتت با من اما
    حواست پیش اون بود
    احساس قشنگت
    مال دیگرون بود

    این که تو با یک نگاه
    داشتی دو نشونه
    واسه غرور نشکستنیم
    خیلی گرون بود
    خیلی گرون بود
     
    ILMAH_68 از این پست تشکر کرده است.