1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

متن ترانه های زنده یاد مهستی

شروع موضوع توسط M.G.Captain ‏Aug 6, 2014 در انجمن متن آهنگ ها

  1. سلام خدمت دوستان و عزیزان من در این پست متن تعدادی از ترانه های افتخار دده بالا (مهستی) رو براتون گذاشتم امیدوارم که لذت ببرید .

    مختصری در مورد مهستی :

    نام اصلی : افتخار دده بالا (خدیجه)
    نام مستعار : مهستی
    زادروز : 25 آبان 1325 در تهران

    در گذشت : 4 تیر 1386 در سانتا روزا آمریکا
    مدت کار : از 1342 تا 1386


    [​IMG]
     
    آخرین بار توسط مدیر ویرایش شد: ‏Aug 6, 2014
    ︻╦̵̵͇̿̿̿̿ AnDiYa TeH╤───، ILMAH_68 و setareh از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. شاید

    شاید اگر دائم بودی کنارم
    یه روز میدیدم که دوست ندارم
    می خوام برم که تا ابد بمونم
    سخته برای هر دومون میدونم
    شاید اگر دائم بودی کنارم
    یه روز میدیدم که دوست ندارم
    می خوام برم که تا ابد بمونم
    سخته برای هر دومون میدونم
    فکر نکنی دوری و اینجا نیستی
    قلب من اونجاست تو تنها نیستی
    خودم میرم عکسام ولی تو قابه
    میشنوه حرفو ولی بی جوابه
    رفتنه من شاید یه امتحانه
    واسه شناخت تو تو این زمونه
    غصه نخور زندگی رنگارنگه
    یه وقتایی دور شدنم قشنگه
    مراقبه گلدونه اطلسی باش
    یه وقتایی منتظره کسی باش
    کسی که چشماش یه کمی روشنه
    شاید یه قدری هم شبیهه منه
    کسی که چشماش کمی روشنه
    شاید یه کمی شبیهه منه
    شاید اگر دائمم بودی کنارم....

    فکر نکنی....
    کسی که چشماش ...
     
    ︻╦̵̵͇̿̿̿̿ AnDiYa TeH╤───، JACK DOWSON، ILMAH_68 و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. دنیا
    دنيا كه اينجوري نميمونه هميشه
    يه روز مياي ميگم نميخوام و نميشه
    خيال نكن هميشه دلم برات ميميره
    يه روزي برميگردي كه ديگه خيلي ديره

    يه روز مياي سراغم كه خيلي وقته رفتم
    هزار هزار بهونه از اون نگات گرفتم
    اين روزارو يادت باشه كه يه وقت نگي نگفتي
    اون روزا دور نيست كه به ياده من بازم نيفتي

    يه وقتي برميگردي كه فايده اي نداره
    هر چي سرم آوردي دنيا سرت مياره
    يه وقتي برميگردي كه فايده اي نداره
    هر چي سرم آوردي دنيا سرت مياره

    دنيا كه اينجوري نميمونه هميشه
    يه روز مياي ميگم نميخوام و نميشه
    خيال نكن هميشه دلم برات ميميره
    يه روزي برميگردي كه ديگه خيلي ديره

    يه روز مياي سراغم كه خيلي وقته رفتم
    هزار هزار بهونه از اون نگات گرفتم
    اين روزارو يادت باشه كه يه وقت نگي نگفتي
    اون روزا دور نيست كه به ياده من بازم نيفتي

    يه وقتي برميگردي كه فايده اي نداره
    هر چي سرم آوردي دنيا سرت مياره
    يه وقتي برميگردي كه فايده اي نداره
    هر چي سرم آوردي دنيا سرت مياره
     
    ︻╦̵̵͇̿̿̿̿ AnDiYa TeH╤───، JACK DOWSON، ILMAH_68 و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. امتحان

    ببین قلبم شکست اما نترسید
    ترقه بازی ترسیدن نداره
    یکی خواستش دل و
    چیزی نگفتم
    دل خالی که دزدیدن نداره

    تو این دیوونه رو باز امتحان کن
    ولی عاشق که سنجیدن نداره
    می گی که شاید خوابم رو ببینی
    چشای خیس که خوابیدن نداره

    می گم چشم تو باشه قبله ی من
    می گی چشم که پرستیدن نداره
    هوای چشمم امشب ابره ابره
    ولیکن نای باریدن نداره

    ازت خواستم بپرسم
    اما دیدم
    جواب نه که پرسیدن نداره
    چه لبخندی زدی به گریه ی من
    عزیزم گریه خندیدن نداره
     
    ︻╦̵̵͇̿̿̿̿ AnDiYa TeH╤───، JACK DOWSON، ILMAH_68 و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. از خدا خواسته

    به من نگاه کن واسه یه لحظه
    نگات به صد تا آسمون میارزه
    من از خدامه که بکشم نازتو
    تا بشنوم یه لحظه آوازتو

    من از خدامه پیش تو بمونم
    جواب حرفاتو خودم بخونم
    من از خدامه بمونم دیوونت
    سر بذارم رو شهر امن شونت

    من از خدامه بمونی کنارم
    من که بجز تو کسی و ندارم
    من از خدامه که نباشه دوری
    فقط دلم میخواد بگی چجوری

    من از خدامه که یه روز دعامون
    بره تو آسمون پیش خدامون
    به عشق اونکه بعد اونهمه درد
    خدا یه بار نگاهیم به ما کرد

    به من نگاه کن واسه یه لحظه
    نگات به صد تا آسمون میارزه
    من از خدامه بکشم نازتو
    تا بشنوم یه لحظه آوازتو

    من از خدامه پیش تو بمونم
    جواب حرفاتو خودم بخونم
    من از خدامه بمونم دیوونت
    سر بذارم رو شهر امن شونت.....
     
    ︻╦̵̵͇̿̿̿̿ AnDiYa TeH╤───، JACK DOWSON، ILMAH_68 و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. طاقت

    من هنوز چیزی نگفتم
    که تو طاقتت تموم شد
    باقیشم بگم میبینی
    گریه هات کلی حروم شد

    من که آسمون نبودم
    اما عشق تو یه ماهه
    سرزنش نکن دلم رو
    بخدا اون بیگناهه

    باز که ابری شد نگاهت
    بغضتم واسم عزیزه
    اما اشکاتو نگه دار
    نذار اینجوری بریزه

    حال من خیلی عجیبه
    دوست دارم پیشم بشینی
    من نگاهت بکنم تا
    تو چشام عشقو ببینی
    تو چشام عشقو ببینی

    بدجوری دیوونتم من
    فکر نکن این اعتراضه
    همیشه نبودن تو
    کرده این دلو کلافه


    میدونم فرقی نداره
    واست عاشق بودن من
    میدونم واست یکی شد
    بودن و نبودن من

    اولش گفتم یه حسه
    یا یه احترام ساده
    اما بعد دیدم یه عشقه
    حد و اندازش زیاده

    بیا و مثل گذشته
    جز به من به همه شک کن
    من بدون تو میمیرم
    بیا و بهم کمک کن

    من هنوز چیزی نگفتم
    که تو طاقتت تموم شد
    باقیشم بگم میبینی
    گریه هات کلی حروم شد

    من که آسمون نبودم
    اما عشق تو یه ماهه
    سرزنش نکن دلم رو
    بخدا اون بیگناهه....
     
    ︻╦̵̵͇̿̿̿̿ AnDiYa TeH╤───، JACK DOWSON، ILMAH_68 و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. دکلمه 1
    چرخ که امشب که به کام دل ما خواسته گشتن

    دامن وصل تو نتوان به رقیبان تو هشتن

    نتوان از تو برای دل همسایه گذشتن

    شمع را باید از این خانه برون بردن و کشتن

    تاکه همسایه نداند که تو در خانه مایی

    سعدی این گفت و شد از گفته خود باز پشیمان

    که مریض عشق تو هدر گوید و هذیان

    به شب تیره نهفتن، نتوان ماه درخشان

    کشتن شمع چه حاجت بود از بیم رقیبان

    پرتو روی تو گوید که تو در خانه مایی
     
    ︻╦̵̵͇̿̿̿̿ AnDiYa TeH╤───، JACK DOWSON، ILMAH_68 و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. دکلمه2
    کس در اين شهر ندارد ،سر تيمار غريبان
    نتوان گفت،غم از بيم رقيـبان به حبيبان
    حلقه بردر نتوانم زد ن از بيم رقيـبان
    اين توانم که بيايم،سر کويت به گدايی
     
    ︻╦̵̵͇̿̿̿̿ AnDiYa TeH╤───، JACK DOWSON، ILMAH_68 و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. دکلمه 3
    گرد گلزار رخ توست غبار خط ريحان
    چون نگارين خط تذهيب به ديباچه قرآن
    ای لبت آيه رحمت دهنت نقطه ايمان
    هان نه حال است و زنخدان و سر و زلف پريشان
    که دل اهل نظر برد که سری خدائی
    تا فکندم به سر کوی وفا رخت اقامت
    عمر بی دوست ندامت شد و با دوست غرامت
    سر و جان و زر و جاهم همه گو رو به سلامت
    عشق و درويشی و انگشت نمايی و ملامت
    همه سهل است تحمل نکنم بار جدائی
     
    ︻╦̵̵͇̿̿̿̿ AnDiYa TeH╤───، JACK DOWSON، ILMAH_68 و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. بس کن
    شرکت ترانه تقدیم می کند .
    برنامه ای از گلهای رنگارنگ .
    در این برنامه اثری از حبیب الله بدیعی در دستگاه سه گاه با کلامی از لیلا کسری و صدای گرم مهستی به سمع می رسد .
    آواز این برنامه را ستار اجرا خواهد کرد . تنظیم از حبیب الله بدیعی . ضرب از رضا ترشیزی . غزل آواز از سیمین بهبهانی .
    اشعار متن برنامه از حافظ ، شهریار ، سیمین بهبهانی ، بهادر یگانه . گوینده مولود ذهتاب.

    {دکلمه با صدای مولود ذهتاب}
    سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت / آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت
    تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت / جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت
    ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی / که نخفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت
    { ترانه با صدای مهستی}
    آواره دیوانه ام من بس کن / سرگشته می خونه ام من بس کن
    بس کن نزن آتیش به جونم / بد کردی ای نامهربونم
    من موندم و این درد دوری / خسته ام از این عشق و صبوری
    آواره دیوانه ام من بس کن / سرگشته می خونه ام من بس کن
    من موندم و دل پرده بخون / تو شهر جنون یک غریبه خسته ام
    تو بی خبر از حال منی ، دستم نزنی / که یک جام شکستم
    دیونه بی آشیونم ، گریونم و محتاج مستی
    بیچاره من غمگین و تنها / دل کندم از دنیای پستی
    آواره دیوانه ام من بس کن / سرگشته می خونه ام من بس کن
    گفتی چرا آواره بی آشیانم / گفتی چرا بازیچه دست زمونم
    من اسیر تو شدم ای که بستی پر من / داغ آتش را نزار روی خاکستر من
    رسوای بی پروا تو هستی / من حیفه رسوای تو باشم
    بیگانه با دنیای عشقی / حیفه تو دنیای تو باشم
    غم آنقدر تو این صدام بود که نخوندم
    آنقدر غذابم دادی ای وای که نموندم
    { دکلمه با صدای مولود ذهتاب}
    چو بستی در به روی من به کوی صبر رو کردم
    چو دریایم نبخشیدی به درب خویش رو کردم
    صفایی بود دیشب با خیالت خلوت ما را
    ولی من باز پنهانی تو را هم آرزو کردم
    تو با اغیار پیش چشم من می در صبو کردی
    من از بیم شماتت گریه پنهان در گلو کردم
    { دکلمه با صدای مولود ذهتاب}
    کی گفتمت از کوی من با دیده گریان برو
    چون گل به بزم عاشقان خندان بیا گریان برو
    امشب چو شمع روشنم سر می کشد جان از تنم
    جان برون از تن منم خاموش بیا سوزان برو
    امشب سراپا مستی ام جام شراب هستی ام
    سرکش مرو از کوی من افتان بیا خیزان برو
    بنگر که راز حق شدم زیبایی مطلق شدم
    بر چهره سیمین نگر با جلوه جانان برو
    { آواز با صدای ستار}
    کی گفتمت از کوی من با دیده گریان برو
    چون گل به بزم عاشقان خندان بیا گریان برو
    هرگز مپرس از راز من زین ره مشو دمساز من
    گر مهربان می خواهی مرا حیران بیا حیران برو
    امشب سراپا مستی ام جام شراب هستی ام
    سرکش مرو از کوی من افتان بیا خیزان برو
    آآآی ی ی ی ، وای ی ی ی ی ، ای یار من ..... وای ی ی ی
    بنگر که راز حق شدم زیبایی مطلق شدم
    بر چهره سیمین نگر با جلوه جانان برو
    { دکلمه با صدای مولود ذهتاب}
    مستی و شور جنون از من دیوانه بپرس
    گرمی باده از آن نرگس مستانه بپرس
    عقل از زمزمه بی خبری بی خبر است
    وصف این لذت جان بخش ز دیوانه بپرس
    تو چه دانی ز سرانجام من خانه خراب
    سرگذشت دل ویرانه ز دیوانه بپرس
    { ترانه با صدای مهستی}
    آواره دیوانه ام من بس کن / سرگشته می خونه ام من بس کن
    بس کن نزن آتیش به جونم / بد کردی ای نامهربونم
    من موندم و این درد دوری / خسته ام از این عشق و صبوری
    آواره دیوانه ام من بس کن / سرگشته می خونه ام من بس کن
    من موندم و دل پرده بخون / تو شهر جنون یک غریبه خسته ام
    تو بی خبر از حال منی ، دستم نزنی / که یک جام شکستم
    دیونه بی آشیونم ، گریونم و محتاج مستی
    بیچاره من غمگین و تنها / دل کندم از دنیای پستی
    آواره دیوانه ام من بس کن / سرگشته می خونه ام من بس کن
    گفتی چرا آواره بی آشیانم / گفتی چرا بازیچه دست زمونم
    من اسیر تو شدم ای که بستی پر من / داغ آتش را نزار روی خاکستر من
    رسوای بی پروا تو هستی / من حیفه رسوای تو باشم
    بیگانه با دنیای عشقی / حیفه تو دنیای تو باشم
    غم آنقدر تو این صدام بود که نخوندم
    آنقدر غذابم دادی ای وای که نموندم
     
    ︻╦̵̵͇̿̿̿̿ AnDiYa TeH╤───، JACK DOWSON، ILMAH_68 و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.