1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

متن ترانه های زنده یاد فرهاد

شروع موضوع توسط M.G.Captain ‏Aug 7, 2014 در انجمن متن آهنگ ها

  1. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,243
    164,453
    با سلام خدمت تمام دوستان گل...

    در این پست متن تعدادی از ترانه های فرهاد رو براتون گذاشتم امیدوارم که لذت ببرید ..
    مختصری در مورد فرهاد .

    نام اصلی : فرهاد مهرداد
    زادروز: 29 دی ماه 1322


    نام پدر : رضا ..... نام مادر : آمنه
    درگذشت : 9 شهریور 1381پاریس
    کارها: نوازندگی خوانندگی و آهنگ سازی
    مدت کار : 1342-1357 .......... 1372-1381
    در ضمن یه مدتی هم در بلکتس بودش (همان دوره ای که ابی و شهرام شبپره و.. در بلکتس بودن)


    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

     
    Kamran888، pirane، خانوم مهندس و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,243
    164,453
    آینه
    می‌بینم صورتمو تو آینه،
    با لبی خسته می‌پرسم از خودم :
    این غریبه کیه ؟ از من چی می‌خواد ؟
    اون به من یا من به اون خیره شدم ؟

    باورم نمیشه هر چی می بینم ،
    چشامو یه لحظه رو هم می ذارم ،
    به خودم می‌گم که این صورتکه ،
    می‌تونم از صورتم ورش دارم!

    می‌کشم دست‌ام‌و روی صورت‌ام،
    هر چی باید بدونم دست‌ام می‌گه،
    من‌و توی آینه نشون می‌ده،
    می‌گه: این تو ای، نه هیچ کس دیگه!

    جای پاهای تموم قصه‌ها،
    رنگ غربت تو تموم لحظه‌ها،
    مونده روی صورت‌ات تا بدونی
    حالا امروز چی ازت مونده به جا!

    *

    آینه می‌گه: تو همون ای که یه روز
    می‌خواستی خورشیدو با دست بگیری،
    ولی امروز شهر شب خونه‌ ات شده،
    داری بی‌صدا تو قلب‌ات می‌میری!

    می‌شکنم آینه رو تا دوباره
    نخواد از گذشته‌ها حرف بزنه!
    آینه می‌شکنه هزار تیکه می‌شه،
    اما باز تو هر تیکه‌ش عکس من ئه!

    عکسا با دهن‌کجی بهم می‌گن:
    چشم امید و ببر از آسمون!
    روزا با هم دیگه فرقی ندارن،
    بوی کهنه‌گی می‌دن تموم‌شون!

    ترانه سرا : اردلان سرفراز
     
    Kamran888، خانوم مهندس و $$h@mid$$ از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,243
    164,453
    گنجشکک اشی مشی

    گنجشگک اشی مشی, لب بوم ما مشین
    بارون میاد خیس میشی, برف میاد گوله میشی
    می افتی تو حوض نقاشی
    خیس میشی, گوله میشی
    میفتی تو حوض نقاشی
    کی میگیره فراش باشی
    کی میکشه قصاب باشی
    کی میپزه آشپزباشی
    کی میخوره حکیم باشی
    گنجشگک اشی مشی..
    گنجشگک اشی مشی, لب بوم ما مشین
    بارون میاد خیس میشی, برف میاد گوله میشی
    میفتی تو حوض نقاشی
    خیس میشی, گوله میشی
    میفتی تو حوض نقاشی
    کی میگیره فراش باشی
    کی میکشه قصاب باشی
    کی میپزه آشپزباشی
    کی میخوره حاکم باشی
    گنجشگک اشی مشی...
     
    Kamran888، خانوم مهندس و $$h@mid$$ از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,243
    164,453
    مرد تنها

    با صدای بی‌صدا،
    مث یه کوه، بلند،
    مث یه خواب، کوتاه،
    یه مرد بود، یه مرد!

    با دستای فقیر،
    با چشمای محروم،
    با پاهای خسته،
    یه مرد بود، یه مرد!

    شب، با تابوت سیاه
    نشس توی چشماش،
    خاموش شد ستاره،
    افتاد روی خاک.

    سایه‌ش هم نمی‌موند
    هرگز پشت سرش،
    غم‌گین بود و خسته،
    تنهای تنها!

    با لب‌های تشنه
    به عکس یه چشمه
    نرسید تا ببینه
    قطره... قطره... قطره‌ی آب... قطره‌ی آب!

    در شب بی‌تپش،
    این طرف، اون طرف
    می‌افتاد تا بشنفه
    صدا... صدا... صدای پا... صدای پا!

    ترانه سرا : شهیار قنبری
     
    Kamran888، خانوم مهندس و $$h@mid$$ از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,243
    164,453
    آوار
    تو هم با من نبودی،
    مثل من با من
    و حتا مثل تن با من!

    تو هم با من نبودی،
    آن که می‌پنداشتم باید هوا باشد،
    و یا حتا، گمان می‌کردم این تو
    باید از خیل خبرچینان جدا باشد.

    تو هم با من نبودی،
    تو هم با من نبودی!

    تو هم از ما نبودی،
    آن که ذات درد را باید صدا باشد
    و یا با من، چنان هم‌سفره‌ی شب،
    باید از جنس من و عشق و خدا باشد.

    تو هم از ما نبودی!

    *

    تو هم مؤمن نبودی
    بر گلیم ما و حتا در حریم ما،
    ساده‌دل بودم که می‌پنداشتم
    دستان نااهل تو باید مثل هر عاشق رها باشد.

    تو هم از ما نبودی!

    *

    تو هم مؤمن نبودی
    بر گلیم ما و حتا در حریم ما،
    ساده‌دل بودم که می‌پنداشتم
    دستان نااهل تو باید مثل هر عاشق رها باشد.

    تو هم از ما نبودی!

    تو هم با من نبودی یار!

    ای آوار!
    ای سیل مصیبت‌بار!
    ترانه سرا : شهیار قنبری
     
    Kamran888، خانوم مهندس و $$h@mid$$ از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,243
    164,453
    هفته خاکستری

    شنبه روز بدی بود، روز بی‌حوصله گی،
    وقت خوبی که می‌شد غزلی تازه بگی؛


    ظهر یکشنبه‌ی من، جدول نیمه‌تموم،
    همه خونه‌هاش سیاه، روی خونه جغد شوم؛


    صفحه‌ی کهنه‌ی یادداشتای من
    گفت دوشنبه روز میلاد منه،
    اما شعر تو می‌گه که چشم من
    توو نخ ابره که بارون بزنه،
    آخ اگه بارون بزنه،
    آخ اگه بارون بزنه!

    غروب سه‌شنبه خاکستری بود،
    همه انگار نوک کوه رفته بوده‌ن
    به خودم هی زدم از این‌جا برو!
    اما موش خورده شناسنامه‌ی من!


    عصر چارشنبه‌ی من!
    عصر خوش‌بختی ما!
    فصل گندیدن من!
    فصل جون‌سختی ما!


    روز پنج‌شنبه اومد
    مث سقائک پیر،
    رو نوک‌اش یه چیکه آب
    گف به من بگیر، بگیر!


    جمعه حرف تازه‌ئی برام نداشت،
    هر چی بود، پیش‌تر از این‌ها گفته‌بود!

    ترانه سرا : شهیار قنبری
     
    Kamran888، خانوم مهندس و $$h@mid$$ از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,243
    164,453
    جمعه ها...

    توی قاب خیس این پنجره‌ها
    عکسی از جمعه‌ی غم‌گین می‌بینم،
    چه سياه ئه به تن‌اش رخت عزا!
    تو چشاش ابرای سنگین می‌بینم.

    داره از ابر سیا خون می‌چکه!
    جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه!

    نفس‌ام در نمی‌آد، جمعه‌ها سر نمی‌آد!
    کاش می‌بستم چشامو، اين ازم بر نمی‌آد!

    داره از ابر سیا خون می‌چکه!
    جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه!

    عمر جمعه به هزار سال می‌رسه،
    جمعه‌ها غم دیگه بی‌داد می‌کنه،
    آدم از دست خودش خسته می‌شه،
    با لبای بسته فرياد می‌كنه:

    داره از ابر سیا خون می‌چکه!
    جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه!
    جمعه وقت رفتن ئه, موسم دل‌کندن ئه،
    خنجر از پشت می‌زنه, اون كه هم‌راه من ئه!

    داره از ابر سیا خون می‌چکه!
    جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه!
     
    Kamran888، خانوم مهندس و $$h@mid$$ از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,243
    164,453
    مرغ سحر
    داغ مرا تازه تر کن
    زآه شرر بار
    این قفس را
    برشکن و زیر و زبر کن
    بلبل پر بسته زکنج قفس درآ
    نغمه ی آزادی نوع بشر سرا
    وز نفسی عرصه ی این خاک توده را
    پر شرر کن
    ظلم ظالم ، جور صیاد
    آشیانم داده بر باد
    ای خدا ، ای فلک ، ای طبیعت
    شام تاریک ما را سحر کن
    نوبهار است ، گل به بار است
    ابر چشمم ژاله بار است
    این قفس چون دلم تنگ و تار است
    شعله فکن در قفس ای آه آتشین
    دست طبیعت گل عمر مرا مچین
    جانب عاشق نگه
    ای تازه گل از این
    بیشتر کن ، بیشتر کن ، بیشتر کن
    مرغ بی دل ، شرح هجران
    مختصر، مختصر کن ، مختصر کن
     
    Kamran888، خانوم مهندس و $$h@mid$$ از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,243
    164,453
    نجوا

    رستنی‌ها کم نیست،
    من و تو کم بودیم،
    خشک و پژمرده و تا روی زمین خم بودیم!

    گفتنی‌‌ها کم نیست،
    من و تو کم گفتیم،
    مثل هذیان دم مرگ،
    از آغاز چنین درهم و برهم گفتیم.

    دیدنی‌‌ها کم نیست،
    من و تو کم دیدیم،
    بی‌سبب از پاییز
    جای‌ میلاد اقاقی‌ها را پرسیدیم.

    چیدنی‌ها کم نیست،
    من و تو کم چیدیم،
    وقت گل دادن عشق روی دار قالی‌،
    بی‌سبب حتا پرتاب گل سرخی‌ را ترسیدیم

    خواندنی‌‌ها کم نیست،
    من و تو کم خواندیم،
    من و تو ساده‌ترین شکل سرودن را در معبر باد
    با دهانی‌ بسته وا ماندیم

    من و تو کم بودیم،
    من و تو اما در میدان‌ها
    اینک اندازه‌ی ما می‌خوانیم!

    ما به اندازه‌ی ما می‌بینیم!
    ما به اندازه‌ی ما می‌چینیم!
    ما به اندازه‌ی ما می‌گوییم!
    ما به اندازه‌ی ما می‌روییم!

    من و تو
    کم نه، که باید شب بی‌‌رحم و گل مریم و بیداری شبنم باشیم!
    من و تو
    خم نه و درهم نه و کم هم نه، که می‌باید با هم باشیم!

    من و تو حق داریم
    در شب این جنبش نبض آدم باشیم!
    من و تو حق داریم
    که به اندازه‌ی ما هم شده با هم باشیم!

    گفتنی‌‌ها کم نیست!

    ترانه سرا : شهیار قنبری
     
    Kamran888، خانوم مهندس و $$h@mid$$ از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,243
    164,453
    خواب در بیداری


    اینجا بر تخته سنگ
    پشت سرم نارنجزار
    رو در رو دریا مرا میخواند
    سرگردان نگاه میکنم
    میآیم . میروم . انگاه در میابم که همه چیز یکسان است و با این حال نیست
    آسمان روشن و آبی . کنون تلخ و ملال انگیر
    سفید پوشیده بودم با موی سیاه
    اکنون سیاه جامه ام با موی سپید
    میآیم . میروم . میاندیشم که شاید خواب بوده ام
    میاندیشم که شاید خواب دیده ام
    خواب بوده ام . خواب دیده ام
    عطر برگهای نارنج . چون بوی تلخ خوش کندر
    رو در رو دریا مرا میخواند
    میاندیشم که شاید خواب دیده ام
    میاندیشم که شاید خواب بوده ام . خواب دیده ام
    اما همه چیز یکسان است و با این حال نیست
    آسمان روشن و آبی . کنون تلخ و ملال انگیر
    سفید پوشیده بودم با موی سیاه
    اکنون سیاه جامه ام با موی سپید
    میآیم . میروم . میاندیشم که شاید خواب بوده ام
    میاندیشم که شاید خواب دیده ام
    خواب بوده ام . خواب دیده ام
    عطر برگهای نارنج . چون بوی تلخ خوش کندر
    رو در رو دریا مرا میخواند
    میاندیشم که شاید خواب بوده ام
    میاندیشم که شاید خواب دیده ام . خواب بوده ام
    اما همه چیز یکسان است و با این حال نیست

    ترانه سرا : Juan Ramon Jimenez (با تغییرات فرهاد)
     
    Kamran888، خانوم مهندس و $$h@mid$$ از این ارسال تشکر کرده اند.