1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

متن ترانه های داریوش اقبالی

شروع موضوع توسط M.G.Captain ‏Jul 14, 2014 در انجمن متن آهنگ ها

  1. شب




    وقتی تو شب گم میشدم
    ستاره شب شکن نبود
    میون این شب زده ها
    کسی به فکر من نبود
    وقتی تو شب گم میشدم
    هم خونه خواب گل میدید
    هم سایه از خوشه ی خواب سبد سبد خنده میچید
    اواز خونه کوچه ها شعراشو از یاد برده بود
    چراغها خوابیده بودن شعلشونو باد برده بود
    اخ اگه شب شیشه ای بود
    پل به ستاره میزدم
    شکسته اینه ی شبو نیزهیه خورشید میشدم
    اخ اگه مرگ امون میداد
    دوباره باغ میشدم
    تو رگ یخ بسته ی شب نبز چراغ میشدم
    وقتی تو شب گم میشدم
    ستاره شب شکن نبود
    میون این شب زده ها
    کسی به فکر من نبود
    اخ که تو اقیانوس شب
    سوختنمو کسی ندید
    تو برزخ بیداد شب
    کسی به دادم نرسید
    وقتی تو شب گم میشدم
    دلم میخاست شعله بشم
    رو سایه های یخ زده
    دسته نوازش بکشم
    دلم میخاست اشتی بدم
    تگرگو با عقاقیا
    خورشید مهربونیرو
    مهمون کنم به خونه ها
    اخ اگه مرگ امون میداد
    دوباره باغ میشدم
    تو رگ یخ بسته ی شب نبز چراغ میشدم
    وقتی تو شب گم میشدم
    ستاره شب شکن نبود
    میون این شب زده ها
    کسی به فکر من نبود
    وقتی تو شب گم میشدم
    هم خونه خواب گل میدید
    هم سایه از خوشه ی خواب سبد سبد خنده میچید
     
    JACK DOWSON و ILMAH_68 از این پست تشکر کرده اند.
  2. کارون ما

    ای مقصد ازادگی پرباز کن پربازکن
    کارون صدایت میزند پرواز کن پروازکن
    همراه با کارون ما فریاد کن فریاد کن
    با دشمن بی داد گر بی داد کن بی داد کن
    تا وارهند از قید بند این مردم مهنت زده
    تا پاییه ظلم وستم ویران شود از شهر دل
    .
    .
    .

    کارون ما کارون ما بشنو حدیث سوز ما
    از حسرت دیروز ما از ماتم امروز ما
    از قطره های خون ما
    قلبت به رنگ لاله شد
    تا رشته ی ازادگی
    در قلب میهن پاره شد
    کارون ما کارون ما بشنو حدیث سوز ما
    تا کی تنت بر پوز ما تار سیاه بندگی
    تا کی خلد خار ستم بر پای لخت زندگی
    زحمت ازان ما همه
    رحمت ازان دیگران
    ذلت به کوی ما همه
    لذت به کوی دیگرا
    کارون ما کارون ما بشنو حدیث سوز ما
    از حسرت دیروز ما از ماتم امروز ما
    ای شاهد دردو بلای روز شب افزون ما
    کارون درد الودو دلخسته ی محزون ما
    کارون ما کارون ما بشنو حدیث سوز ما
    از حسرت دیروز ما از ماتم امروز ما
     
    JACK DOWSON و ILMAH_68 از این پست تشکر کرده اند.
  3. لب دریا
    عصر ما عصر فریبه
    عصر اسمهای غریبه
    عصر پژمردن گلدون
    چترهای سیاه تو بارون
    شهر ما سرش شلوغه
    وعدهاش همه دروغه
    آسموناش پر دوده
    قلب عاشقاش کبوده
    کاش توی قحطی شقایق
    بشینیم توی یه قایق
    بزنیم دلو به دریا
    منو تو تنهای تنها
    خونه هامون پرنرده
    پشت هر پنجره پرده
    قفسها پر پرنده
    لبهای بدون خنده
    چشمها خونه ی سواله
    مهربون شدن محاله
    نه برای عشق میلی
    نه کسی به فکر لیلی
    کاش توی قحطی شقایق
    بشینیم توی یه قایق
    بزنیم دلو به دریا
    منو تو تنهای تنها
    اونقده میریم که ساحل
    از منو تو بشه غافل
    قایق رو با هم میرونیم
    اونجا تا ابد میمونیم
    جای که نه اسمونش
    نه صدای مردومونش
    نه غمش نه جنبوجوشش
    نه گلای گل فروشش
    مثل اینجا اهنی نیست
    پس ببین یادت بمونه
    کسی هم اینو ندونه
    زنده بودیم اگه فردا
    وعده ی ما لبه دریا
     
    JACK DOWSON و ILMAH_68 از این پست تشکر کرده اند.
  4. تصویر رویا

    شب از مهتاب سر میره تمام ماه تو ابه
    شبیه عکس یک رویاست تو خوابیدی جهان خوابه
    زمین دور تو میگرده زمان دست تو افتاد
    تماشا کن سکوت تو عجب عمقی به شب داده
    تو خواب انگار طرحی است
    گل مهتاب لبخندی شب از جای شروع میشه که تو چشماتو میبندی
    تورا اغوش میگیرم
    تنم سریز رویا شه
    جهان قد یه لالایه توی اغوش من جاشه
    تورا اغوش میگیرم
    هوا تاریک تر میشه
    خدا از دست های تو به من نزدیکتر میشه
    زمین دور تو میگرده زمان دست تو افتاد
    تماشا کن سکوت تو عجب عمقی به شب داده
    تمامه خونه پر میشه از این تصویر رویایی
    تماشا کن تماشا کن چه بی رحمانه زیبایی
     
    JACK DOWSON و ILMAH_68 از این پست تشکر کرده اند.
  5. پرنده ی مهاجر
    ای پرنده مهاجر ای پر از شهوت رفتن
    فاصله قد یه دنیاست بین دنیای تو با من
    تو رفیق شاپرکها من تو فکر گله‌مونم
    تو پی عطر گل سرخ من حریص بوی نونم
    دنیای تو بی‌نهایت همه جاش مهمونی نور
    دنیای من یه کف دست روی سقف سرد یک گور

    من دارم تو آدمکها می‌میرم تو برام از پریها قصه می‌گی
    من توی پیله وحشت می‌پوسم برام از خنده چرا قصه می‌گی

    کوچه پس کوچه خاکی در و دیوار شکسته
    آدمهای روستایی با پاهای پینه بسته
    پیش تو یه عکس تازه است واسه آلبوم قدیمی
    یا شنیدن یه قصه است از یه عاشق قدیمی
    برای من زندگی اینه پر وسوسه پر غم
    یا مثل نفس کشیدن پر لذت دمادم

    ای پرنده مهاجر ای همه شوق پریدن
    خستگی یه کوله باره روی رخوت تن من
    مثل یک پلنگ زخمی پر وحشت نگاهم
    می‌میرم اما هنوزم دنبال یه جون پناهم
    نباید مثل یه سایه زیر پاها زنده باشیم
    مثل چتر خورشید باید روی برج دنیا واشیم
     
    JACK DOWSON و ILMAH_68 از این پست تشکر کرده اند.
  6. نامه به وطن
    یاران، یاران منشینید خموش
    ایران در سایه دار است
    منشینید خموش
    زیر ساتور تبهکاران است
    منشینید خموش یاران
    منشینید خموش
    در کشور ما سرب سوزان است پاسخ
    در کشور ما سرب سوزان است پاسخ
    گر بپرسی از عدالت
    هر ره دیگر بود مسدود جز راه رذالت
    منشینید خموش یاران
    ایران در سایه دار است منشینید خموش

    گردید وطن غرقه اندوه و مَهَـن
    وای وطن، وای وطن وای
    سرخند از این غصه سفیدان چمن
    وای وطن، وای وطن وای
    خیزید رَوید از پی تابوت و کفن
    وای وطن، وای وطن وای

    خیزید رَوید از پی تابوت و کفن
    وای وطن، وای وطن وای

    ای غرقه در هزار غم بی‌دوا وطن
    ای طعمه گرگ اجل مبتلا وطن
    قربانیان تو همه گلگون قبا وطن

    عزیز وطن غریب وطن بی‌نوا وطن
    بی‌کس وطن غریب وطن بی‌نوا وطن

    مادر ببین عروس وطن بی‌جهاز شد
    مادر ببین دست اجانب دراز شد
    هر شقه‌اش نصیب پلنگ و گراز شد

    عزیز وطن غریب وطن بی‌نوا وطن
    بی‌کس وطن غریب وطن بی‌نوا وطن

    در هیچکس همت و دین و ثبات نیست
    جان کندن است زندگی ما حیات نیست
    از هیچ سمت راه گریز و نجات نیست
    ای خاک تو جواهر و لعل و طلا وطن
    تهرانیان، تهرانیان همه گرفتار مصیبتند
    گیلانیان، گیلانیان همه بر زوال و وحشتند
    تبریزیان، تبریزیان گرفتار محنتند
    از بهر مرد و زن شده محنت سرا وطن
    عزیز وطن غریب وطن بی‌نوا وطن

    آن عقربی که بر وطن افتاد حاضر است
    آن خائنین ستمگر و جلاد حاضرند
    آن مهر و دفتر و اسناد حاضراست
    کردند بر تو ناخلفان ظلمها وطن
    عزیز وطن غریب وطن بی‌نوا وطن
     
    JACK DOWSON و ILMAH_68 از این پست تشکر کرده اند.
  7. یاس پر پر
    لالا لالا لالایی
    عزیز نازنین من لالایی
    بخواب این آخرین خواب تو شیرین
    پس از این قهرمان قصه‌هایی
    تو ای سرباز و ای فرزند بهتر
    تو ای سرباز و ای فرزند بهتر
    جدا از بستر و آغوش مادر
    به غسلت می‌برم با دیده تر
    به غسلت می‌برم با دیده تر
    به تو پوشم کفن از یاس پرپر

    لالایی لالایی لالایی
    عزیز نازنین من لالایی
    بخواب این آخرین خواب تو شیرین
    پس از این قهرمان قصه‌هایی

    به اون گوری که شد گهواره تو
    به اون گوری که شد گهواره تو
    برای پیکر صد پاره تو
    می‌خونم من اگه بسته ز بیداد
    گلوی مادر بیچاره تو
    شد از خون تو خاک جبهه رنگین
    در اون ظلمت سرای سرد و غمگین
    بخواب ایران ز تو بر جا می‌مونه
    عزیزم آخرین خواب تو شیرین
     
    JACK DOWSON و ILMAH_68 از این پست تشکر کرده اند.
  8. لالایی لالایی آی لالایی
    عزیز نازنین من لالایی
    بخواب این آخرین خواب تو شیرین
    پس از این قهرمان قصه‌هایی

    به اون گوری که شد گهواره تو
    به اون گوری که شد گهواره تو
    برای پیکر صد پاره تو
    می‌خونم من اگه بسته زبیداد
    گلوی مادر بیچاره تو
    شد از خون تو خاک جبهه رنگین
    در اون ظلمت سرای سرد و غمگین
    بخواب ایران ز تو بر جا می‌مونه
    عزیزم آخرین خواب تو شیرین

    لالایی لالایی آی لالایی
    عزیز نازنین من لالایی
    بخواب این آخرین خواب تو شیرین
    پس از این قهرمان قصه‌هایی

    لالایی لالایی آی لالایی
    عزیز نازنین من لالایی
    بخواب این آخرین خواب تو شیرین
    پس از این قهرمان قصه‌هایی
     
    JACK DOWSON و ILMAH_68 از این پست تشکر کرده اند.
  9. جنگل جاری
    در این حریم شبانه ستم گرفته
    در این شب خوف و خاکستر که غم گرفته
    رفیق روزان روشن رهایی من
    ستاره‌ها را صدا بزن دلم گرفته

    قامت یاران از تبرداران اگر شکسته
    جنگل جاری رو به بیداری به گـل نشسته
    بهار من
    رو به بیداری جنگل جاری جوانه بسته

    ستاره سوسو نمی‌زند اگرچه بر من
    رفیق شبهای بی‌کسی ای سر به دامن
    در این سکوت سترون سنگر به سنگر
    چراغ خورشیدواره چشم تو روشن

    قامت یاران از تبرداران اگر شکسته
    جنگل جاری رو به بیداری به گـُل نشسته
    بهار من
    رو به بیداری جنگل جاری جوانه بسته

    قامت یاران از تبرداران اگر شکسته
    جنگل جاری رو به بیداری به گـُل نشسته
    رو به بیداری جنگل جاری جوانه بسته
    جنگل جاری رو به بیداری به گـُل نشسته
     
    JACK DOWSON و ILMAH_68 از این پست تشکر کرده اند.
  10. سرگردون
    از عذاب جاده خسته نرسیده و رسیده
    آهی از سر رسیدن نکشیده و کشیده
    غم سرگردونی‌هام رو با تو صادقانه گفتم
    اسمی که اسم شبم بود با تو عاشقانه گفتم

    من سرگردون ساده تو رو صادق می‌دونستم
    این برام شکسته اما تو رو عاشق می‌دونستم
    تو تموم طول جاده که افق برابرم بود
    شوق تو راه توشه من اسم تو همسفرم بود

    من دل شیشه‌ای هرجا هر شکستن که شکستم
    زیر کوهبار غصه هر نشستن که نشستم
    عشق تو از خاطرم برد که نهیفم و پیاده
    تو رو فریاد زدم و باز خون شدم تو رگ جاده

    من سرگردون ساده تو رو صادق می‌دونستم
    این برام شکسته اما تو رو عاشق می‌دونستم

    من سرگردون ساده تو رو صادق می‌دونستم
    این برام شکسته اما تو رو عاشق می‌دونستم

    نیزه نمباد شرجی وسط دشت تابستون
    تازیانه‌های رگبار توی چله زمستون
    نتونستن، نتونستن کینه من رو بگیرن
    از من خسته خسته شوق رفتن رو بگیرن

    حالا که رسیدم اینجا پر قصه برا گفتن
    پر نیاز تو برای آه کشیدن و شنفتن
    تو رو با خودم غریبه از غمم جدا می‌بینم
    خودم رو پر از ترانه تو رو بی‌صدا می‌بینم

    اون همیشه با محبت برای من دیگه نیستی
    نگو صادقی به عشقت آخه چشم‌هات می‌گه نیستی

    من سرگردون ساده تو رو صادق می‌دونستم
    این برام شکسته اما تو رو عاشق می‌دونستم

    من سرگردون ساده تو رو صادق می‌دونستم
    این برام شکسته اما تو رو عاشق می‌دونستم

    من سرگردون ساده تو رو صادق می‌دونستم
    این برام شکسته اما تو رو عاشق می‌دونستم
     
    JACK DOWSON و ILMAH_68 از این پست تشکر کرده اند.