1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

متن ترانه های حبیب

شروع موضوع توسط M.G.Captain ‏Jul 31, 2014 در انجمن متن آهنگ ها

  1. امامزاده


    آسمون آبي و قامت مناره ها
    گنبد و گل دسته ها كه داره اشاره ها
    كلاغ ها دم غروب شور و غوغايي دارن
    رو درختاي چنار هر كدوم جایی دارن
    هواي امامزاده هميشه مقدسه
    اونجا دلتنگي تو بسته يه نفسه
    زنا با چادر سياه با رو بنده توري
    ميان از راه مي رسن با يه عهد و منطوري

    اكه صد تا راز دل همه بنهفته باشي
    در يه لحطه مي توني همه رو كفته باشي

    هواي امامزاده هميشه مقدسه اونجا دل تنكي تو بسته يه نفسه
     
    meshmesh 021 از این پست تشکر کرده است.
  2. آخه عزیزم چه میشه

    به كلبه ما فقرا

    يك شب تو از سر لطف و وفا

    قدم بزار صفا بكن

    فراموشي بپا بكن

    كلبه ما صفا داره

    اين دل ما وفا داره

    آخه عزيزم چي ميشه

    يك شب هزار كه شب نميشه

    نه فقط كاخ بزرگان جلايي داره

    كلبه ما فقرا هم صفايي داره

    اگر كه دستم خاليه جونم فداتون مي كنم

    فرش نباشه چشمام فرش زير پاتون مي كنم

    دوري از ريا بكن

    نظر به درويشان بكن

    اگر درويش فقيره

    بدون واسه تو مي ميره

    يك شب از سر لطف مهمان دلم شو

    در انجمن عشق شمع محفلم شو

    اگه ماه شبم بشي چي ميشه

    يك شب كه هزار شب نميشه

    در كلبه ما اگر رونق نيست صفا هست

    آنجا كه صفا هست در آن نور خدا هست
     
    meshmesh 021 از این پست تشکر کرده است.
  3. یا رب

    من مست و خراباتي
    تو رند قدح نوشي
    من ريگ ته جويم
    تو رود خروشاني

    مستم به نگاه تو
    هستم به خيال تو
    يارب همه فريادم
    يارب همه فريادم

    فردا كه غمش دارم
    يارب كه غمم دارد؟

    هر سايه كه بنشانم
    دل را به تو بسپارم

    راهي به سفر گشتم
    همسايه ي غم گشتم
    يارب مددم كن تو
    يارب مددم كن تو

    هر سوز دل عاشق
    ورقي است به كتاب عشق
    من مست و خراباتي
    تو رند قدح نوشي

    فردا كه غمش دارم
    يارب كه غمم دارد؟

    هر سايه كه بنشانم
    دل را به تو بسپارم
     
    meshmesh 021 از این پست تشکر کرده است.
  4. یه مشت خاک

    توی بهشت غربت دلم داره میگیره
    اخه وطن کجایی دلم پی تو می گرده
    اگر یه مشت خاک هم فقط ازت بمونه به یاد میاره عشق رو به یاد میاره عشق رو

    اگه جهنمی تو برای من بهشتی
    اگه غربت قشنگه واسه خودش قشنگه

    برای من تو خوبی دلم پی تو می گرده
    وطن که زخمی هستی حالا که خسته هستی
    وطن میام دوباره دیگه پیشت می مونم
    بقل واکن برامون میام پیشت دوباره
    با هم دیگه می سازیم ایرانو دوباره
    اگه یه مشت خاک هم فقط ازت بمونه

    با هم دیگه می سازیم ایرانو دوباره
    اگه یه مشت خاک هم فقط ازت بمونه

    با هم دیگه می سازیم ایرانو دوباره
    اگه یه مشت خاک هم فقط ازت بمونه

    اگه جهنمی تو برای من بهشتی
    اگه غربت قشنگه واسه خودش قشنگه
     
    meshmesh 021 از این پست تشکر کرده است.
  5. کسی حالم نمی پرسه

    دراین شبهای دلتنگی که غم با من هو آغوش
    به جز اندوه و تنهایی،کسی با من نمی جوشه
    کسی حالم نمی پرسه،کسی دردم نمی دونه
    نه هم درد و هم آوایی با من یکدل نمی خونه
    ازاین سرگشتگی ببزارم وبیزار
    ولی راه فراری نیست از این دیوار
    برای این لب تشنه،دریغا قطره آبی کو
    برای خسته چشم من،ذریغا جای خوابی کو
    دراین سرداب ظلمت،نور راهی کو
    دراین اندوه غربت سرپناهی کو
    شبها پر درد ومن ازغصه ها دل سرد
    کجا پیدا کنم دل سوخته ای هم درد
    اسیر صد خیال و وهم واندوهم
    سرا پا دردم وسنگین تراز کوهم
     
    meshmesh 021 از این پست تشکر کرده است.
  6. صفر

    ما چه هستیم، عجب بی پا ودستیم
    چه شد مغرور ومستیم
    همه عاجز کش و دشمن پرستیم
    ز نادانی وغفلت، زیر دستیم
    برغم دوست با دشمن نشستیم
    ما خرابیم، چو صفر اندر حسابیم
    چو صید اندر تنابیم
    جهان را برده آب و ما به خوابیم
    چه دانم غرق خون، مست شرابیم
    مست شرابیم
     
    meshmesh 021 از این پست تشکر کرده است.
  7. پریا

    یکی بود،یکی نبود، زیر گنبد کبود
    لخت و عور ،تنگ غروب،سه تا پری نشسته بود
    پری ها گشنتونه، پری ها تشنتونه
    پری هاخسته شدین، مرغ پر بر بسته شدین
    چیه این های هایتون،گریتون وای وایتون
    پری ها هیچی نگفتن،زار و زار گریه می کردن
    مثل ابرای بهار گریه می کردن پری ها
    چتون زار می زنین توی این صحرای دور
    توی این تنگ غروب
    نمیگین برف میاد، نمیگین بارون میاد
    نمیگین گرگه میاد می خوردتون
    امشب تو شهر چراغونه
    مردم ده مهمون مان / با دنب و دنب شهر میان
    دایره و دنبک می زنن / می رقصن و می رقصونن
    غنچه خندون می ریزن / نقل بیابون می ریزن

    های می کشن / هوی می کشن
    پری های نازنین
     
    meshmesh 021 از این پست تشکر کرده است.
  8. محتاج

    ای دیر بدست امده بس زود برفتی
    اتش زدی اندر منو چون دود برفتی
    چون ارزوی تنگ دلان دیر رسیدی
    چون دوستی سنگدلان زود برفتی
    چون ارزوی تنگ دلان دیر رسیدی
    چون دوستی سنگدلان زود برفتی
    ای دیر بدست امده بس زود برفتی
    اتش زدی اندر منو چون دود برفتی
    زان پیش که در باغ وصال تو دل من
    ازداغ فراغ تو براسود برفتی
    زان پیش که در باغ وصال تو دل من
    ازداغ فراغ تو براسود برفتی

    نا گشته من از بند تو ازاد که جسته
    نا کرده مرا وصل تو خشنود برفتی
    نا کرده مرا وصل تو خشنود برفتی
    اهنگ جان من دلسوخته کردی
    چون در دل من عشق بیفزود برفتی

    اهنگ جان من دلسوخته کردی
    چون در دل من عشق بیفزود برفتی

    ای دیر بدست امده بس زود برفتی
    اتش زدی اندر منو چون دود برفتی
    زان پیش که در باغ وصال تو دل من
    ازداغ فراغ تو براسود برفتی
    زان پیش که در باغ وصال تو دل من
    ازداغ فراغ تو براسود برفتی
    نا گشته من از بند تو ازاد که جسته
    نا کرده مرا وصل تو خشنود برفتی
    نا کرده مرا وصل تو خشنود برفتی
    اهنگ جان من دلسوخته کردی
    چون در دل من عشق بیفزود برفتی

    اهنگ جان من دلسوخته کردی
    چون در دل من عشق بیفزود برفتی

    ای دیر بدست امده بس زود برفتی
    اتش زدی اندر منو چون دود برفتی
    ای دیر بدست امده بس زود برفتی
    اتش زدی اندر منو چون دود برفتی
     
    meshmesh 021 از این پست تشکر کرده است.
  9. آتش

    ای دیر بدست آمده بس زود برفتی
    آتش زدی اندر منو چون دود برفتی

    چون آرزوی تنگدلان دیر رسیدی
    چون دوستی سنگ دلان زود برفتی

    زان پیش که در باغ وصال تو دل من
    از داغ فراغ تو مرا سوت برفتی

    ناگشته من از بند تو آزاد بجستی
    ناکرده مرا وصل تو خشنود برفتی

    آهنگ به جان من دل سوخته کردی
    چون در دل من عشق بیافزود زود برفتی
     
    meshmesh 021 از این پست تشکر کرده است.
  10. شب سیاه

    بیا که این شب سیاه
    خیمه زده بکوچه ها
    برای فتح روشنی
    برای غصب لحظه ها
    بیا که دیو قصه ها مرا ببردگی کشید
    بیتو دراین دیار غم فصل فسردنم رسید
    بیا بیا که شاعری بیتو نداره رونقی
    چگونه شاعری کنم در این هوای بیکسی
    بیا بیا که شاعری بیتو نداره رونقی
    چگونه شاعری کنم در این هوای لعنتی

    بیا که این هوای بد شکنجه میدهد مرا
    فضای سردو بیرمق ببند میکشد مرا
    بیا که این همه سکون رسم مسافری نبود
    رفتن تازه پیش دل رفتن اخری نبود
    رفتن اخری نبود

    بیا بیا که شاعری بیتو نداره رونقی
    چگونه شاعری کنم در این هوای بیکسی
    بیا بیا که شاعری بیتو نداره رونقی
    چگونه شاعری کنم در این هوای لعنتی

    بیا که بودنت مرا جرعت شاعری دهد
    صدای شعر خواندن من بگوش عاشقان رسد
    بیا که عشق پاک تو قدرت قلب من شود
    بقلب نیمه مرده ام جان دوباره ای دهد
    جان دوباره ای دهد
    بیا بیا که شاعری بیتو نداره رونقی
    چگونه شاعری کنم در این هوای بیکسی
    بیا بیا که شاعری بیتو نداره رونقی
    چگونه شاعری کنم در این هوای لعنتی

    بیا که این هوای بد شکنجه میدهد مرا
    فضای سردو بیرمق ببند میکشد مرا
    بیا که این همه سکون رسم مسافری نبود
    رفتن تازه پیش دل رفتن اخری نبود
    رفتن اخری نبود

    بیا بیا که شاعری بیتو نداره رونقی
    چگونه شاعری کنم در این هوای بیکسی
    بیا بیا که شاعری بیتو نداره رونقی
    چگونه شاعری کنم در این هوای لعنتی

    بیا که بودنت مرا جرعت شاعری دهد
    صدای شعر خواندن من بگوش عاشقان رسد
    بیا که عشق پاک تو قدرت قلب من شود
    بقلب نیمه مرده ام جان دوباره ای دهد
    بیا که عشق پاک تو قدرت قلب من شود
    بقلب نیمه مرده ام جان دوباره ای دهد
     
    meshmesh 021 از این پست تشکر کرده است.