1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

متن ترانه های حبیب

شروع موضوع توسط M.G.Captain ‏Jul 31, 2014 در انجمن متن آهنگ ها

  1. ای گلاله

    ای گلاله ای گلاله دیدنت خواب و خیاله
    گل صحرا گل لاله گل قلب من و تو لاله

    دل تو گرم و صمیمی مثل خورشید جنوب
    چشم تو چشمه طوفان مثل دریای شمال

    می دونی تو مذهب من چی حرومه چی حلاله
    آب بدون تو حرومه جام می با تو حلاله

    تو صدات شور ترانست پررنگه چه قشنگه
    تو نگات جادوی شعره پرشوره پرحاله

    گفتگوم تو، جستجوم تو، گل باغ آرزوم تو
    شب و روز با تو قشنگه زندگی بی تو محاله
     
    meshmesh 021 از این پست تشکر کرده است.
  2. ای خورشید کوچه ما

    ای خورشيد كوچه ای ما
    مگه تو از ما چه ديدی

    كه از اين كوچه ای خاكی
    رفتی به دريا رسيدی

    كسی باورش نمی شد
    خورشيد تو دريا بمونه

    دريا كوچيك واسه تو
    جای تو ، تو آسمونه

    ای خورشيد كوچه ای ما
    دوست خوبه بچه هائی

    سراغتو می گرفتن
    الدوز و كلاغ كجائی

    از تن گرم تو خورشيد
    بچه ها جون میگرفتن

    از تلالؤ وجودت
    لاله ها خون می گرفتن

    ماهئی سياه چشمه
    حالا خود حاكم درياست

    مرغ ماهی خوار رو كشتن
    تمومِ دريا مال ماست

    ای خورشيد كوچۀ ما
    دوست خوبه بچه هائی

    سراغتو می گرفتن
    الدوز و كلاغ كجائی
     
    meshmesh 021 از این پست تشکر کرده است.
  3. گفتم غم تو دارم

    هيبت معبد خورشيد
    هيبت پر شادي گيسو
    از تو بر پا گشته فتنه

    چون نگاه کني به هر سو
    هيبت شوريدگي ها
    اي تو غرق رنگ دنيا
    اي به دور سر نهاده
    خالي از مرجان دريا
    عهد من اين بود که هرجا
    يار و همتاي تو باشم
    توي شبهاي انتظارت
    مرد شبهاي تو باشم
    چه کنم خودت نخواستي
    شب پر سوز تو باشم
    به همه شبهاي سردت
    آتش افروز تو باشم
    آتش من اين بود که
    شايد فکر آزارم تو باشي
    به همين اعتقادي
    شعر و باورم تو باشي
    عهد من اين بود هميشه
    يار و غمخوار تو باشم
    به همه بي مهري تو
    من وفا دار تو باشم

    چه کنم خودت نخواستي
    شب پر سوز تو باشم
    به همه شبهاي سردت
    آتش افروز تو باشم
     
    meshmesh 021 از این پست تشکر کرده است.
  4. ریشه در خون

    گل سرخي گل لاله
    گل خون رنگ شقايق
    گل ايمان گل ايثار

    گل طوفان زده ي ما
    خون تو محراب خلقه
    توي هر کوي و برزن ما
    هميشه در تو پنهون

    قصه هاي خنجرو خوند
    پرنده هاي مهاجر
    نمي يارن از تو نشون
    گر سپيدي گل زنبق
    گر سپيدي گل زنبق
    گل ياس
    چرا توي هر شاخه ي تو
    غنچه هاي غم شکفته
    بوي غنچه هات چه خوشبو
    ولي افسوس که از غم شکفته

    ريشه در خون داري اي گل
    خون به هر رگت رسيده
    نمي دونم نمي دونم
    چرا قلب تو سپيده
     
    meshmesh 021 از این پست تشکر کرده است.
  5. سه روزه رفته ای

    سه روزه رفته اي
    سي روزه حالا

    زمستون رفته اي نوروزه حالا

    تو که گفتي سر هفته ميايُم
    شُماره کرده اُم چند روزه حالا

    يار عزيزُم بيا در
    راه تو ما گل بريزُم
    بيا جانا که تا جانانه باشيم
    يکي شمع و يکي
    يکي پروانه باشيم

    يکي موسي شويم اندر بيابان
    يکي جاروکش
    مي خونه باشيم
    يار جوني دوباره
    بر نميگرده جووني

    با تو از دوريت حالي ندارم
    ز عين و شين و
    قاف من بي قرارم

    به ت و ب گرفتارم شب و روز
    به جز از ل و ب درمان ندارم

    سه روزه رفته اي
    سي روزه حالا
    زمستون رفته اي نوروزه حالا
     
    meshmesh 021 از این پست تشکر کرده است.
  6. تو حسین پاکبازی

    تو حسین پاکبازی
    خسرو ملک حجازی
    منبع الهام و رازی
    در دو عالم سرفرازی
    جد تو باشد پیامبر
    عم تو طیار جعفر

    چون نیارزد با مذلت
    یک پشیزی زندگانی
    مرگ با فخر و شرافت
    به زعمر جاودانی

    تو علی را نور عینی
    مصطفی را زیب و زینی
    شهسوار نشئتینی
    تو حسینی تو حسینی

    طایر قدس بهشتی
    اشک و خون گفتن نوشتی
    به رَوی تا آنکه کشتی
    در جهان با خون نوشتی

    چون نیارزد با مذلت
    یک پشیزی زندگانی
    مرگ با فخر و شرافت
    به زعمر جاودانی

    یکه تاز کربلایی
    قهرمان نینوایی
    خلق را دارالشفایی
    از قیام حق لوایی

    مرکبت عشق و فضیلت
    مقصدت راه حقیقت
    ای گروه پر فضیحت
    وای بر ننگ و رذیلت

    چون نیارزد با مذلت
    یک پشیزی زندگانی
    مرگ با فخر و شرافت

    به زعمر جاودانی
    چون نیارزد با مذلت
    یک پشیزی زندگانی
    مرگ با فخر و شرافت
    به زعمر جاودانی

    یکه تاز کربلایی
    قهرمان نینوایی
    خلق را دارالشفایی
    از قیام حق لوایی

    مرکبت عشق و فضیلت
    مقصدت راه حقیقت
    ای گروه پر فضیحت
    وای بر ننگ و رذیلت

    چون نیارزد با مذلت
    یک پشیزی زندگانی
    مرگ با فخر و شرافت

    به زعمر جاودانی
    چون نیارزد با مذلت
    یک پشیزی زندگانی
    مرگ با فخر و شرافت

    به زعمر جاودانی
    چون نیارزد با مذلت
    یک پشیزی زندگانی
    مرگ با فخر و شرافت
    به زعمر جاودانی
     
    meshmesh 021 از این پست تشکر کرده است.
  7. واعظان

    واعظان كين جلوه در محراب و منبر مي كنند
    چون به خلوت مي روند آن كار دیكر مي كنند
    گوییا باور نمیدارند روز داوری
    كين همه قلب و دغل در كار داور مي كنند
    بنده پير خراباتم كه درويشان او
    خاک را از بي نيازي خاك بر سر مي كنند

    اه اه از دست صرافان ناقص عقل كه
    هر زمان خر مهره را با در برابر ميكنند
    واعظان كين جلوه در محراب و منبر مي كنند
    چون به خلوت مي روند آن كار دیكر مي كنند
    گوییا باور نمیدارند روز داوری
    كين همه قلب و دغل در كار داور مي كنند
    بنده پير خراباتم كه درويشان او
    خاک را از بي نيازي خاك بر سر مي كنند

    اه اه از دست صرافان ناقص عقل كه
    هر زمان خر مهره را با در برابر ميكنند
     
    meshmesh 021 از این پست تشکر کرده است.
  8. یورش

    اگه با مني کو جنبش ؟
    اگه عاشقي کو شورش ؟
    تو به اندوه دل ما

    پس چرا نبردي يورش ؟
    تو نخواستي عهد ببنديم
    که به غمهامون بخنديم
    حالا مي ترسم از اينکه
    توي اين شهر بگنديم
    شهري که هزار هزارتا
    آدمهاي خسته دارد
    شهري که قد يه دنيا
    دل خون نشسته دارد
    شهري که درهاشو بستن
    تا سواري تو نيايد
    شهري که سرها رو
    شکستن تا سري سايه
    نخواهد
    اگه با مني کو جنبش ؟
    اگه عاشقي کو شورش ؟
    تو به اندوه دل ما

    پس چرا نبردي يورش ؟
    شهري که غيره مصيبت
    ديگه تحفه اي ندارد
    کوچه هاي غم گرفته اش
    مرگمو يادم ميارد
    مرگي که هر روز و هر شب
    تجربه کردم و ديدم
    مرگي که با زنده بودن
    براي خودم خريدم

    مرگ من عاشقيم بود
    عاشق سپيده ديدن

    عاشق رستم سوسن
    به هواش ناله کشيدم

    سايه گاه سر من باش
    که من خيلي غريبم

    عشق من یاور من باش
    که خالی ز فریبم
     
    meshmesh 021 از این پست تشکر کرده است.
  9. رفیقانم

    رفيقانم رفيقانم رفيقانم رفيقانم

    شدم افتاده از پای***شراره جسم جانم سوزناکه
    همه سرگشته ازهرکوی ومنزل***برآنم تاچه روزاين دل هلاکه

    اگرعاقل اگرديوانه هستم***هميشه عاشق ساقی پرستم
    من آنم کزسرشوريدگی ها***تمام عهد خود يک جا شکستم

    نه در کوی خراباتم گذارن*** نه در بزم عزيزان جای دارم
    نه دور از پيرو آيين کيشم*** نه درراه طريقت پای دارم

    رفیقانم رفیقانم رفیقانم رفیقانم
    رفیقانم رفیقانم رفیقانم رفیقانم
     
    meshmesh 021 از این پست تشکر کرده است.
  10. مرد تنهای شب

    من مرد تنهای شبم
    مهر خموشی بر لبم
    تنهاو غمگین رفته ام
    دل از همه گسسته ام
    تنهای تنها،غمگین و رسوا
    تنها و بی فردا منم
    من مرد تنهای شبم
    مهر خموشی بر لبم

    من مرد تنهای شبم
    صد قصه مانده بر لبم
    از شهر تو من رفته ام
    کوله بارم را بسته ام
    بی فکر فردا، با خود و تنها
    عابر این شب ها منم
    بی فکر فردا، با خود و تنها
    عابر این شب ها منم

    من مرد تنهای شبم
    مهر خموشی بر لبم
    من مرد تنهای شبم
    صد قصه مانده بر لبم
     
    meshmesh 021 از این پست تشکر کرده است.