1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

متن ترانه های بیژن مرتضوی

شروع موضوع توسط M.G.Captain ‏Oct 14, 2014 در انجمن متن آهنگ ها

  1. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,233
    164,451
    گریه کنم یا نکنم

    گريه كنم يا نكنم آخر ماجرا رسيد

    گريه كنم يا نكنم قصه به انتها رسيد



    تو ميروي و آينه پر مي‏شود از بي‏كسي

    از من سفر ميكني و به مرگ قصه مي‏رسي

    ببين كه آب مي‏شود قطره به قطره قلب من

    مرگ من و قصه ماست فاجعه جدا شدن



    گريه كنم يا نكنم آخر ماجرا رسيد

    گريه كنم يا نكنم قصه به انتها رسيد



    تو جامه‏دان پر مي‏كني من خالي از جان مي‏شوم

    يك لحظه در چشمم ببين ، ببين چه ويران مي‏شوم

    بعد از تو با من چه كنم با من بي‏پناه من

    كجاي شب پنهان شوم كجاي اين عاشق‏شكن



    تو مي‏روي و جان من گور ترنم مي‏شود

    خورشيدكي كه داشتم در شب من گم مي‏شود

    چيزي نگو به آينه با رازقي حرفي نزن

    براي بار آخرين تنها نگاهي كن به من



    گريه كنم يا نكنم آخر ماجرا رسيد

    گريه كنم يا نكنم قصه به انتها رسيد



    تو جامه‏دان پر مي‏كني من خالي از جان مي‏شوم

    يك لحظه در چشمم ببين ، ببين چه ويران مي‏شوم

    بعد از تو با من چه كنم با من بي‏پناه من

    كجاي شب پنهان شوم كجاي اين عاشق‏شكن



    تو مي‏روي و جان من گور ترنم مي‏شود

    خورشيدكي كه داشتم در شب من گم مي‏شود

    چيزي نگو به آينه با رازقي حرفي نزن

    براي بار آخرين تنها نگاهي كن به من



    گريه كنم يا نكنم آخر ماجرا رسيد

    گريه كنم يا نكنم قصه به انتها رسيد
     
    ثمـــــــــینم ツ از این پست تشکر کرده است.
  2. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,233
    164,451
    ***ستاره***
    تو اینجایی بگو گم شه ستاره

    بگو شب تا دلش میخواد بباره

    دوباره رخت عریانی به تن کن

    بگو آینه مکرر شه دوباره

    تو اینجایی بگو گم شه ستاره

    بگو شب تا دلش میخواد بباره

    دوباره رخت عریانی به تن کن

    بگو آینه مکرر شه دوباره

    کنار تو پر آوازه قلبم

    غزلبارونه جانم از حضورت

    به من تا میرسی گل میده لحظه

    گلستون میشه ساعت از عبورت

    توی شب کوچه های پرس و پرسه

    منو پیدا کن از اندوه آواز

    کنار مرگ خاموش کبوتر

    منو پیدا کن از رویای پرواز

    تو اینجایی بگو گم شه ستاره

    بگو شب تا دلش میخواد بباره

    دوباره رخت عریانی به تن کن

    بگو آینه مکرر شه دوباره



    تو اینجایی که نورانی شه اسمم

    به من برگرده خورشید شبانه

    که من دیوانه شم از خواستن تو

    جهان رنگین کمون شه از ترانه

    به من چیزی بده از موج و شبنم

    به من چیزی بگو از ماه و ماهی

    صدام کن تا که در وا شه به رویا

    که رد شم از شبستان تباهی

    کنار تو پر آوازه قلبم

    غزلبارونه جانم از حضورت

    به من تا میرسی گل میده لحظه

    گلستون میشه ساعت از عبورت

    توی شب کوچه های پرس و پرسه

    منو پیدا کن از اندوه آواز

    کنار مرگ خاموش کبوتر

    منو پیدا کن از رویای پرواز

    تو اینجایی بگو گم شه ستاره

    بگو شب تا دلش میخواد بباره

    دوباره رخت عریانی به تن کن

    بگو آینه مکرر شه دوباره

    بگو آینه مکرر شه دوباره
    *
     
    بوق و ثمـــــــــینم ツ از این پست تشکر کرده اند.
  3. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,233
    164,451
    شکایت
    حال و هوای گریه هست وقتی برای گریه نیست
    کارم گذشت از گریه و فرصت برای خنده نیست
    ناخن به سینه میکشم از روی ناچاری ولی
    گویی در این ماتم کده احساس دردی زنده نیست
    من تو همدرد یک حادثه پر از حکایت
    هر دو بارون زده ابر شکایت
    تو درون آتشی سوزنده مونده
    من یه خاکستر نشین تا بی نهایت

    کدامین آشنائی را بدعوت خوانم امشب
    که از نیش به زهر آلوده اش بیمارم هر شب
    چگونه قصه ای را با رفیقم گویم از درد
    که از دردم به خوشحالی نیارد خنده بر لب
    حال و هوای گریه هست وقتی برای گریه نیست
    کارم گذشت از گریه و فرصت برای خنده نیست
    ناخن به سینه میکشم از روی ناچاری ولی
    گویی در این ماتم کده احساس دردی زنده نیست

    قصه عشق من و تو یه حدیث جاودانه
    بی گناه گشته اسیر بازی خشم زمانه
    توی این بیگانه بازار با هیاهوی محبت
    مرده انگار عاشقی تو قصه های عاشقانه
    خسته و دربدر از زخم حسادت
    هر دو دل شکسته مرگ صداقت
    نارفیقان را ببین خنجر بدست
    در کمین نشسته با نام رفاقت
    حال و هوای گریه هست وقتی برای گریه نیست
    کارم گذشت از گریه و فرصت برای خنده نیست
    ناخن به سینه میکشم از روی ناچاری ولی
    گویی در این ماتم کده احساس دردی زنده نیست
     
    بوق و ثمـــــــــینم ツ از این پست تشکر کرده اند.
  4. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,233
    164,451
    دلتنگی
    در گیرو دار بودنم درگیر با تو بودنم
    راضی اگه به موندنم عاشق از تو خوندنم
    دلدادگی کارم شده بیگانه ای یارم شده
    دیوانگی کار دلِ با تو گرفتارم شده

    اون لحظه ای که عطر تو می پیچه تو باغ تنم
    اون لحظه ای که اسم تو ، تو سینه فریاد میزنم
    اون لحظه رها شدن از حال و روز خویشتنم
    زنده میشم با دیدنت وقتی که میری میشکنم
    در گیرو دار بودنم درگیر با تو بودنم
    راضی اگه به موندنم عاشق از تو خوندنم
    دلدادگی کارم شده بیگانه ای یارم شده
    دیوانگی کار دلِ با تو گرفتارم شده

    قلبی که با تو میزنه تو سینه داغونش نکن
    چشمی که چشم براهته بیهوده گریونش نکن
    اشکای دونه دونمو سیلاب بارونش نکن
    این دل عاشق منو بی سر و سامونش نکن
    تا وقتی قلب عاشقم بخاطر تو میزنه
    طلسم تنهایی من با دستای تو میشکنه
    در گیرو دار بودنم درگیر با تو بودنم
    راضی اگه به موندنم عاشق از تو خوندنم
    دلدادگی کارم شده بیگانه ای یارم شده
    دیوانگی کار دلِ با تو گرفتارم شده
     
    بوق و ثمـــــــــینم ツ از این پست تشکر کرده اند.
  5. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,233
    164,451
    دایره وجود
    دایه ای کشیده ام
    با خرده های مونده از جون به لب رسیده ام
    خطی سیاه کشیده ام
    در دفتر نشانه ها با قلب آسیب دیده ام

    خسته تن و شکسته دل
    با قامتی خمیده از پنجه بی رحم زمان
    از پا دگر افتاده ام
    من که به نام زندگی زنده ام اما نیمه جان
    دایه ای کشیده ام
    با خرده های مونده از جون به لب رسیده ام
    خطی سیاه کشیده ام
    در دفتر نشانه ها با قلب آسیب دیده ام

    می کوبه بر حس تنم صدای پای رفتنم
    راه زیادی مونده و چیزی نمونده از تنم
    کنار برکه سراب در حسرت یه جرعه آب
    پژمرده از شکفتنم چون وادی رفته به خواب
    دایه ای کشیده ام
    با خرده های مونده از جون به لب رسیده ام

    پنجره ای نداره این
    خونه آواره گیم به روی صحنه زمین
    دیواره شک و ذنین کشیده سر به آسمان
    با آجرای آهنین ، حضور غایب منو مثل حس طفولیت
    ندیده اند اهل زمین در لحظه های واپسین
    پرسیده احوال منو همسایه پهلو نشین
    می کوبه بر حس تنم صدای پای رفتنم
    راه زیادی مونده و چیزی نمونده از تنم
    کنار برکه سراب در حسرت یه جرعه آب
    پژمرده از شکفتنم چون وادی رفته به خواب

    دایه ای کشیده ام
    با خرده های مونده از جون به لب رسیده ام
    خطی سیاه کشیده ام
    در دفتر نشانه ها با قلب آسیب دیده ام
     
    بوق و ثمـــــــــینم ツ از این پست تشکر کرده اند.
  6. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,233
    164,451
    کشف آتش
    دل من کشف آتیش بود هزاران سال پیش از من
    حدیثت رو شنید از باد دلم شد سنگ آتیش زن
    نه من بودم نه تو اما دلم چشم انتظارت بود
    هزاران سال پیش از تو دل من بی قرارت بود
    نبودم من نبودی تو ، ولی دل بود و شیدا بود
    تو صحرای زمان تو شمیم زلف لیلی بود
    نبودم من نبودی تو ، ولی دل بود و مفتون بود
    واست یه تکه یه آتیش ، شراره آه مجنون بود

    ببین پرواز شوقم رو که تا اوج صفا رفته
    ببین این دل چه عاشق وار به پا بوس وفا رفته
    ببین با چه سبک بالی دلم از من جدا میشه
    به سوی گرمی دستات دلم پرواز آتیشه
    نبودم من نبودی تو ، ولی دل بود و شیدا بود
    تو صحرای زمان تو شمیم زلف لیلی بود
    نبودم من نبودی تو ، ولی دل بود و مفتون بود
    واست یه تکه یه آتیش ، شراره آه مجنون بود

    دلم با عادتی شیرین همیشه چشم براهت بود
    تو مهتاب هزارون سال دلم تنگ نگاهت بود
    چه خوش رفتم به خوابش چه شیرین عاشقی کردم
    که حتی بامنم هستی به دنبال تو میگردم
    ببین پرواز شوقم رو که تا اوج صفا رفته
    ببین این دل چه عاشق وار به پا بوس وفا رفته
    ببین با چه سبک بالی دلم از من جدا میشه
    به سوی گرمی دستات دلم پرواز آتیشه
    نبودم من نبودی تو ، ولی دل بود و شیدا بود
    تو صحرای زمان تو شمیم زلف لیلی بود
    نبودم من نبودی تو ، ولی دل بود و مفتون بود
    واست یه تکه یه آتیش ، شراره آه مجنون بود
     
    بوق و ثمـــــــــینم ツ از این پست تشکر کرده اند.
  7. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,233
    164,451
    عشق و تنفر


    رنجیده از تو ریشه جونم
    عشق و نتفر ناباورانه آمیخته با خونم
    با دلی تنها همدم غمها با خاطرات تلخ و شیرین
    بی تو نشستم من چه ظالمانه از غم عشق در هم شکستم من
    با وداعی سرد و خاموش از من گذشتی تو
    ببین چه آسون محبات بر عشق نوشتی تو

    شکسته پیمان تو پرده دار قلب من بودی
    چگونه غافل از ناله های درد من بودی
    در روزگار درد و تباهی یاورت بودم
    تو خالی از عشق من عاشقانه سنگرت بودم
    زخمی شد از عشق دل اسیرم
    این انتقام و از کی بگیرم
    خسته و تنها همدم غمها
    در حصار خلوت دل پیچیده فریادم
    احساس تلخ عشق و تنفر برچیده بنیادم
    نه ایمانی نه وجدانی جز حیله و نیرنگ
    در سرزمین قهطی عشق نشسته ام دلتنگ

    شکسته پیمان تو پرده دار قلب من بودی
    چگونه غافل از ناله های درد من بودی
    در روزگار درد و تباهی یاورت بودم
    تو خالی از عشق من عاشقانه سنگرت بودم
    زخمی شد از عشق دل اسیرم
    این انتقام و از کی بگیرم
    خسته و تنها همدم غمها
    در حصار خلوت دل پیچیده فریادم
    احساس تلخ عشق و تنفر برچیده بنیادم
    نه ایمانی نه وجدانی جز حیله و نیرنگ
    در سرزمین قهطی عشق نشسته ام دلتنگ
    نه ایمانی نه وجدانی جز حیله و نیرنگ
    در سرزمین قهطی عشق نشسته ام دلتنگ
     
    بوق و ثمـــــــــینم ツ از این پست تشکر کرده اند.
  8. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,233
    164,451
    نسیم عاشق
    آه ای نسیم عاشق تو از کجا می آیی

    از شهر خاطراتم از یادها می آیی

    در چهره تو دیدم شکل و شمایل یار

    عطر تو عطر او بود در کوچه باغ دیدار

    تو او مدی و با تو شب عاشقانه اومد

    از کوچه های خاکی عطر ترانه اومد

    وقتی به تو رسیدم او را دوباره دیدم

    در باغ سبز خونه از تو نفس کشیدم

    من از تو سبز سبزم پائیز اگر بخواند

    حتی اگر بماند آفت نمی رساند

    من از تو سبز سبزم پائیز اگر بخواند

    حتی اگر بماند آفت نمی رساند



    بردی مرا به دیروز تا اوج بی نیازی

    عاشق شدم دوباره در کوچه های بازی

    گمگشته بودم امروز در گیر و دار دیروز

    جان جوانیم داد دیدار یار دیروز

    من از تو سبز سبزم پائیز اگر بخواند

    حتی اگر بماند آفت نمی رساند

    من از تو سبز سبزم پائیز اگر بخواند

    حتی اگر بماند آفت نمی رساند

    آه ای نسیم عاشق تو از کجا می آیی

    از شهر خاطراتم از یادها می آیی

    در چهره تو دیدم شکل و شمایل یار

    عطر تو عطر او بود در کوچه باغ دیدار
     
    بوق و ثمـــــــــینم ツ از این پست تشکر کرده اند.
  9. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,233
    164,451
    معرفت عشق
    رفتیم به در خونه عشق با یه نشونه
    اما عاشقونه
    عاشق شدیم از روی حقیقت بی بهونه
    دل شاهد اونه
    این عاشقی با مهر و وفا خواست خدای مهربونه
    اون مالکمونه اون مالکمونه

    منت به سرم گذاشته بود یار
    دل سپرده بود لحظه دیدار
    داد صاحب عشق به ما ندایی
    باید بکنیم قلبا رو ایثار
    رفتیم به در خونه عشق با یه نشونه
    اما عاشقونه

    بی گناهی و عشق و تو چشمای تو دیدم
    عاشق شدم و دل رو به زنجیر کشیدم
    با سادگی و قلب تو شرم نگاهت
    دادی به من اون دردی که با جون می خریدم
    منت به سرم گذاشته بود یار
    دل سپرده بود لحظه دیدار
    داد صاحب عشق به ما ندایی
    باید بکنیم قلبا رو ایثار
    رفتیم به در خونه عشق با یه نشونه
    اما عاشقونه اما عاشقونه

    با دو قلب عاشق گل وفا رو بستیم
    با معرفت عشق به پای هم نشستیم
    در محفل عشاق اگه جای ریا بود
    با سنگ حقیقت زدیم اونو شکستیم
    منت به سرم گذاشته بود یار
    دل سپرده بود لحظه دیدار
    داد صاحب عشق به ما ندایی
    باید بکنیم قلبا رو ایثار
    رفتیم به در خونه عشق با یه نشونه
    اما عاشقونه اما عاشقونه

    بی گناهی و عشق و تو چشمای تو دیدم
    عاشق شدم و دل رو به زنجیر کشیدم
    با سادگی و قلب تو شرم نگاهت
    دادی به من اون دردی که با جون می خریدم
    منت به سرم گذاشته بود یار
    دل سپرده بود لحظه دیدار
    داد صاحب عشق به ما ندایی
    باید بکنیم قلبا رو ایثار
    رفتیم به در خونه عشق با یه نشونه
    اما عاشقونه اما عاشقونه
     
    بوق و ثمـــــــــینم ツ از این پست تشکر کرده اند.
  10. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,233
    164,451
    یار نازی
    لحظه‌ي ديدار نزديك است نزديك است نزديك است لحظه‌ي ديدار نزديك است
    باز من ديوانه‌ام مستم
    باز مي لرزد دلم دستم
    آبرويم را مريزي دل آبرويم را مريزي دل
    لحظه‌ي ديدار نزديك است
    لحظه‌ي ديدار نزديك است


    سه روز رفته‌اي سي روز حالا
    زمستون رفته‌اي نوروز حالا
    خودت گفتي سر هفته ميايي
    شماره كن ببين چن روز حالا
    اي يار نازي اي يار نازي
    منو ول كردي و رفتي به بازي


    تو كه عشقت به جونم لونه كرده
    منو عاشق و ديونه كرده
    بيا حالا بهاره گل مي باره
    بهارم رو تو پر گل كن دوباره
    يار عزيزٌم بيا در رخت خوابت گل بريزٌم
    بيا در رخت خوابت گل بريزٌم


    دلٌم از دوريت شد پاره پاره
    كه درد عاشقي چاره نداره
    اگه يك شو به خواب مو بيايه
    خدا اميد به مو ميده دوباره
    اي يار نازي اي يار نازي
    منو ول كردي و رفتي به بازي
    منو ول كردي و رفتي به بازي
     
    بوق و ثمـــــــــینم ツ از این پست تشکر کرده اند.