1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

متن ترانه های ابی

شروع موضوع توسط M.G.Captain ‏Jul 15, 2014 در انجمن متن آهنگ ها

  1. چه باید کرد



    من می خوام مثل تو باشم ، چه باید کرد
    می خوام از خودم رها شم ، چه باید کرد
    من می خوام مثل تو باشم ، چه باید کرد
    زندگی رو بشناسم ، چه باید کرد

    من می خوام مثل تو دنیا رو ببینم
    از یه قطره دل دریا رو ببینم
    من هنوز یه بچه ام ساده ی ساده
    همه ی دنیا سوار و من پیاده
    همه رفتن و به منزلی رسیدن
    تنها من موندم و من موندم و جاده

    چه باید کرد ، چه باید کرد
    چه باید دید ، چه باید گفت

    تو که روز و روزگار و می شناسی
    تب تند انتظار و می شناسی
    غم جاده های پر غبار و خالی
    جاده های بی سوار و می شناسی

    تو به من بگو که آسمون چه رنگه
    تو به من بگو چرا دنیا قشنگه
    تو که بیداری بگو ما همه خوابیم
    در به در تشنه به دنبال سرابیم

    چه باید کرد ، چه باید کرد
    چه باید دید ، چه باید گفت
     
    nagi از این پست تشکر کرده است.
  2. محتاج



    امروز که محتاج توام جای تو خالیست
    فردا که می آیی به سراغم نفسی نیست
    بر من نفسی نیست ، نفسی نیست
    در خانه کسی نیست
    نکن امروز را فردا
    بیا با ما که فردایی نمی ماند
    که از تقدیر و فال ما
    در این دنیا کسی چیزی نمی داند
    تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خود
    دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست
    من در پی خویشم به تو بر می خورم اما
    در تو شده ام گم به من دسترسی نیست
    نکن امروز را فردا
    دلم افتاده زیر پا
    بیا ای نازنین ای یار
    دلم را از زمین بردار
    در این دنیای وانفسا
    تویی تنها ، منم تنها
    نکن امروز را فردا ، بیا با ما ، بیا تا ما
    امروز که محتاج توام جای تو خالیست
    فردا که می آیی به سراغم نفسی نیست
    در این دنیای نا هموار
    که می بارد به سر آوار
    به حال خود مرا نگذار
    رهایم کن از این تکرار
    آن کهنه درختم که تنم غرقه ی برف است
    حیثیت این باغ منم
    خار و خسی نیست
     
    nagi از این پست تشکر کرده است.
  3. جواب



    در جواب نامه ی تو
    نارفیق از تو نوشتم
    از تو که شد با تو آغاز
    لحظه لحظه سرنوشتم

    رفتی اما کردی یادم
    آخه یار با وفاتم
    واسه فهمیدن حرفات
    منو کم داری فداتم

    تنهایی دستای ما
    با دست هم شد آشنا
    با هم تپید قلبای ما
    از هم شدیم اما جدا
    به من بگو آخر چرا ، چرا ؟!

    با نگاه مهربونت
    قفل قلبمو تو بستی
    ساز تو تار دلم بود
    زدی تارمو شکستی
    واسه ویرون شدن ما
    می زدی تیشه دو دستی
    باورت نمیشه اما
    خود تو عهدو شکستی

    تنهایی دستای ما
    با دست هم شد آشنا
    با هم تپید قلبهای ما
    از هم شدیم اما جدا
    به من بگو آخر چرا ،چرا ؟!

    حالا اینجا تک و تنها
    پرپر گذشته هاتم
    نارفیقانه بریدی
    ول من هنوز باهاتم

    هر دو مون تنهای تنها
    هر کدوم یه جای دنیا
    جای تو خالی اینجا
    جای من خالیه اون جا

    تنهایی دستای ما
    با دست هم شد آشنا
    با هم تپید قلبهای ما
    از هم شدیم اما جدا
    به من بگو آخر چرا ، چرا ؟
     
    nagi و ×امیرمحمد × از این پست تشکر کرده اند.
  4. ستاره دنباله دار




    تو آسمون زندگیم ستاره بوده بی شمار
    اما شبای بی کسی یکی نمونده موندگار

    یکی نمونده از هزار
    ستاره های گمشده هر شب من هزار هزار
    اما همیشگی تویی ستاره ی دنباله دار

    یکی نمونده از هزار

    ای آخرین ، تنهاترین آواره ی عاشق
    هر شب عمرم همراه با من ستاره ی عاشق

    ای تو آشنای ناشناسم
    ای مرهم دست تو لباسم
    دیوار شبم شکسته از تو
    از ظلمت شب نمی هراسم
    انگار که زاده شده با من
    عشقی که من از تو می شناسم

    ای آخرین ، تنهاترین آواره ی عاشق
    هر شب عمرم همراه با من ستاره ی عاشق

    تو بودی و هستی هنوز سهم من از این روزگار
    با شب من فقط تویی ستاره ی دنباله دار
    با شب من فقط تویی
     
    nagi و ×امیرمحمد × از این پست تشکر کرده اند.
  5. رازقی




    از تو تا ويرونی من
    از تو تا مرز شکستن
    فاصله وا کردن در
    فاجعه صدای بستن

    برای ضيافت عشق
    اگه شب ، شب غزل نيست
    اگه نور آينه به آينه
    اگه گل بغل بغل نيست

    برای گلدون دستات
    يه سبد رازقی دارم
    بهترين قلب تو دنيا
    برای عاشقی دارم

    ترسم از بی رحمی شب نيست
    ترسم از دلتنگی فرداست
    ترسم از شب مرگی آواز
    ترسم از تدفين قمری هاست

    سهمی از رجعت انسان
    سهمی از خداشدن باش
    سهمی از معجزه عشق
    سهمی از معراج من باش
     
    nagi و ×امیرمحمد × از این پست تشکر کرده اند.
  6. آرزو




    خيلی وقته از چشام بی تو بارون می باره
    دل نا اميد من تو رو آرزو داره
    ای هميشگی ترين آه ای دورترين
    سوختن کار من است نگرانم منشين

    راست مي گفتی تو ،ديگر اکنون ديرست
    دوستی و دوری ، آخرين تدبيرست
    راست می گفتی ، تو بايد از عشق بريد
    از چنين پايانی به سرآغاز رسيد

    شکستی و شکستم
    گسستی و گسستم
    چه بودی و چه بودم
    چه هستی و چه هستم

    تو رها از من باش ،ای برايم همه کس
    زير آوار قفس مانده ام من ز نفس
    تو و خورشيد بلند ،من و شب های قفس
    بعد از اين با خود باش ، ياد تو ما را بس
     
    nagi و ×امیرمحمد × از این پست تشکر کرده اند.
  7. خانه سرخ





    خانه سرخ و کوچه سرخ است و خيابان سرخ است
    آري از خون پهنه ي برزن و ميدان سرخ است
    ده به ده پرچم خشم است که بر ميخيزد
    مزرعه زرد و چپر سبز و بيابان سرخ است

    خانه سرخ و کوچه سرخ است و خيابان سرخ است
    آري از خون پهنه ي برزن و ميدان سرخ است
    ده به ده پرچم خشم است که بر ميخيزد
    مزرعه زرد و چپر سبز و بيابان سرخ است

    تا گل خوني فرياد در اين باغستان
    ساقه از ضربه ي شلاق زمستان سرخ است
    وحشتي نيست از انبوه مسلسل داران
    تا در اين دشت غرور کينه داران سرخ است
    رو سياه است اگر اين شب مردم کش بد
    تا دم صبح وطن سينه ي ياران سرخ است
    با تو سرسبزي از ايثار سيه پوشان است
    اي مسلط دستت از خون شهيدان سرخ است

    ده به ده پرچم خشم است که بر ميخيزد
    مزرعه زرد و چپر سبز و بيابان سرخ است

    تا گل خوني فرياد در اين باغستان
    ساقه از ضربه ي شلاق زمستان سرخ است
    وحشتي نيست از انبوه مسلسل داران
    تا در اين دشت غرور کينه داران سرخ است
    رو سياه است اگر اين شب مردم کش بد
    تا دم صبح وطن سينه ي ياران سرخ است
    با تو سرسبزي از ايثار سيه پوشان است
    اي مسلط دستت از خون شهيدان سرخ است

    ده به ده پرچم خشم است که بر ميخيزد
    مزرعه زرد و چپر سبز و بيابان سرخ است
     
    nagi و ×امیرمحمد × از این پست تشکر کرده اند.
  8. روزگار





    از روزگار دلم گرفته
    از این تکرار دلم گرفته
    دلم می خواد گریه کنم
    بارون ببار دلم گرفته

    برای گم کردن خویش
    رها شدن از کم و بیش
    برای در خود گم شدن
    جدا از این مردم شدن

    بهانه ی گریه می خوام
    بهانه ی فریاد زدن
    بیا تو باش ای مهربان
    بهانه ی گریه ی من

    از روزگار دلم گرفته
    از این تکرار دلم گرفته
    دلم می خواد گریه کنم
    بارون ببار دلم گرفته

    از من دیگه هیچی نمونده
    یه قصه ام صد باره خونده
    امروز هوا هوای گریه س
    گونه هامو بارون پوشونده

    ابر غمم بارون نمی شه
    درد سکوت درمون نمی شه
    بخون برام از پشت شیشه
    درد سکوت درمون نمی شه

    از روزگار دلم گرفته
    از این تکرار دلم گرفته
    دلم می خواد گریه کنم
    بارون ببار دلم گرفته
     
    nagi، شوخ و ×امیرمحمد × از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. ×امیرمحمد ×

    ×امیرمحمد × Special Sir

    1,125
    11,546
    44,445
    آخرین بارش عالیهـــ...
     
    nagi، شوخ و M.G.Captain از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. شوخ

    شوخ

    2,648
    12,933
    1,201
    دمت گرم
     
    M.G.Captain از این پست تشکر کرده است.