1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

متن اهنگ های یاس

شروع موضوع توسط Angry boy ‏Jul 26, 2013 در انجمن متن آهنگ ها

  1. Angry boy

    Angry boy با ی ادم سیگاری بحث نکن

    405
    1,693
    351
    پــــــــــــــــدر
    این برای من یه عادته
    وقتی که چیزی رو دارم
    تا وقتی که وجود داره
    قدر اونو نمیدونم
    همه ی خونواده ، جمع بودیم کنار هم
    اوضاع همچین درست نبود
    ولی واسه ش نخوردیم غم
    با همه ی خوشبختی ، پشت یکی شده بود خم
    کسی که توی مشکلات ، به ابروهاش نیاورد خم
    تو دوران دبستان ، دوران دبیرستان
    دوران بچه بازی و شیطونی و هیجان
    پیچوندن کلاسا ، بیخیال از درد و بلا
    جور ما رو اون میکشید ، ماها به دور از مشکلات
    چیزی نبود که من ازش بکنم فرار
    چون اصلا تنها نبودم از قرار
    بعدالظهرا میرفتیم دنبال عشق و حال
    رفتم به پاتوقای یک ِ روزگار
    توی بابا یه حسی بود ، دائما تو فعالیت
    تازه فهمیدم که اون حس ، احساس مسئولیت بود
    تو روز پنج شنبه ی یکی از روزای بهاری
    ماه اردیبهشت ، یک ظهر گفت ساعت دیواری
    بابام اون روز زود اومده بود از سر کار
    همه دور هم بودیم سر سفره ی ناهار
    شاید تو زندگی ما ، خیلی چیزا تو چشم نبود
    ولی همین جمع بودن ما برام با ارزش بود
    بابا پول تو جیبیمو بهم داد ، طبق یه سنت
    کاری که هیچ کس واسه م نکرد ، مگر با منت
    لباسمو پوشیدم ، به سر و وضعم رسیدم
    خودمو آماده واسه آخر هفته ی خوب دیدم
    بعدش بابا بهم گفت ، منم دارم میرم بیرون
    اگه دوس داشته باشی با هم میریم تا سر خیابون
    قذم زنان داشتیم میرفتیم به سوی حیات
    ولی یهو بابا جلو چشمم رو زمین افتاد
    اولش فکر کردم داره باهام شوخی میکنه
    ولی دیدم نفسش گرفته ، حرفی نمیزنه
    فقط یه لحظه گفت : " یاســر ، من دیگه دارم میرم ،
    مادرت و بچه ها رو دیگه به تو میسپرم

    "
    گفتم بابا چی داری میگی تو ، هیچ معلوم هست ؟
    ولی اون دیگه حرف نزد ، چشاشو آروم بــســت
    یه لحظه دستپاچه شدم ، اینور اونور میدویدم
    صدام دیگه در نیومد ، فقط داشتم داد میزدم
    تو رو به خدا زنگ بزنید به اورژانس
    شاید به امید خدا ، بازم باشه یه ذره شانس
    هیچکی به دادم نرسید ، به غیر ِ از یه همسایه
    پدرم رو سوار ماشینش میکردیم دوتایی
    رفتیم با هم بیمارستان ، با استرس فراوان
    آخه چرا نمیرسیم ، چقد دیر میگذره زمـــان
    نگران ، قدم زنان ، تو اتاق انتظار
    عرق سرد رو پیشونیم ، بی صبر و بی قرار
    فقط منتظر بودم که بابا چشاشو وا کنه
    بازم بگه : " یاسـر ، صـابـر " ، همه مونو صدا کنه
    دکتر از اون اتاق شومش ، اومده بیرون
    نگاهم به دهن اون ، من مونده بودم حیرون
    گفتم دکتر حالش چطوره ، منم پسرشون
    انگشترشو داد و گفت : " باشه غــم آخرتون

    "
    چطوری میتونم این خبر رو به مادرم بدم ؟
    خداوندا کمکم کن ، نمیتونم ، نمیتونم
    حالا کمرم شکسته ، پشتم داره میلرزه
    عزیزترین کسم از دستم رفت ، تو یـــه لـحـظـه
    چشامو باز کردم دیدم اومدم تو بهشت زهرا
    جایی که همه ی مردم یه روز باید برن اونجا
    خداوندا صدام دیگه در نمـیـــــــاد
    چرا آخه هرچی بلاست روی سر من میاد
    مخـم جواب نمیده ، نمیتونم گریه کنم
    حالا منم یه دیوونه م ، سست و بی پایه شدم
    همه امیدم ناامید ، همه چی رو سرم خراب
    آرزوهای بزرگ من ، شده نقش ِ بر آب
    فکر میکردم اولین کسی که توی عروسیـم
    از خوشحالی توی پوستش نمیگنجه ، اون تویی
    فکر میکردم یه روز ، نوه هاتو بغل میکنی
    روی دوشت میذاری ، باهاشون بازی میکنی
    ولی حالا که تو نیستی ، دلمو به کی گرم کنم ؟
    سفره ی این دلمو بگو پیش کی پهن کنم ؟
    خداوندا تو زندگی جوونی رو یتیم نکن
    عزیزشو ازش نگیر ، تو غـم من سهـیم نکن
    بابا
    بابا
    بابا جونم رفتی سه سال از رفتنت میگذره
    حالا فقط از تو مونده یه مشتی یاد و خاطره
    عکست روبروی منه ، دارم باهات حرف میزنم
    این موزیک ناقابل رو دارم واسه تو میزنم
    حالا دیگه پشت من ، به مادر من گرمه
    چون مسئولیت اون ، سنگین تر از یه مرده
    صدای تو تو گوشمه که میگه مرد این خونه
    از این به بعد دیگه تویی ، این توی یادت بمونه
     



    بــی تـــو دیـــگــه نـــه اصــــلا
    قایم نمیکنم ازت راضی
    اینو بدون خوشم نمیاد من از بازی
    خوب سر تا پای منو کن وراندازی
    بشناس منو بدون منم یـــــاس
    دستتو بده بدون منم با تو
    تقسیم کن با من هدف هاتو
    اگه دارم منم این همه طرفدار
    واسه اینه منم مثل تو هدف دار
    پس تو ، دستو ، بده به من
    ببند تو قلبو به دل من
    بیا که دل من ، واسه تو میکنه تاپ تاپ
    که چند لحظه ی دیگه بیرون آفتاب
    تا نشده خسته حنجره م
    بیا با غم کنیم دست و پنجه نرم
    بگو اون کیه که بسته پنجره ت
    یاس واسه بدخوات هست شکنجه گر
    می شنوم ، صدای نفس هات و
    دوستت دارم و نمیشم عوض با تو
    اگه با من نباشی ، چه سخته خواب
    نیاز من به تو ، نیاز درخت به آب
    بیا
    با تو بی تو دیگه نه اصلا
    که یاس بی تو میگه من خسته م
    پس تو ، دستو ، بده به من
    ببند تو قلبو به دل من
    بگو
    با تو بی تو دیگه نه اصلا
    که یاس بی تو میگه من خسته م
    تو
    پس تو ، دستو ، بده به من
    ببند تو قلبو به دل من
     
    بیا
    درخواستی از تو
    پس واستی از من
    امیدوارم که نبینی کم کاستی از من
    صدها بار گفتم باز میگم
    حالا دیگه خود دانی چون من راست میگم
    این همه خوشگلا دارن از یاس میگن
    ولی من ، واسه ی تو وسواسیم
    که وایسادم جلوی تو دست باز جیگر
    بیا تو بغلم جای ما تو ابراست دیگه
    اگه دعواست ، که واسه فرداست دیگه
    اینو کسی که دیگه بی تو یه تنهاست میگه
    با منی ، تو دل همه بلواست
    چشا شور تر از نمک دریاست
    آخه الماس منی ، واسه منی
    تو دوتا بال ، واسه ی پرواز منی
    واسه ی موندن و رفتن آره در بازه
    ولی تو حالا که دوست دارم بی اندازه
    نری تو ، احساس و خواست و راز منی تو
    ناز منی تو ، شانس منی تو
    توی قمار زندگی آس منی تو
    تو روزها شبها با ما سپری کن
     
    با تو بی تو دیگه نه اصلا
    یاس بی تو میگه من خستم
    تو
    پس تو ، دستو ، بده به من
    ببند تو قلبو به دل مـــن
    با تو بی تو دیگه نه اصلا
    که یاس بی تو میگه من خسته م
    پس تو ، دستو ، بده به من
    ببند تو قلبو به دل من
    بگو
    با تو بی تو دیگه نه اصلا
    که یاس بی تو میگه من خسته م
    تو
    پس تو ، دستو ، بده به من
    ببند تو قلبو به دل من
     
    بیا
    چشَم بسته ست و لبام بازه
    ببین ، تک تک کلمه هام رازه
    پاره کردم چند پیراهن بیشتر
    قوی ترم از صد تیر آهن هیجده
    ولی تـــوی زندگی تو وقت سختی
    تو وقتی هستی ، ترسی پس نیست
    بد جوری منو تحت تاثیر
    قرار دادی تونستی سوژه ی بحث من شی
    بـــله وقتی ، که سختی کم نیست
    هیچکس دیگه نزدیکم نیست
    من میگم کیست که متقابلا
    با حرفای قشنگش ، کنه متقاعدم
    حرفات قشنگه خوب تویی اون کس
    که می خواد بمونه با من ، تویی اون پس
     
    با تو بی تو دیگه نه اصلا
    یاس بی تو میگه من خسته م
    بیا
    با تو بی تو دیگه نه اصلا
    که یاس بی تو میگه من خسته م
    تو
    پس تو ، دستو ، بده به من
    ببند تو قلبو به دل من
    بگو
    با تو بی تو دیگه نه اصلا
    که یاس بی تو میگه من خسته م
    تو
    پس تو ، دستو بده به من
    ببند تو قلبو به دل من
    با تو بی تو دیگه نه اصلا
    که یاس بی تو میگه من خسته م
    پس تو ، دستو بده به من
    ببند تو قلبو

    ...
     



    هـــــانــــی
    ســلام
    ...
    یه آهنگ جدیده
    آمـیـن ؟
    شروع میکنیم

    ...
    [Ammin]
    یه نگاه بنداز عزیزم ، می خوام بگم ، دوست دارم
    خوب می دونی که بازم ، سر کارم
    به من بگو عزیزم ، دو تا چشمـــاتو بیام چند بخرم ؟
    نگو می ریم ما
    اگه بخوای بگی منو دوست نداری
    می میرم آخه دیوونه میشم
    اگه بخوای منو تنهام بذاری
     
     
    [Yas]
    یاس
    یاس
    بذا دلمو بدم و برم و بخونم اینه با تو
    برم و به همه بگم و بدونی بی تو
    کسی خاطر تو رو نمی خواد به جز من
    اگه "نه" بگی مجبورم تو رو بدزدم
    هــی تو بدون اینو که
    حـــیف من و تو
    باید عــین دو تا ستاره
    بــین همه بتابیم
    هــی به من نگو که
    قـــید منو زدی تو
    دیگه نمی بینی کسی عین منــــو
     
     
    [Ammin]
    ولی نه عزیزم ، من تو رو می خوامو
    آره هر جا که بری دنبالت میامـــو
    من دوســـت دارم
    عزیزم من تو رو می خوامو
    آره هر جا که بری دنبالت میامــــو
    من دوســـت دارم
    از دست ایــن خوشگله ، مـــن
    یه خواب خوش ندارم
    نکنه فردا جلوی
    نگاهش کم بیـــارم
    عاشق میشم ، با یک نــگاش
    می لرزه دست و دلــم
    نترس تا وقتی منو داری
    با من بمون خشگلــم
     
     
    [Yas]
    تو بدون اینو که آره
    میگم به تو اینو که هنوز اگه پایی
    تو بیا جلو بدونی که عروسک مایی
    حالا که مال منی بیا جلو ، زود باش سریع
    تا ببینم من اون صورت دوست داشتنیــتــو
    دیگه طرف کس دیگه
    تو نری که فریبـه ، نکنه
    یهو دلو ببازی سریع به غریبه
    بذا لجبازیا رو واسه کس دیگه
    اخم و تّخم بسه دیگه
     
     
    [Ammin]
    بسه دیگه از لجبازی دست بردار
    انقد دیگه دل مارو سر کار نذار
    دل من ، دیگه طاقت نداره
    واسه من دیگه تو بهونه نیار
    از همون روزی که چشاتو دیدم
    عکس چشماتو روی قلبم کشیدم
    کم آوردم پیش نگاهت
    مث تو ، دیگه هیچ جا ، ندیــــــدم
    ولی نه عزیزم من تو رو می خوامو
    آره هر جا که بری دنبالت میامــو
    من دوســت دارم
    عزیزم من تو رو می خوامو
    آره هر جا که بری دنبالت میامـــو
    من دوســت دارم
    ولی نه عزیزم من تو رو می خوامو
    آره هر جا که بری دنبالت میامـــو
    من دوســت دارم
    عزیزم من تو رو می خوامو
    آره هر جا که بری دنبالت میامــو
    من دوســت دارم
    بــــم
    آه آه آه
    شب جمعه هوا سرد
    توی خونه ی کاهگلی همه جمع
    زن و مرد و بچه و پیر و جوون
    تشکارو بغل هم مامان چیده بود
    برو بچه های مدرسه ای شاد شاد
    که دیگه فردا رو بیدار نمیشن ز خواب
    بابا بزرگ بچه ها داشت فکر میکرد
    تسبیح توی دستش ذکر میکرد
    یه جوون اومده بود واسه ی مرخصی
    یکی توی تولد بود یکی توی عروسی
    بچه طفل شیر خوره توی بغل مامانش
    با این حس امنیت که لولو نیاد سراغش
    بابای کوچولوها چشاشو باز کرد
    پسر بچه هاشو بوسیدو ناز کرد
    ولی میشد یه چیزیو تو چشاشون درک کرد
    که امشب با بقیه شبا فرق میکرد
    یه دفعه همه چی بهم ریخت
    زمین خدا با اون عظمتش لرزید
    آسمون داشت روی سر بم میچرخید
    دیوارای خونه ها داشت از هم دیگه میترکید
    از در و دیوارای خونه ها داشت خون میچکید
    خونه های بی استخون نشست کرد خوابید
    صدای جیغ و داد آه و ناله رو میشد شنید
    میشد ترس رو تو چشای تک تکشون واقعا دید
    هر کی این صحنه هارو از نزدیک دید مخش پکید
    که چندتا بنده ی خدا زیر آوار شدن شهید
    هیشکی نمیخواست بمیره چون همه بودن امیدوار
    یکی هنوز بود بدهکار یکی دیگه هم گناهکار
    روی مشعیت خدا هیچ وقت نمیشه دست برد
    اونی که باید زنده بود اون که باید میرفت می مرد
    دخترک کوچولو گفت مامان میترسم
    بدو دستتو بیا بگیر تو دستم
    دویدن با هم سریع رفتن توی حیاط
    ولی اجل دیگه به اونا فرصت نداد
    پسر بچه های معصوم توی خواب
    کل خونه روی سر اونا شد خراب
    ولی بابا از اون جون سالم به در برد
    پسر بچه هاشو از زیر خاک بیرون اورد
    اون با دست خودش اونا رو دفن کرد
    از خداوند بزرگ طلب عفو کرد
    که ای کاش که منم باشون میمردم
    نه اینکه عاقبت من دفنشون میکردم
    ولی حالا دیگه دیر شده بابای من
    دیگه از این به بعد نمیشنوی صدای من
    همش استرس ، صداهای تپش قلب
    صدای فریاد و باز و بسته شدن در
    یکی میدوید به شرق یکه میدوید به غرب
    همه پا برهنه توی این هوای سرد
    یکی توی همین ماجرای پر از درد
    جون به جون آفرین تسلیم کرد
    همه یکی یکی یک و دو و سه و چهار

    ...
    حالا شمارشون رسید به پنجاه هزار
    شهر بم با اون همه نعمات
    ارگ بم اون مزرعه مرکبات
    همه آدمای پر شور و با نشاط
    همه با هم دیگه رفتن زیر خاک
    هههه ...... ههههه یییییی.... هههه
    هاه .......هااهااه......هاهاوووهاا
    بیا خودتو آماده کن واسه ی جهاد
    دست بم رو بگیر واسه اتحاد
    اگه پول نمیتونی بده دلداری بده
    مردم مملکتمونو یاری بده
    دستامون میره سمت آسمون
    که دیگه زلزله نیاد توی کشورمون
    ایرووون
     



    بــــذاریـــن بـکــشـمــــش
     
    الو … الو


    الو
    الو ، ساملیکم
    خو چی شد پس اِ
    بابا برسون دیگه این متاع رو لامصب
    اینجا وایسادیم تو سرما
    اِ
    برسون بابا اینجا تاریکی پره ، نمیتونم واستم تابله اِ
    الو گوشی یه دیقه
    این کیه داره میاد اینوری
    چی میگه … اِ … قاطی کرده … چیه ؟
    … …

    بیا اینجا میخوام بترکونمت … بیـــا


    بیا ، به تو نشون بدم چیکار کردی ، سیاه
    بخت ، تو همه رو بیمار کردی
    اونا رو آشنا به حشیش و سیگار کردی
    چرا آخه تو باهاشون اینکارو کردی ؟
    بیا ببین ، جوونای سرنگ تو دست
    اینا همه کارای توئه رذل پست
    پول بدجوری به دهن تو مزه کرد
    زجرکش کنی جوونا رو تو رذل پست
    عزم جزم ، بگم اینه اصل حرف
    نسل من از امثال تو خسته هست
    ترس من ، هست از نسل بعد
    این طوری بریم جلو وطن میشه ورشکست
    یه مشت از آدمای خمار بدبخت
    گیر افتادن تو چنگ تو مار هفت خط
    میگی میتونن برن بالا ستاره شن
    ولی حلق آویز میشن اونا به دار شر
    جای دلسوزی که بگی اونا چکاره شن
    تو فضایی ولشون میکنی به نام شب
    به نام حق ، وقتشه که پا بشم
    با دفتر و قلمم میپوشم لباس جنگ
     
    بذاریم بکشمش
    از خماری بلرزم
    بدون نمیگذرم ازت حتی یه درصـد
    رفیق ، میکروفونو بده به دستم
    دیوانه وار بخونم و برم به هر سمت
    بذارین بکشمش
    از خماری بلرزم
    بدون نمیگذرم ازت حتی یه درصـد
    رفیق ، میکروفونو بده به دستم
    دیوانه وار بخونم و برم به هر سمت
     
    بیچاره پدر و مادرایی که سینه سوخته ن
    بچه هاشون خودشونو به چی فروختن
    مادرش میگه ای کاش تو شکمم میشد سقط
    تا که بشینه جلوم بشه آیینه ی دق
    خواهر و برادرای خمار و در به درم
    درد و بلاتون بخوره رو فرق سرم
    خط پیری افتاد رو صورت مادر افتاد که چی ؟
    که تو امروز واسه اونا معتاد بشی ؟
    نه بازی میکنم برات فیلم آیینه عبرت
    نه پند میدم بگم راه و چاه اینه هی مرد
    فقط میگم دیدی با تو چیکار کرد ؟
    جونتو پولتو با روحتو چیکار کرد
    نوکران شیطانـن اینا روی زمین
    توی کمین ، که بکوبنت روی زمین
    اولش فرشته ان و آخرش یه جـــلاد
    من از شر شیطان پناه بردم به الـــــاــــه
    اینو بدون هر کی ساخته شده بهر کار
    یه لجنم میخواد به تو بده زهرمـــــار
    ظلم کردی به خودت ، پس بزن داد
    "

    خودم کردم که لعنت بر خودم بــــاد
    "
     
    بذاریم بکشمش
    از خماری بلرزم
    بدون نمیگذرم ازت حتی یه درصـد
    رفیق ، میکروفونو بده به دستم
    دیوانه وار بخونم و برم به هر سمت
    بذارین بکشمش
    از خماری بلرزم
    بدون نمیگذرم ازت حتی یه درصـد
    رفیق ، میکروفونو بده به دستم
    دیوانه وار بخونم و برم به هر سمت
     
    کاری کردی اونا از خماری بلرزن
    بدون نمیگذرم ازت حتی یه درصد
    ساشا ، میکروفونو بده به دستم
    دیوانه وار بخونم و برم به هر سمت
    چرا اینکارو میکنی ، خیلی مشکل کمه ؟
    که اضافه میکنی به این پشت خم ِ
    پدر و مادرایی که با خون جگر
    بزرگ کردن بچه هاشونو خاتون و پدر
    و کانون گرم خونه رو تو میپاشی از هم
    والدینشونو ، تو میکشی از غم
    سابقه ی بازداشت و پاسگاه
    خوبی بدتو راز دار تو دادگاه
    برات عادت شده بازخواست تو آس پاس
    که سرهم میکنی داستان چه آسان
    لعنت به پول که هدف راهته
    اون دنیا بر علیهت ، منم یه شاهد
    دعا کن نبینی منو فقط تو راهت
    که میکشمت به خدای احد و واحد
     
    بذاریم بکشمش
    از خماری بلرزم
    بدون نمیگذرم ازت حتی یه درصـد
    رفیق ، میکروفونو بده به دستم
    دیوانه وار بخونم و برم به هر سمت
    بذارین بکشمش
    از خماری بلرزم
    بدون نمیگذرم ازت حتی یه درصـد
    رفیق ، میکروفونو بده به دستم
    دیوانه وار بخونم و برم به هر سمت
     
     


    درکم کن

    سلام


    سلام عرض شد
    بفرما
    ببخشید واسه این آگهیتون مزاحم شده بودم ، خواستم اگه بشه اینجا استخدام بشم
    مدارکتونو آوردید؟
    بله بفرمائید
    کاملن؟
    کامله ، مدارک همش کامله
    سابقه کار؟
    والا سابقه کار که ، سابقه کاری ندارم من


    نمیشه که آقا جون سابقه کار باید داشته باشید
    خب آخه چیکار بکنم؟!من الان هرجایی که رفتم به من میگن باید سابقه کار داشته باشی ، من نمی دونم از یه جایی باید شروع کرد بالاخره


    من شرمندم سابقه کار باید داشته باشی
    خب آخه بالاخره شما هم ببینید من الان ، الان بیکارم ، دارم هر ، یعنی...نمی دونم چیکار باید بکنم
    مشکل من نیست ، بفرما ، سر راه وایستادید ، بفرما
    تو رو خدا یه توجهی بکنین
    شرمنده حرکت کن بفرما
    باشه
    آخه بابا باغت آباد منو درکم کن
    نگو جلو راه واستادی آقا حرکت کن
    تو اینجا نشستی واسه اینکه جوابمو بدی
    پایینو نگاه نکن چشم پر از آبمو ببین
    اگه نیازمند بودی تو هم می شدی یه کنه
    ببین اسم بدشانس روی پیشونی منه
    عصبانیم یه زلزلة ده ریشتره توم
    چرا اون با یقة بسته و ته ریش بره تو ؟
    همینا می تونه جوونای ما رو پیر کنه
    حدس زدی یه روزی پیشش کارت گیر کنه
    تا که می رسه به منه بدبخت آواره


    میگی الان نه باشه بعد وقته ناهاره
    بیا یه کار خیری بکن توی روزت
    امضاتو نمی خوام بذارم توی موزه
    نگو مدارکت ناقصه تو فردا بیا
    همه چیزو کامل کن و بعد وردار بیا
    واسه استخدام دقت کن به ضابطه ها
    باید داشته باشی پنج سال سابقه کار
    نمی خوام داد بزنم الکی شلوغ بکنم
    بگو پنج سالو من از کجا شروع بکنم
    منو داری می بینی که از این زمونه سیرم
    از همه جا بریدم و یه جوون پیرم
    کوله بارمو می بندم و شبونه میرم
    به خاطر تو دیگه کارم تمومه بی رحم
    بیدار شدی می خوره به سرت هوای صبح
    توی روزنامه بخون صفحة حوادثو
    ببین مادری که دخترشو کشته بود
    بعد خودشو پرت کرد از پشت بوم
    میگی چه مادره بی رحمی چه روزگاری
    چیه خراب شد اول روز کاریت؟
    اگه دقت کنی با کمی ریشه یابی
    می فهمی که حتی یه مادرم میشه یاغی
    اون مادر ای کاش باز زنده می شد


    واست تعریف می کرد داستان زندگیشو


    روزی که خداوند دخترش رو هدیه می کرد
    مادر داشت از خوشحالی گریه می کرد
    با وجود پدری که هنوز بیکار بود
    دم بیمارستان نشسته و سیگار دود
    می کنه و بدهیا هر روز قد می کشه
    مرد دور آگهی ها همش خط می کشه
    بنده امیدش به آینده ها پاره شد باخت
    آخر سر هم که خیابونا کارشو ساخت
    قاتل تویی خدا ببخشه گناه هاتو


    حالا برو بخون مجلة گل آقاتو
    منو داری می بینی که از این زمونه سیرم
    از همه جا بریدم و یه جوون پیرم
    کوله بارمو می بندم و شبونه میرم
    به خاطر تو دیگه کارم تمومه بی رحم
    چیه فک می کنی حالا که تو پشت میزی
    از ما بالا تری یعنی تو گشنه نیستی
    طوری صحبت می کنی انگار


    که داری الان تراولتو می کنی پشت نویسی
    خیلی شده یه جوون جلوی تو ظاهر بشه
    یه جوون تحصیل کرده که مسافر کشه
    این همه سال زحمت کشیده واسه کاری
    که فردا با روی سفید بره خواستگاری
    دیگه خودتم می دونی اینه گفتة عقل
    باید با پول بشینی سر سفرة عقد
    و توی پول چیزی به اسم وفا گمه
    گذشت وقتی که می گفتن مهم تفاهمه
    فقر از در بیاد تو همه چیزو خراب می کنه
    بعدش از پنجره فرار می کنه
    باغت آباد منو درکم کن
    نگو جلو راه واستادی آقا حرکت کن
    منو داری می بینی که از این زمونه سیرم
    از همه جا بریدم و یه جوون پیرم
    کوله بارمو می بندم و شبونه میرم
    به خاطر تو دیگه کارم تمومه بی رحم
     


    درد ودل
    می دونی یک حرافایی هست که ممکنه ادم روش نشه بزنه


    ولی اگه تو دلت بمونه یک عقده می شه. بیا با هم دردل کنیم


    این قصه منه
    زنگ مدرسه خورد همه کتاب و دفتر رو جمع کردند واسه ادامه رفتن


    همه شاد از اینکه حالا برن خونه خوب چیزی نیست که اونا را برنجونه


    ولی خونه واسه من بود طور دیگه یاس داستانش اگه بتونه می گه


    تو دلم به همکلاسیا گفتم خوش به حالت همیشه اساس ماها بوده پشت وانت


    باید الان بری تکالیف بنویسی بعد بشینی به تماشای تلویزیون


    بابا سر شام به بچش بنازه پس فردا تو سرحالی سر کلاس درس


    ولی من نمی خوام که برم خونه واسه چی برم حالا که دلم خونه


    وقتی که دردا منو دوره کردن مثل طناب دار پیچیدن به دور گردن
    من خیلی تنهام تو دلم خیلی حرفا


    می خونم من از دردام بیا غم را از دلم بردار


    من خیلی تنهام تو دلم خیلی حرفا


    می خونم من از دردام بیا غم را از دلم بردار
    میشینم فکر می کنم به خودم می گم ایا داستان من بدتر نبود از بینوایان


    قصه ی روز فرار ما به یک شهر مرزی تو اتاق بی چراغ و یک شمع قرضی


    تو خونه ای که از بیماری مادر تب کرد د پول دارو نبود یعنی باید صبر کرد


    تا کی کی به داد این حس برسه وجود من پر از درد و استرسه


    هر چی داد و فریاد زدم و هر چی اشک انگار صدام می پیچید به خودم بر میگشت


    تو خونه و خیابون حتی هنگام درس توی فکر اینکه فردا دم زندان قصر


    چه طور باید هشت ساعت بکوب بشینم تا بابام منو از پشت شیشه یه ربع ببینم


    مهم نبود زندگی بکنم با نون خشک مهم اینه کودکی منو قانون کشت
    من خیلی تنهام تو دلم خیلی حرفا


    می خونم من از دردام بیا غم را از دلم بردار


    من خیلی تنهام تو دلم خیلی حرفا


    می خونم من از دردام بیا غم را از دلم بردار
    نمی خوای ببینی شیرینی جون ادمه دلیل من واسه زندگی خونوادم


    خونواده ای که روز خوشی نداشتن خواستن ولی دشمنا نذاشتن


    نترس خدا تو را واسه درد انتخاب کنه چون این دردا قبلا روی یاس امتحان شده


    واسه خدا بودم مثل موش ازمایشگاه نتیجه ها روبرو شده باز با اشکال


    مشکلاتی که می خونم پای گوشه دردم جبران که نمی خوام دنبال سوژه بگردم


    سوژه زندگیمه که من شدم یک سره ویران ولی مهم اینه هنوز هستم پسر ایران


    اره کمر من زیر این بار خمیده شد ولی قدرتی تو دلم دمیده شد


    من به اینده های روشنم اعتقاد دارم چون که اینده هان که به من اعتماد دارن
    من خیلی تنهام تو دلم خیلی حرفا


    می خونم من از دردام بیا غم را از دلم بردار
    نترس خدا تو را واسه درد انتخاب کنه


    چون این دردا قبلا روی یاس امتحان شده


    شاید بگی که یاس همه حرفاش شعاره


    ولی به خدا روزای خوبم انگشت شماره
    زهی عشق
    زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا
    چه نقض است و چه خوب است و چه زیباست خدایا
    زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا
    چه نقض است و چه خوب است و چه زیباست خدایا
    چه گرمیم چه گرمیم از این عشق چون خورشید
    چه پنهان و چه برهان و چه پیداست خدایا
    فتادیم فتادیم بدان سان که نخیزیم


    ندانیم ندانیم که چه غوغاست خدایااااا


    زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایااااا
    یا یا یا یاس
    در هر برگ از دفتر من
    هست از
    سرور من برتر
    بر حق در
    ره در بستر
    در هر ور
    بهرم هست از
    برکت سرور
    شرمندم از کردم
    سرور
    بد کردم دندم نرم
    اصلا
    مرحم دردم من هم بردن
    سگ درسن
    در قصرت هستم
    در سر فصل هست
    فقط اسم تو
    همه کمکتو می خوام
    نه نصفشو
    سایتو بالا سرم می خوام
    توان بده ایزد
    می خوام با اجازت
    خیلی روان بنویسم
    دارم گره ای سخت بارم گله ای سرد
    که تو منتظر روز خوب دل بی صبر
    می خوام جاودانه بمونم تا ابد الدهر
    نمی کنم دیگه از خودم همه رو دک
    می خوام برم جلو با نیت و مدد حق
    چه نقش است چه نقش است بر این صفحه ی دل ها


    غریب است غریب است ز بالاست خدایا
    نه دام است نه زنجیر همه بسته چه راهیست
    چه بند است چه زنجیر که برپاست خدایا
    زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا
    چه نقض است و چه خوب است و چه زیباست خدایا


    چه گرمیم چه گرمیم از این عشق چون خورشید
    چه پنهان و چه برهان و چه پیداست خدایا
    فتادیم فتادیم بدان سان که نخیزیم


    ندانیم ندانیم که چه غوغاست خدایااااا

    تمومش کن
    جلو آینه وایسا تو در حسرت ، که چه روزای خوبی بود از دست رفت


    که چه گناهی بود که ازش سر زد ، که دیگه دور شده بود از مقصد


    رفتن دیگه همه از دم ، تنهاش گذاشتن دیگه اونو رسماً


    اونیکه زمانی از همه بوده برتر ، حالا با دستای خودش شده پرپر


    جَوونیکه پشتش خمیده ، رنگ از چهره ی خشکش پریده


    تازه مصرف کرد نعشه بود ، ولی دوباره دچاره رعشه شد


    من یادم ، نمیره روزایی رو که اون مادر

    ، چطوری یه گوشه میگرفت ماتم ، نمیتونست بکنه اینو باور ، که بچش تو دام یه نامرد

    ، بیفته تو جامعه با سر ، بخوره روی زمین بگه واسم هیچی مهم نیست که ببازم همه چیم رفت به باد


    دستم رفته رو نبض حست ، حالا که دیگه کارِ تو حبس جسم ته


    ، تو یه زخمی صد درصدی که به روی خودت حالا یه ضبدر زدی ، میگن که آدمی که خواب باشه ، صداش کنی میتونه ز خواب پا شه


    ولی تو خودتو زدی به خواب ، شنا بلد نیستی ولی زدی به آب

    ...
    بدون هر کس که رفته از این مسیر از دست رفته شده اسیر ، پس هست به نفعت تو این بدون ، هرچند که سخت تو ولی بتون


    بتون . اون نمیتونه ، که رو پاهاش وایس ، کسی چه میدونه ، که یه روزیرو که نداره پوله دوا ، اون تزریق کنه آمپول هوا


    واسه پول دوا مونده یه را دیگه ، که شستن شیشه ماشینا تو ترافیک ، تا میره جلو که بکنه شروع به کار ، صاحب ماشین میگه برو کنار


    متنفر چشماشو بهش دوخت ، یاد گذشته افتاد دلش سوخت ، از روزای خوبی که رفتن ، حالا دیگه زیره خاطرات بد دفنن


    این مرهم ِ درد اون مرده ، اونو از همه طرد دور کرده ، مرهمی که اونو نابود کرد ، خیلیا رو روونه ی تابوت کرد


    اون مرد حتی نامزدش ، رو با نعشگیه مواد طاق زده


    حالا اون که تو دل شبا تک غریبه که حالا میگه دیگه رسیده به آخر ِ راه
    من میگم اون هی داره میره ، نمیدونه که جلوش میدان مین نرو جلو تا به تو بگم من علتش ، که ته این راه مرگ با ذلت


    تو کسی شدی ، که حالا یه شبگرده ، منتظری که اون روزا برگرده ؟


    نه . تو رویای نعشگی ، برگرد تو به دوران بچگیت ، گونه هات دیگه شده از اشک تو خیس ، وقتی میاد سراغ تو گشت پلیس


    تو گذشته آب از سرت ، که تاثیر مواد لامصب
    وقتشه تصمیم بگیره ، ترک کنه یا زیر تزریق بمیره


    به خودش گفت خودت بساز میتونی ، چرا داری خودت قصاص میکنی


    وقتشه دیگه پاشد به قصد کشت ، پس از جاش بلند شد با دست مشت


    اعتیاد کنه مثل موج ویران ، تا که برسه به روزای اوج ایران
    دلت دریاست یاس (جدید

    )
    حتما الان با خودت میگی تو چی میدونی؟
    از دردی که نداری واسه چی میخونی؟
    میدونم و حق داری اینو بهم بگی ولی
    عشق به هم زبون میتونه باشه دلیلش
    تو حرفای دلت آه...سینه سوزن
    وقتی که تن تو سوراخ میشه زیر سوزن
    منتظری که برسه روز سلامتی
    حاضری اونو به 100 کیلو طلا ندی
    تقسیر تو نیست که شدی بستری
    حرف همه ی آدمارو از بری
    هه..خود من که سر تورو با این حرفا بردم
    دنیا رو فحش میدم با یه سرما خوردن
    چه برسه به تو که ...هههه..چی بگم؟
    وسرازیری به سوی درد با شیب کم
    ولی خدا دردای مارو دیده
    آخرش اونه که به دست ما دارو میده
    دلت مثل یه دریاست
    امیدواری به فردایی که
    تموم میشه دردات
    وقتشه غم از دلت برداری
    دلت مثل یه دریا
    امیدواری به فردایی که
    تموم میشه دردات
    وقتشه غم از دلت برداری
    خیلی وقتا میشه که با توئه این واژه
    که چرا من باید سرنوشتم این باشه؟
    دور ما پر شده از این همه چرای بی جواب
    تنها امید میتونه باشه چراغ این شبا
    تو این مسیر پر پیچ و خم و پر سراب
    روبرو شدی تو حالا با یه پل خراب
    خودتو به راحتی به دست باد نسپر همنشین
    تا که بتونی به راحتی از پل رد بشی
    وقتی که دردا میگیره زیر یه خم
    تورو میکوبه روی زمین و میگه بخند
    به این میگن بدل توی فن کشتی
    یعنی تو درداتو با خنده کشتی
    توی کلمه ی ای کاش حبس نشو
    کاش رو کاشتن ولی سبز نشد
    جمع کن حالا یه مشتی جوک دور خودت
    بخند تا خودت باشی دکتر خودت
    هه..هه
    دلت مثل یه دریاست
    امیدواری به فردایی که
    تموم میشه دردات
    وقتشه غم از دلت برداری
    دلت مثل یه دریا
    امیدواری به فردایی که
    تموم میشه دردات
    وقتشه غم از دلت برداری
    پیاده میشم (جدید

    )
    صورت خسته نگران، بی‌ آرامش و مریض
    که قایم شده بود زیر آرایش غلیظ
    زخمی از خاطرات تلخ دیروز
    چشم میدوخت به خیابون سرد بی‌ روح
    با تحمل سنگینی‌ نگاه آدما
    ادامه میداد او به راه ناتمام
    و اولین بار برای آخرین راه
    هه بهتره بگم که آخرین چاه
    تنها، دو دل‌ ، تو فکر و با تعجب
    دنبال چی‌ بود؟ پول یا توجه؟
    تو روزگاری که هر کسی‌ دنبال آشناست
    آشناست دخترک میگرد پی‌ یه فرد ناشناس
    که از اون غریبه‌ها یه عده ماییم
    آروم اشاره زد که شیشت رو بده پایین
    فقط میتونیم امشب رو با تو باشیم و بس
    این رو گفت و نشست و در ماشین رو بست
    پسر می‌خواست سر صحبت رو وا کنه زود
    تیکه مینداخت و منتظر واکنش بود
    ولی‌ دخترک صداش رو نمیشنید
    تو دنیایی بود که به سادگی‌ نمی‌شه دید
    دیدی که بعضی‌ وقت‌ها بغضی تو گلوته؟
    نمی‌خوای گریه کنی‌ جلو کسی‌ که پهلوته
    هی‌، امان از این زمان
    زمانی‌ که دیگه برد توان از این زبان
    بی‌ همراه و بیهوده رهسپار این راه بی‌ نور و همصدا
    سپرده خود رو به دست باد اسیر زندون لحظه ها
    تو دلش درد‌های بیکران خسته از حرف‌های دیگران
    اسیر مرد‌های بی‌ مرام و اشک می‌‌باره باز
    پسر گفت لعنت به این بخت بد
    خونه ی ما می‌‌مونه واسه ی وقت بعد
    سعی‌ نکن با سکوتت زیر پوستم بری
    اگه پایه‌یی‌ میتونیم خونه‌ دوستم بریم
    خوب حاضری با ۲ نفر باشی‌ یا نه؟
    معلومه که رفتار دخترک ناشیانست
    سوال تکرار شد، حاضری باشی‌ یا نه؟
    و دختر به فکر یک شب و یک آشیانست
    گفت بریم، من که همه چی‌ رو از دم باختم
    گناهش پای اون‌ها که من رو پس انداختن
    عصبانی‌ از خاطرات خاموش قدیمه
    پی‌ محبت میگرد توی آغوش غریبه
    تو خونه‌یی‌ رشد کرد که عشق نبود
    جای عشق، فحش و مشت و زیر چشم کبود
    پدری که جلوی مشکلات مختلف ضعیفه
    فقط زورش میرسه به دختر ظریفش
    با خودش گفت پشتم به کیا قرصه؟
    خانوادم؟ اونا رو خدا بیامرزه
    اون موقع کی‌ بود احترام به حرفش بزاره؟
    حالا مجبوره که تنش رو به حراج بزاره
    بی‌ همراه و بیهوده رهسپار این راه بی‌ نور و همصدا
    سپرده خود رو به دست باد اسیر زندون لحظه ها
    تو دلش درد‌های بیکران خسته از حرف‌های دیگران
    اسیر مرد‌های بی‌ مرام و اشک می‌‌باره باز
    ببین، تو این قصّه‌ها رو میشنوی و میری
    بعد چند بار شنیدن ازش میگذری و سیری
    ممنون از اونی‌ که به دیگری صدام رو پاس داد
    بگذریم، بریم سراغ ادامه داستانی که
    امروز نوشتنش رو مود من بود
    این یه دردیه که به خیلیا بوده مربوط
    کوه غم بود، ولی‌ یه نور انبوه
    پشت کوه واسه ناا امیدی زوده هنوز
    کاری ندارم به اینکه کارش خلاف شرعه
    ولی‌ واسه رابطه‌ها اول علاقه شرطه
    وگرنه یه روح که روی جسمی‌ سوار
    چطور تو آغوشی بره وقتی‌ حسّی نداره؟
    تو این روزگار درد ناک و سیاه بی‌ شرم
    ای کاش بگه نگاه در من پیاده میشم​
    راه برای ادامه دادن زیاده بی‌ شک
    ای کاش بگه نگاه در من پیاده میشم
     
    ღҲ̸☜ نیـمــ☠ــا ☞Ҳ̸ღ، avril lavigne، barfi و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. zhigol

    zhigol PERPOLISI

    3,628
    10,648
    756
    Like++++++++ :16:
     
    sahar h از این پست تشکر کرده است.
  3. sahar h

    sahar h

    861
    1,987
    335
    ایووووووووووووووووووووووووووولللللللللللللللل
     
  4. barfi

    barfi پشت کنـــــــــکوری :) همراه انجمن

    20,517
    50,714
    29,767
  5. avril lavigne

    avril lavigne یه کاربر قدیمی

    758
    3,191
    411