1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

متن اهنگ های شاهین نجفی

شروع موضوع توسط Angry boy ‏Jul 28, 2013 در انجمن متن آهنگ ها

  1. Angry boy

    Angry boy با ی ادم سیگاری بحث نکن

    405
    1,693
    351
    ترانه:شاهین نجفی

    آهنگ:شاهین نجفی

    تنظیم کننده:مجید کاظمی

    دنیا خلاصه شده امروز توی لپ تاپم شب تو فیسپوک بیدار و روز می خوابم

    مث دیوونه ها چک می کنم همش ایمیلامو تو گویا به بالاترین شکل میریزه آبم

    از چشمی که بدار می کشه عکسارو تو نت بعد به خودم حتی به فرهاد هم می خندم

    حدس می زنم هفته ی دیگه و می گیرن زنم خواب من محکم در دستشویی رو می بندم

    وقتشه بلند شم بنویسم می خوایم گیجم و بدجوری انگار بی تابم

    دیگه خودمم دلیل اشکامو نمی فهمم مث کرمی که تو پیله به خودم می تابم

    یک جلوم ردیف می کنه جسد بیانیه هارو یه بار امضا می کنم و صدبار امضا می کنه مارو

    همه یه رنگن و یه شکلن موج موج موج بببین چطوری ترانه قی می شه از گلوی این یارو

    شعر ته می کشه خشک میشه گیتارم میگن بنویسم نیشون بدم یه چیزی هس بارم

    کم می شم گم میشم تویه عقده ی جنسی یک زن یه دادگاه برای من به جرم اینکه بیدارم

    وقتشه بلند شم بنویسم می خوایم گیجم و بدجوری انگار بی تابم

    دیگه خودمم دلیل اشکامو نمی فهمم مث کرمی که تو پیله به خودم می تابم

    «

    رانندگی در مستی
    ...»


    من یه گلایلم که تو این سرزمین شوم،

    راهم به قبر و سنگِ گرانیت می رسه
    !


    هر روز به قتل می رسم و شعر من فقط،

    به انتشاره شعله ی کبریت می رسه
    !


    دردم هزار ساله مثِ درده حافظه،

    درمونشم همونیه که کشفِ رازیه
    !


    نسلی که سرسپرده ی عصر حجر شده،

    به ساقیای ارمنیه پیر راضیه
    !


    وقتی که زندگی یه تئاتره مزخرفه،

    تنها به جرعه های فراموشی دلخوشم
    !


    راسکول نیکف یه پیره زنو شقه کرد و من،

    با اون تبر فرشته ی الهامو می کُشم
    ...


    هی مست می کنم مثِ یه بطری شراب،

    که وقتی پاش بیفته یه کوکتل مولوتوفه
    !


    یه مجرمه فراری شدم که تو زندگیش،

    درگیر یه گریزه بدونِ توقفه
    !


    فرقی نداره جاده ی چالوس و راهِ قم،

    من مستی ام که خوش داره رانندگی کنه
    !


    یه ماهی که تو آکواریوم زار می زنه،

    تا توی اشک های خودش زندگی کنه
    ...


    باید تلوتلو بخوری این زمونه رو،

    وقتی که مست نیستی به بن بست می رسی
    !


    تو مستی آدما دوباره مهربون می شن،

    حتا برادرای توی ایست بازرسی
    !


    می خندن و به دستِ تو دستبند می زنن،

    راهو برای بردن تو باز می کنن
    !


    تو دام مورچه ها به سلیمان بدل می شی،

    قالیچه ها بدون تو پرواز می کنن
    !


    بعدش یه خواب زیر پتوی پر از شپش،

    رو نیمکتِ پلاستیکیه یه کلانتری
    ...


    اما چه فایده وقتی که فردا با یه لگد،

    تو دنیای جهنمیت از خواب می پری
    !


    این بار چندمه که به یه جرم مشترک،

    هشتاد تا ضربه پشتتو هاشور می زنه؟

    برگرد خونه حتا اگه با خبر باشی،

    تنها دل خودت واسه تو شور می زنه
    ...


    تو یه گلایلی و تو این سرزمین شوم،

    راهت به قبر و سنگِ گرانیت می رسه
    !


    هر روز به قتل می رسی و شعر تو فقط،

    به انتشاره شعله ی کبریت می رسه
    !


    من یه گلایلم که تو این سرزمین شوم،

    راهم به قبر و سنگِ گرانیت می رسه
    !


    هر روز به قتل می رسم و شعر من فقط،

    به انتشاره شعله ی کبریت می رسه
    !


    دردم هزار ساله مثِ درده حافظه،

    درمونشم همونیه که کشفِ رازیه
    !


    نسلی که سرسپرده ی عصر حجر شده،

    به ساقیای ارمنیه پیر راضیه
    !


    وقتی که زندگی یه تئاتره مزخرفه،

    تنها به جرعه های فراموشی دلخوشم
    !


    راسکول نیکف یه پیره زنو شقه کرد و من،

    با اون تبر فرشته ی الهامو می کُشم
    ...


    هی مست می کنم مثِ یه بطری شراب،

    که وقتی پاش بیفته یه کوکتل مولوتوفه
    !


    یه مجرمه فراری شدم که تو زندگیش،

    درگیر یه گریزه بدونِ توقفه
    !


    فرقی نداره جاده ی چالوس و راهِ قم،

    من مستی ام که خوش داره رانندگی کنه
    !


    یه ماهی که تو آکواریوم زار می زنه،

    تا توی اشک های خودش زندگی کنه
    ...


    باید تلوتلو بخوری این زمونه رو،

    وقتی که مست نیستی به بن بست می رسی
    !


    تو مستی آدما دوباره مهربون می شن،

    حتا برادرای توی ایست بازرسی
    !


    می خندن و به دستِ تو دستبند می زنن،

    راهو برای بردن تو باز می کنن
    !


    تو دام مورچه ها به سلیمان بدل می شی،

    قالیچه ها بدون تو پرواز می کنن
    !


    این بار چندمه که به یه جرم مشترک،

    هشتاد تا ضربه پشتتو هاشور می زنه؟

    برگرد خونه حتا اگه با خبر باشی،

    تنها دل خودت واسه تو شور می زنه
    ...


    تو یه گلایلی و تو این سرزمین شوم،

    راهت به قبر و سنگِ گرانیت می رسه
    !


    هر روز به قتل می رسی و شعر تو فقط،

    به انتشاره شعله ی کبریت می رسه
    !
     


    هی مست می کنی مثِ یه بطری شراب،

    که وقتی پاش بیفته یه کوکتل مولوتوفه
    !


    یه مجرمه فراری شدی که تو زندگیش،

    درگیر یه گریزه بدونِ توقفه
    !
     


    بعد از تو

    شعر:سید مهدی موسوی

    آهنگ:شاهین نجفی

    تنظیم کننده:بابک خزایی

    خاموش کردم توی لیوانت خدایم را شب ها بغل کردم به تو همجنس هایم را

    رنگین کمان کوچکی بر روی انگشتم در اوّلین بوسه، خودم را و تو را کشتم

    هی گریه می کردم به آن مردی که زن بودم شب ها دراکولای غمگینی که من بودم
    !


    و عشق، یک بیماری ِ بدخیم ِ روحی بود تنهایی ام محکوم به سـ-کس گروهی بود

    سیگار با مشروب با طعم هماغوشی یعنی فراموشی... فراموشی... فراموشی
    ...


    بعد از تو الکل خورد من را مست خوابیدم بعد از تو با هر کس که بود و هست خوابیدم
    !


    بعد از تو لای زخم هایم استخوان کردم با هر که می شد هر چه می شد امتحان کردم
    !


    تنهایی ِ در جمع، در تن های تنهایی با گریه و صابون و خون و تو، خودارضایی

    دلخسته از گنجشک ها و حوض نقاشی رنگ سفیدت را به روی بوم می پاشی
    !


    لیوان بعدی: قرص های حل شده در سم باور بکن از هیچ چی دیگر نمی ترسم

    پشت ِ سیاهی های دنیامان سیاهی بود معشوقه ام بودی و هستی و... نخواهی بود

    بعد از تو الکل خورد من را مست خوابیدم بعد از تو با هر کس که بود و هست خوابیدم
    !


    بعد از تو لای زخم هایم استخوان کردم با هر که می شد هر چه می شد امتحان کردم
    !
     


    نی نوش

    ترانه:شاهین نجفی

    آهنگ:شاهین نجفی

    تنظیم کننده:بابک خزایی

    منو به حال خودم بزار این مردو منو تمام پلشتی این دردو

    که قد تمام کرم های عالم دوستت دارم که قد تمامی دوش ها می بارم

    که درد می کشم قد پریودهای هفت روزت که سر درد می کنم به سردردهای مرموزت

    که با صدای تو...قطع کنم؟ نه بمان هنوز که دوستتم داری ؟ کمی بیشتر از دیروز

    که لای سینه های تو بی هواگریه شوم که مست توی کوچه های غمت بدوم

    ببین این تخت خواب شکسته دائم استرس داره ببین این چراغ خواب سوخته هم هنوز بیداره

    ببین بنان چطور با صدای من بغض کرده که اشک های سر شب تازه اول کاره

    به مادرت بگو نفست چقدر غمگین است که حبسیده در خود و رمز جان کندن اش این است

    که روبروی آب نشسته سراب می بیند فقط شکنجه شکنجه عذاب می بیند

    که لای سینه های تو بی هواگریه شود که مست توی کوچه های غمت بدود

    همیشه به اندازه یک یتیم خواب می دیدیم تو از نبود و من از بود پدر ترسیدیم

    میان داشته ها و هر دو بی پدر بودیم میان سکته و سرطان هر دو در بدر بودبم

    به جان تو بانو نخورده مست بیهوشم تو فرض کن این درد تکیلاست که می نوشم

    تو فرض کن این آخرین بیت شعر من باشد که زجه می زنم و می نویسم نی نی نوشم


    سگ هار

    حال و روزم مثِ سگِ هاره، که فقط پارس هاشو میشماره


    زخم دستاشو گاز میگیره، جیغ ترمز رو آرزو داره

    شکل پرسه رو فرشی از پوکه، توی یه سرزمین متروکه

    مشت میشم روی کلاویهی، این پیانو که دیگه ناکوکه

    گریه تو وزن مفتعل فعلن، واژه با طعم شاش توی دهن

    فکر تو چارچوبِ چَک خوردن، شعر تو وزن مطلقن قدغن
     


    قدغن مثل شَک تو سوریه، مثل یه تانگو توی قونیه

    خشک میشم ولی نمیمیرم، مثل دریاچهی ارومیه
     


    مثل حرفی که صد دفعه خط خورد، مثل برگی که سبز موند و مُرد

    دل خنک میکنم تو میدون با فحش دادن به عکس رو بیلبورد

    غرق میشم تو برکهی الکل، توی میکس سنایچ با اتانل

    روی فرش سرنگ میرقصم، با جوونای مُرده زیرِ پُل
     


    حال و روزم مثِ سگِ هاره، که فقط پارس هاشو میشماره


    زخم دستاشو گاز میگیره، جیغ ترمز رو آرزو داره
     


    من یه مَردم تو گوشهی تابلو، با دوتا چشم باز مونده به تو

    که داری ضجه میزنی دائم نعشٍ معصومِ آرزوهاتو

    حال و روزم مثِ همون مَرده، که زمین خورده روی اون پرده

    با یه شمشیرِ مُرده تو دستش، میگه از راه برنمیگرده
     
     


    دموئه هر صدای استریو، توی ماشین و توی استودیو

    اون کسی که زبونمو میخواست، کفِ دستم گذاشته گوش منو

    پیکاسو پشتِ بومِ این چشماس، دنیا پیش نگام گوئرنیکاس

    ائتلافِ جنون و رنجیره، انعکاسِ کوبیسم تیر خلاص

     


    پاي يک کامپيوترِ گيجم، سر ِ من درد مي کند به جُنون

    کارگرهاي شهرداري را مي بَرَد سمت روستا کاميون

    خواهرم شعر مي شود از لَب، بغل دوست دخترش هر شَب
     


    من به خود فکر مي کنم اغلب توي حمّام گريه با صابون
     


    دست تو: چوب و کـُلت و چوبه يِ دار البته شورت خانُمت به کِنار
     


    که مساوي تر از مني اِنگار پيش چشمانِ بسته يِ قانون
     


    خسته از مغز ِ خالي و پُرها، مُشت مي کوبَمت به آجرها
     


    پيکِ خالي! بگو به دکترها: زخم ما رُشد مي کند بِه دَرون
     


    سورِ بالا و جشنِ پايين ها، در عَزا و عروسيِ اينها
     


    بوق گوساله ها و ماشين ها سر ِ چي بود؟ چند قطره يِ خون

    هه چند قطره يِ خون
     


    بچّه ماهي خيالِ دريا داشت، گاو هم دوستانِ خود را داشت
     


    آنچه اندازه ي خودم جا داشت پُشتِ مَن بود و خانه يِ حَلزون
     


    دست بُردن به مَتن قُرآن ها، خَبَر خودکشيِ ميدان ها
     


    پخش سانديس در خيابان ها، بازيِ مــوز بود با ميمون
     


    حذف مو و تنِ زنِ تختي، کَشف يک جور راحت از سختي
     


    بحث در مُعضلات خوشبختي، سِريال جديدِ تِلويزيون
     


    دير کرديم و باز هم زود است... عشق، يک کافه غَرقِ در دود است
     


    فصل آغاز قصّه اين بودست: شَرح کاندوم خريدنِ مَجنون
     


    راهسازي براي ويرانه، جنگ يک مُشت مَست و ديوانه
     


    خنده يِ گرگ هايِ در خانه، اشکِ تمساح هايِ در بيرون
     


    نه دِلت مي برد مرا نه صِدات خسته ام آه از تمامِ جهات
     


    دلخوشم به کُدام راهِ نِجات؟ منِ زيرِ کتاب ها مدفون

    منِ زيرِ کتاب ها ، ها مَدفون

    مَدفون

    مَدفون

    هرچه از هيچ رنج مي بُردم، بُغض خود را به زور ميخوردم
     


    داشتَم ذرّه ذرّه ميمردم پُشت اين عکس هايِ گوناگون

    پُشت اين عکس هايِ گوناگون

    پُشت اين عکس هايِ گوناگون

    منِ زيرِ کتاب ها مدفون

    هرچه در شهر اِتفاق اُفتاد، رَفت دنيا به باد يا با باد
     


    باز دَر تو اِدامه خواهم داد... از تو اي شعر ، واقعاً ممنون

    واقعاً ممنون

    واقعاً ممنون

    واقعاً ممنون

    واقعاً ممنون

    واقعاً ممنون


    متن نگفتمت نرو از شاهین نجفی
     


    به گوشو پرده پاره شاعري که کم نشستو ايستاده با دهان بازو نعره در فشنگ شعرو آسيو

    تصور ترانه لاي پاي خايه جاي پوتينو سيلٍ سيلي روي ريشو ريشه و جوانه هاي خون روي لب خراش زيره چانه
     


    نگفتمت نرو که لاي اين زمين به قدر يک کفن کفافِ ريشه نميدهد

    نگفتمت که جز بوي چرکِ چاکِ سينه هاي خالي از قلب در فضا نمي دمد

    نگفتمت که اين جماعت جريده با خطُ رد وحشيِ نگاهت غريبه اند

    نگفتمت که جاي بوسه آلتي کريح بر دهانِ سرخ آتشت مي نهند

    نگفتمت نرو نرو

    نگفتمت نرو نرو

    نگفتمت نگفتمت نگفتمت نرو نرو

    نگفتمت نگفتمت نگفتمت

    نگفتمت نرو نرو

    نگفتمت نرو نرو

    نگفتمت نگفتمت

    نگفتمت نرو نرو

    نگفتمت نگفتمت نگفتمت نگفتمت نگفتمت نرو

    نگفتمت

    نگفتم

    نگفتمت هر آنچه گفتي و نوشته ايم کَشک بود

    نگفتمت نرو که رفتنت نتيجتا اشک بود

    نگفتمت تو هم به گورِ جدِ خلقِ گُشنه بخند

    نگفتمت که حال کُن طبيعتا ميانِ اين همه جسد بگند

    که خَر شو که کَر شو که کور شو ، دهان را ببند

    دهان را ببند

    دهان را ببند

    اين چنين هوا پَس استُ هرکه سوي خويش داره

    دَم نزن سکوت کن که گفتنِ تو نيش داره

    اين چنين هوا پس استُ هرکه سوي خويش دارد

    دَم نزن سکوت کُن که گفتنِ تو نيش داره

    نگفتمت بشين کنارِ من ، کنارِ گل ،بوس هست بوس هست

    شبِ ضفاف جمعيُ هـــــوشِ سياسيُ

    جاسوسِ ان ، ان تولَک تولَک

    مُبارزه مُدافعه

    حقوق حَشَر هست فقط اعتماد کن بمان

    نگفتمت نرو بمان کناره هم بشين به حالِ هم بُغض مي کنيم

    نگفتمت چگونه در ميانٍ وِل مُعتليم

    ببين چگونه در زيرِ آب زار ميزنيم

    نگفتمت هر آنچه گفتي و نوشته ايم کَشک بود

    نگفتمت نرو که رفتنت نتيجتا اشک بود

    نگفتمت تو هم به گورِ جدِ خلقِ گُشنه بخند

    نگفتمت که حال کُن طبيعتا ميانِ اين همه جسد بگند

    ولي تو خر نميشوي ولي تو کَر نميشوي

    تو نبضُ حَلقِ خَلقِ هر ترانه اي

    که بَر بار ، بَر دار، ميشود
     
     


    تابوت

    شعر:فاطمه اختصاری

    آهنگ:شاهین نجفی

    تنظیم کننده:بابک خزایی

    یک مشت میخ کج شده تابوت بی جسد مردی که زل زده به سرش داخل سبد

    حالا چگونه فکر کند به کدام چیز؟ در حجم یک جنازه ی برگشته از ابد

    یک کله ی جدا شده از من ،منی جدا از هم ب ...می پرد از خواب های بد

    دنیای متصل به زمان ،مثل عقربه در ساعتی که زنگ زده روی یک عدد

    تصویرهای بی سر و ته از کسی ست که... افتاده توی اینه های تمام قد

    و نیمه شب به ارامی سعی کرده است با میخ چشم های خودش را درآورد

    احساس دسته جمعی حبس ابد شدن در یک اتاق پر از لامپ داشتیم

    هل داده می شدیم به شکلی شبیه هم با اظطراب توی خلا پا گذاشتیم

    ناخواسته گرفته شده چشم هایمان در بازیِ"بگو چه کسی پشتت ایستاد؟
    "


    تاریکی نفوذ کننده به هر کجا در لوله های خالی دنیا ،صدای باااااد
    .....


    بکنیم

    شعر:فاطمه اختصاری

    آهنگ:شاهین نجفی

    تنظیم کننده:بابک خزایی

    بکنیم

    شعر:فاطمه اختصاری

    آهنگ:شاهین نجفی

    تنظیم کننده:بابک خزایی

    پالام پولوم پلیچ...باز دست تو رو شد که گرگ هستی و باید فرار را بکنیم

    به جای دورتری از حیاط،از خانه کنار جاده ی فرعی قرار را بکنیم

    بدون هرچه اضافی ست، پیش هر اتوبوس بایستیم و با هم سوار را بکنیم

    درون صندلی سفت، پشت شیه ی مات دچار دلهره ها انتظار را بکنیم

    به ناکجا برسیم از کجا ادامه دهیم در ایستگاه سر شب قطار را بکنیم

    با چشم های بسته تا ته جهان سفریدن با گونه های خیس از شیطنتت خندیدن

    از تو به كوی كسی كه بوی كفن میداد جهان لیلی بود و جنسیتش رو نفهمیدن

    دوتا بدون بلیط و بدون مقصد ،که میان هدفون قرضی نوار را بکنیم

    دوباره شهر پر از رفت و آمد و آدم کنار مترو تصویر غار را بکنیم

    پیاده از اتوبان شلوغ رد بشویم جلوی خط چین ها ،اختیار را بکنیم

    درون ساندویچی پشت میز خورده شویم و بعد یکجا شام و ناهار را بکنیم

    شب است هر 2 به 1 خواب خوب محتاجیم که زیر پل بغل هم فشار را بکنیم

    که بی خیال تمام اضافه ها، تن ها مدام زندگی خنده دار را بکنیم

    یواش می زنی از پشت سر به من دستی که گرگ هستی و باید چه کار را بکنیم

    با چشم های بسته تا ته جهان سفریدن با گونه های خیس از شیطنتت خندیدن

    از تو به كوی كسی كه بوی كفن میداد جهان لیلی بود و جنسیتش رو نفهمیدن
     


    درد شخصی

    ترانه:افشین مقدم

    ملودی:شاهین نجفی

    تنظیم کننده:بابک خزایی

    با تمام ِ وجود غمگینم مثل ِ وقتی که زن نمی سازه

    مثل ِ وقتی که دوست می میره مثل ِ وقتی که تیم می بازه

    با تمام ِ وجود غمگینم مثل ِ اوقات ِ تلخ ِ تنهایی

    فکر کردن به با رویا شرم ِ احساس ِ زود ارضایی

    با تمام ِ وجود غمگینم لول ِ تریاک زیر ِ این تخته

    دست و پاهامو با طناب نبند ترک ِ اعتیاد واقعا سخته

    با تمام ِ وجود غمگینم مرگ، جزئی ازآرزوم شده

    بهتره، شعرمو شروع کنم بازسیگار ِ من تموم شده

    با تمام ِ وجود غمگینم شادی ام مال ِ سالها قبله

    چشم ِ باز ایستاده می خوابم مثل ِ اسبی که توی اسطبله

    با تمام ِ وجود غمگینم کشورم نفت به جهان می ده

    شهرونداش مثل سربازن همه چی بوی پادگان می ده

    با تمام ِ وجود غمگینم تشنه ام، مثل ِ فیل ِ بی خرطوم

    رو سرابم دقیق شه چشمام، عاج ِ من خرد می شه با باتوم

    با تمام ِ وجود غمگینم حق ِ آزادیم انتزاعی شد

    وای هفتاد میلیون مثه من... درد ِ شخصیم اجتماعی شد
     

کلمات جستجو شده:

  1. آهنگ پریودشاهین نجفی

    ,
  2. اهنگ پریودشاهین نجفی

    ,
  3. متن آهنگ از خواب برگشتم به تنهایی شاهین نجفی

    ,
  4. آهنگ از خواب برگشته نه تنهایی شاهین نجفی,
  5. شاهین نجفی کشف رازیه,
  6. متن اهنگ شاهین نجفی نگفتمت,
  7. دانلود آهنگ نسلی که سرسپرده عصر حجر شده,
  8. متن آهنگ رویا از شاهین نجفی,
  9. دانلود اهنگ نينوش شاهين نجفى,
  10. دانلود اهنگ شاهین نجفی از خواب برگشتم به تنهایی,
  11. دانلود اهنگ عیبی نداره باز غمگینم از شاهین نجفی,
  12. متن اهنك شاهین نجفی رویا,
  13. دانلود آهنگ گل گلایولم توی این از نجفی,
  14. متن شعر های شاهین نجفی,
  15. متن آهنگ شاهین نجفی درد شخصی,
  16. دانلود اهنگ وقتشه بلند شمو ببینم خوابم از شاهین,
  17. متن اهنگ وقتی که خر از پل گزشت از شاهین نجفی,
  18. متن اهنگهای شاهین نجفی,
  19. متن آهنگ شاهین نجفی که زجه میزنم مینویسم,
  20. آکورد آهنگ شاهین نجفی باز غمگینم,
  21. دانلود آهنگ شاهین نجفی مست میکنم مثل یه بطری شراب,
  22. خدایم را خاموش میکنم. شاهین نجفی,
  23. متن آهنگ همجنس از شاهین نجفی,
  24. متن اهنگ های من که هر گوشهی این شهر از تو ,
  25. شب تو سیاهی شاهین نجفی اکورد