1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

متن آهنگ های فریدون فروغی

شروع موضوع توسط P@rnian ‏Feb 4, 2015 در انجمن متن آهنگ ها

  1. P@rnian

    P@rnian ...خداحافظ...

    3,020
    8,296
    35,577
    روسپی

    خداوند بزرگ را به یاری می طلبیم که در این برهه
    از زمان منجی ایران عزیز و شما هموطنان وطن
    دوست باشد....


    نام نیکی گر بماند ز آدمی
    به کز او ماند سرای زرنگار

    ای پناه هوس مردای شب
    همیشه گریه به دل خنده به لب
    غمگینم از غم و غصه های تو
    همدل آدمای بدون دل
    نفسم گرم تو از شعله ی دل
    غمگینم از غم و غصه های تو
    وای اگه قلبت تو سینه بمیره
    تموم شهر منو شب میگیره
    نمی خوام که چشمای خشک تورو تر ببینم
    تو بذار غصه هاتو من روی شونم بگیرم
    نمی خوام امید تو از دل تو بیرون بشه
    آخرین منزل تو رو سر تو ویرون بشه
    وای اگه قلبت تو سینه بمیره
    تموم شهر منو شب میگیره
     
    کیانا . . .، TODELYA و Mariツ از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. P@rnian

    P@rnian ...خداحافظ...

    3,020
    8,296
    35,577
    فتنه ی چکمه پوش

    روزم از شب روسیاتر
    شبم از شهر بی صداتر
    هر دری رو که زدم من
    روی من وا نشد آخر
    سر رام یه گرگیه
    که چشاش گرفته خون
    از کسی نمی بینم
    یه نگاه مهربون
    آخه فتنه چکمه پوش
    اسیر بخت بده
    رو پیشونیش سرنوشت
    مهر بدبختی زده

    دنیا رو تار می بینم
    گلها رو خار می بینم
    دوستی و محبت رو
    حلقه ی دار می بینم
    آخه فتنه چکمه پوش
    اسیر بخت بده
    رو پیشونیش سرنوشت
    مهر بدبختی زده

    مثل ابرای سیا
    پیچیده بغض تو گلوم
    حالا دارم می بینم
    دیو مرگو روبروم
    آخه فتنه چکمه پوش
    اسیر بخت بده
    رو پیشونیش سرنوشت
    مهر بدبختی زده
     
    کیانا . . .، TODELYA و Mariツ از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. P@rnian

    P@rnian ...خداحافظ...

    3,020
    8,296
    35,577
    غم تنهایی


    چرا وقتـی کــه آدم تنـها می شه
    غم و غصه اش قد یک دنیا میشه
    مـیره یــک گوشه پنـهون میـشینه
    اونــجا رو مــثل یـه زنــدون میـبینه
    غـــــم تـنـــهایی اســـیرت میـکنه
    تــا بــــخوای بـجنبی پیرت میــکنه
    وقــــــتی کـــــــه تنـــــها مــیشم
    اشــــــک تــو چــــــشام پرمــیزنه
    غـــــــــم مـــــــیـاد یــواش یــواش
    خــــــــونــه ی دل در مــــــیـزنــــه
    یــــــــاد اون شــــــب ها مـــیفتم
    زیــر بارون بــــــــــهــــــار
    تـــــــــوی جـــنگل لـــب چـــشمه
    مــــــی نـشـسـتـیــم مـــن و یـار
    غـــــــم تــنهایی اســیرت میــکنه
    تــا بــــخوای بـجنبی پیرت میــکنه
    میگن این دنیادیگه مث قدیمانمیشه
    دل این آدما زشته دیگه زیبا نمیشه
    اون بالابادداره زاغه ابراروچوب میزنه
    اشک این ابرازیاده ولی دریا نمیشه
    غــــــــم تـنـــهایی اسـیرت مـــیکنه
    تــا بـــخوای بجنبی پــــیـرت مــیکنه
     
    کیانا . . .، TODELYA و Mariツ از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. P@rnian

    P@rnian ...خداحافظ...

    3,020
    8,296
    35,577
    کیفر

    مرگ آن لاله سرخ
    کفن خنده به روی لب بود
    گرد آن آینه ها
    شبح فاجعه ای در شب بود
    مردن شاپرکا
    کشتن قاصدکا
    خبر از شومی کاری می‌داد
    نفسش ناله‌ی غم سَر می‌داد
    آشیان رو به خرابی میرفت
    تن پوسیده گواهی میداد
    او به این حرف نمی اندیشید
    که کفن باید برد و نفس باید داد
    و به جای همه بودنها همه دیدنها
    لحظه ها مانده به یاد
    شکوه اندیشه مردن در اوست
    همه هستی او رفته به باد
    مردن شاپرکا
    کشتن قاصدکا
    او سراسیمه بدنبال تلافی میرفت
    به دلش زخم قدمهای تجاوز مانده
    او نداند که پی مردن خود
    می کشد هر چه اصالت باقیست
    مردن شاپرکا
    کشتن قاصدکا
     
    کیانا . . . و TODELYA از این پست تشکر کرده اند.
  5. P@rnian

    P@rnian ...خداحافظ...

    3,020
    8,296
    35,577
    تنگنا

    دلم از خیلی روزا با کسی نیست
    تو دلم فریاد و فریادرسی نیست
    شدم اون هرزه گیاهی که گلاش
    پرپر دستای خار و خسی نیست
    دیگه دل با کسی نیست
    دیگه فریادرسی نیست
    آسمون ابری شده
    دیگه خار و خسی نیست
    بارون از ابرا سبک تر می پره
    هر کسی سر به سوی خودش داره
    مثل لاک پشت تو خودم قایم شدم
    دیگه هیچ کس دلمو نمی بره
    دیگه دل با کسی نیست
    دیگه فریادرسی نیست
    آسمون ابری شده
    دیگه خار و خسی نیست
    ماهی از پاشوره بیرون افتاده
    شاپرکها پراشون زخمی شده
    نکنه تو گله بره هامون
    گذر گرگ بیابون افتاده
    دیگه دل با کسی نیست
    دیگه فریادرسی نیست
    آسمون ابری شده
    دیگه خار و خسی نیست

    7text.ir
     
    کیانا . . . و TODELYA از این پست تشکر کرده اند.
  6. P@rnian

    P@rnian ...خداحافظ...

    3,020
    8,296
    35,577
    زندون دل

    پشت این پنجره ها دل می گیره
    غم و غصه‏ی دلو تو میدونی
    وقتی از بخت خودم حرف میزنم
    چشام اشک بارون میشه تو میدونی
    عمریه غم تو دلم زندونیه
    دل من زندون داره تو میدونی
    هر چی بهش میگم تو آزادی دیگه
    میگه من دوست دارم تو میدونی
    می خوام امشب با خدا شکوه کنم
    شکوه های دلمو تو میدونی
    بگم ای خدا چرا بختم سیاس
    چرا بخت من سیاس تو میدونی
    پنجره بسته میشه شب میرسه
    چشام آروم نداره تو میدونی
    اگه امشب بگذره فردا میشه
    مگه فردا چی میشه تو میدونی
    عمریه غم تو دلم زندونیه
    دل من زندون داره تو میدونی
    هر چی بهش میکم تو آزادی دیگه
    میگه من دوست دارم تو میدونی
     
    کیانا . . . و TODELYA از این پست تشکر کرده اند.
  7. P@rnian

    P@rnian ...خداحافظ...

    3,020
    8,296
    35,577
    قوزک پا

    دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره
    لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره
    چشای همیشه گریون اخه شستن نداره
    تن سردم دیگه جایی برا خفتن نداره
    دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره
    لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره
    میخوام از دست تو از پنجره فریاد بکشم
    طعم بی تو بودنو از لب سردت بچشم
    نطفه باز دیدنت رو توی سینم بکشم
    مثل سایه پا به پا من تو رو همرام نکشم
    دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره
    لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره
    بذار من تنها باشم میخوام که تنها بمیرم
    برم و گوشه تنهایی و غربت بگیرم
    من یه عمریست که اسیرم زیره زنجیره غمت
    دست و پام غرق به خون شد دیگه بسه موندنت
    دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره
    لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره
    دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره
    لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره
     
    کیانا . . .، TODELYA و Mariツ از این ارسال تشکر کرده اند.