1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

متن آهنگ های فرامرز اصلانی

شروع موضوع توسط P@rnian ‏Feb 4, 2015 در انجمن متن آهنگ ها

  1. P@rnian

    P@rnian ...خداحافظ...

    3,020
    8,296
    35,577
    اگه یه روز

    اگه یه روز بری سفر - بری زپیشم بی خبر
    اسیر رویاها می شم - دوباره باز تنهامی شم
    به شب می گم پیشم بمونه - به باد می گم تا صبح بخونه
    بخونه از دیار یاری - چرا می ری تنهام می ذاری
    اگه فراموشم کنی - ترک آغوشم کنی
    پرنده دریا می شم - تو چنگ موج رها می شم
    به دل می گم خواموش بمونه - میرم که هر کسی بدونه
    می رم به سوی اون دیاری - که توش من رو تنها نذاری


    اگه یه روزی نوم تو تو گوش من صدا کنه
    دوباره باز غمت بیاد که منُو مبتلا کنه
    به دل می گم کاریش نباشه - بذاره درد تو دوا شه
    بره توی تموم جونم - که باز برات آواز بخونم
    كه باز برات آواز بخونم...

    اگه بازم دلت می خواد یار یک دیگر باشیم
    مثال ایوم قدیم بشینیم و سحر پاشیم
    باید دلت رنگی بگیره - دوباره آهنگی بگیره
    بگیره رنگ اون دیاری - که توش من رو تنها نذاری

    اگه می خوای پیشم بمونی - بیا تا باقی جوونی
    بیا تا پوست به استخونه - نذار دلم تنها بمونه
    بذار شبم رنگی بگیره - دوباره آهنگی بگیره
    بگیره رنگ اون دیاری - که توش من رو تنها نذاری

    اگه یه روزی نوم تو ، تو گوش من صدا کنه
    دوباره باز غمت بیاد که منُو مبتلا کنه
    به دل می گم کاریش نباشه - بذاره درد تو دوا شه
    بره توی تموم جونم - که باز برات آواز بخونم

    اگه یه روزی نوم تو باز ، تو گوش من صدا کنه
    دوباره باز غمت بیاد که منُو مبتلا کنه
    به دل می گم کاریش نباشه - بذاره دردت جا به جا شه
    بره توی تموم جونم - که باز برات آواز بخونم

    كه باز برات آواز بخونم
    که باز برات آواز بخونم
    که باز برات آواز بخونم
     
    کیانا . . . و TODELYA از این پست تشکر کرده اند.
  2. P@rnian

    P@rnian ...خداحافظ...

    3,020
    8,296
    35,577
    دل اسیره

    می دونی دل اسیره
    اسیره تا بمیره
    می دونی بدون تو
    دلم آروم نگیره
    می دونی دل تنگ تو
    نموده آهنگ تو
    ولی بیهوده جوید
    بسی بیهوده پوید
    به من بگو بی وفا حالا یار که هستی
    خزان عمرم رسید نو بهار که هستی
    می خوام برم دور دورا دلم طاقت نداره
    دست غم تو داره روزهام و می شماره
    می دونی دل اسیره
    اسیره تا بمیره
    می دونی بدون تو
    دلم آروم نگیره
    می دونی دل تنگ تو
    نموده آهنگ تو
    ولی بیهوده جوید
    بسی بیهوده پوید
    به من بگو بی وفا حالا یار که هستی
    خزان عمرم رسید نو بهار که هستی
    می خوام برم دور دورا دلم طاقت نداره
    دست غم تو داره روزهام و می شماره
    می دونی دل اسیره
    اسیره تا بمیره
    می دونی بدون تو
    دلم طاقت نگیره
    می دونی دل تنگ تو
    نموده آهنگ تو
    ولی بیهوده جوید
    بسی بیهوده پوید
     
    کیانا . . . و TODELYA از این پست تشکر کرده اند.
  3. P@rnian

    P@rnian ...خداحافظ...

    3,020
    8,296
    35,577
    هیچ کس

    هیچکس در دل تاریکی شب
    با چراغی بسراغم نرسید
    هیچکس موقع پژمردن فصل
    با گلی تازه بباغم نرسید
    هیچکس
    هیچکس بازو ببازویم نداد ای روزگار
    گل پریشان شد زمستان شد بهار
    از جوانی نیست چیزی یادگار
    هیچکس اینروزها همدرد و همرازم نشد

    آگه از درد من و دلسردی سازم نشد
    باد زیر بال پروازم نشد
    هیچکس
    هیچکس در دل تاریکی شب
    با چراغی بسراغم نرسید
    هیچکس موقع پژمردن فصل
    با گلی تازه بباغم نرسید
    هیچکس .. هیچکس .. هیچکس
     
    کیانا . . . و TODELYA از این پست تشکر کرده اند.
  4. P@rnian

    P@rnian ...خداحافظ...

    3,020
    8,296
    35,577
    دستم بگیر

    دستم بگیر
    دستم را تو بگیر
    التماس دستم را بپذیر
    درمانی باش پیش از آنکه بمیرم

    آوازی باش پرواز اگر نیی
    همدردی باش همراز اگر نیی
    آغازی باش تا پایان نپذیرم

    گلدانی باش گلزار اگر نیی
    دلبندی باش دلدار اگر نیی
    سبزینه باش با فصل بد و پیرم

    از بوی تو
    چون پیراهن تو
    آغشته شد جانم با تن تو
    آغوشی باش تا بوی تو بگیرم

    لبخندی باش در روز و شب من
    در هم شکست از گریه لب من
    بارانی باش بر این تشنه کویرم
    آهنگی باش دراین خانه بپیچ

    پژواکی باش از بگذشته که هیچ
    آهنگی نیست در نایی که اسیرم

    آوازی باش پرواز اگر نیی
    همدردی باش همراز اگر نیی
    آغازی باش تا پایان نپذیرم

    لبخندی باش در روز و شب من
    در هم شکست از گریه لب من
    بارانی باش بر این تشنه کویرم

    آهنگی باش دراین خانه بپیچ
    پروازی باش از بگذشته که هیچ
    آهنگی نیست در نایی که اسیرم

    از بوی تو
    چون پیراهن تو
    آغشته شد جانم با تن تو
    آغوشی باش تا بوی تو بگیرم
     
    کیانا . . . و TODELYA از این پست تشکر کرده اند.
  5. P@rnian

    P@rnian ...خداحافظ...

    3,020
    8,296
    35,577
    روزهای بهانه و تشویش

    روزهای بهانه و تشویش روزگار ترانه و اندوه
    روزهای بلند و بی فرجام از فغان نگفته ها انبوه

    روزگار سكوت و تنهایی پی هم انس خویشتن ، گشتن
    سالخوردن ، به كوچه های غریب تیغ افسوس بر فراغ آوردن

    من از این خسته ام كه می بینم تیرگی هست و شب ، چرا غی نیست
    پشت دیوار های تو در توهیچ سبزینه ای ز باغی نیست

    روزهای دروغ و صد رنگی پوچ و خالی ز دل سپردن ها
    روز گار پلید و دژخیمی بر سر دار ، یار بردنها

    روزگار هلاك بلبلها جغد ها را به شاخه ها دیدن
    روزگاری كه نیست دیگر هیچ در كت مردها پلنگیدن
     
    کیانا . . . و TODELYA از این پست تشکر کرده اند.
  6. P@rnian

    P@rnian ...خداحافظ...

    3,020
    8,296
    35,577
    يه ديواره

    یه دیواره یه دیواره یه دیواره
    یه دیواره که پشتش هیچی نداره
    توکه دیوارو پوشیدن سیه ابرون
    نمیاد دیگه خورشید از توشون بیرون

    یه پرندست یه پرندست یه پرندست
    یه پرندست که از پرواز خود خسته ست
    بن بالشو بستن دست دیروزا
    نمیاد دیگه حتی به یادش فردا

    یه روز یه خونه ای بود که تابستونا
    روی پشتبونش ولو میشد خورشید
    درخت انجیر پیری که تو باغ بود
    همه ی کودکی های مرا میدید


    یه آوازه یه آوازه یه آوازه
    یه آوازه که تو سینم شده انبار
    یه اشکیه میچکه روی گیتار
    به این ها عاقبت کی گیرد این کار

    یه مردابه یه مردابه یه مردابه
    یه مردابه توی تن از فراموشی
    یه چراغی که میره رو به خاموشی
    نگردد شعله ور بیهوده میکوشی

    یه روز یه خونه ای بود که تابستونا
    روی پشتبونش ولو میشد خورشید
    درخت انجیر پیری که تو باغ بود
    همه ی کودکی های مرا میدید

    یه دیواره یه دیواره یه دیواره
    یه دیواره که پشتش هیچی نداره
    توکه دیوارو پوشیدن سیه ابرون
    نمیاد دیگه خورشید از توشون بیرون


    یه پرندست یه پرندست یه پرندست
    یه پرندست که از پرواز خود خسته ست
    بن بالشو بستن دست دیروزا
    نمیاد دیگه حتی به یادش فردا
     
    کیانا . . . و TODELYA از این پست تشکر کرده اند.
  7. P@rnian

    P@rnian ...خداحافظ...

    3,020
    8,296
    35,577
    پرستوها

    مهربانم گوش کن گویی
    هیچکس یاد پرستو ها نمی افتد
    کوچ ما دیگر نه با فصل است
    فصل هم دیگر به باغ ما نمی افتد
    ای پرستو های خسته
    سرزمین پاکی ام کو
    این خیابان ها غریبه اند
    کوچه های خاکی ام کوو
    ای صبا گر سوی ایرانم گذشتی
    خاک آن را غرق بوی نسترن کن
    هر کجا فریاد فرهادی شنیدی
    یاد شیرین دل تنهای من کن
    ای پرستو های خسته
    سرزمین پاکی ام کو
    این خیابان ها غریبه اند
    کوچه های خاکی ام کوو
     
    کیانا . . . و TODELYA از این پست تشکر کرده اند.
  8. P@rnian

    P@rnian ...خداحافظ...

    3,020
    8,296
    35,577
    عبور

    چون به یاد تو میافتم
    دیده ام از اشک تر میشه
    شادی از من میگریزه
    گریه هم بی اثر میشه
    وقتی این شعرو میخونم
    همش تو در برابرمی
    میدونم تو هم میدونی
    که امید آخرمی
    وقتی چلچله ها میان
    از سفرهای دورادور
    از تو میپرسم ،چو هر یک
    میکنن از بامم عبور
    عبور ، عبور...
    عبور ، عبور...
    چون ز تو هیچ خبری نیست
    ساز من بی آهنگ میشه
    مینویسم که بدانی
    دلم برایت تنگ میشه
    با چنین تنهایی و درد
    شب میشه دنیای خورشید
    به خودم میگم که ای کاش
    چشمونم تو رو نمیدید
    وقتی چلچله های میرن
    به سفرهای دورادور
    از تو میگویم ،چو هر یک
    میکنن از بامم عبور
    عبور ، عبور...
    عبور ، عبور...
    عبور ، عبور...
    عبور ، عبور...
     
    کیانا . . . و TODELYA از این پست تشکر کرده اند.
  9. P@rnian

    P@rnian ...خداحافظ...

    3,020
    8,296
    35,577
    یارم کو

    کو یارم یارم کو
    نازنین نگارم کو
    برده او قرارم کو
    کو ...

    شمع شام تارم کو
    جلوه بهارم کو
    بی رخش نزارم کو
    کو ...


    ناز او یک سو غمم یک سو
    کرده ما را عاشقی جادو

    هر که را بینم بپرسم کو
    کو...

    کو یارم یارم کو...
     
    کیانا . . . و TODELYA از این پست تشکر کرده اند.
  10. P@rnian

    P@rnian ...خداحافظ...

    3,020
    8,296
    35,577
    یاد گذشته

    آدم که یاد گذشته هاش میافته
    چشمانش از گریه اشکآلود میشه
    تصویری از روزهای رفته میبینه
    که در اون هر چهره ای نابود میشه
    هر پرستویی که به سویی میپره
    خبر پایون فصلی رو میبره
    هر گل تازه ای که چشم باز میکنه
    به خودم میگم که این نیز میگذره
    میگذره . میگذره...
    میگذره . میگذره...
    کوچه های خاکی تهرون . قدیما
    پر ز آواز نشاط بچه ها بود
    شهر فرنگی توی اون دنیای کوچک
    قصه هاش شیرینترین قصه ها بود
    هر پرستویی که به سویی میپرید
    خبر آغاز فصلارو میشنید
    هر گل تازه ای که چشم باز مینمود
    شاهد روزای خوب کودکی بود
    کودکی بود . کودکی بود...
    کودکی بود . کودکی بود...
     
    کیانا . . . و TODELYA از این پست تشکر کرده اند.