1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما

شروع موضوع توسط New_Sense ‏Jan 4, 2015 در انجمن اخبار سینما

  1. New_Sense

    New_Sense یاد کن گاهی ما را در تنهایی خود ... همراه انجمن

    3,513
    11,263
    31,431
    استیونس: «تو ادعا می‏کنی که به مردم اعتماد داری ولی تو می‏دونی که مردم چجوری هستن... می‏دونی که اون قطب نمای باطنی که قراره روح رو به سمت عدالت هدایت کنه، در درون مردان و زنان سفید پوست شمالی و جنوبی کار نمی‏کنه و بخاطر وجود برده داری شیطانی، سفید پوستها واقعاً بدرد نخور شدن. حتی مردم تحمّل ایده تقسیم کردن منابع نامحدود این کشور رو با کاکاسیاها ندارن.»

    لینکولن: «اون وقتایی که نقشه برداری می‏کردم یاد گرفتم که یه قطب نما، از جایی که وایسادی جهت واقعی شمال رو بهت نشون میده؛ اما راجع به باتلاقها، بیابانها و پرتگاههایی که در راه باهاشون روبرو خواهی شد، هیچ حرفی نمی‏زنه. اگه در جستجوی هدفت، بدون ترس از جلو حرکت کنی و به چیزی بیشتر از غرق شدن توی یه باتلاق دست پیدا نکنی، پس فایدهٔ دونستن محل واقعی شمال چیه؟»

    Lincoln - Steven Spielberg

    598965fa21f9245a7370f4caa51a3f78.
     
  2. New_Sense

    New_Sense یاد کن گاهی ما را در تنهایی خود ... همراه انجمن

    3,513
    11,263
    31,431
    خسرو شکيبايي: ببين دلخوري، باش،عصباني هستي، باش، قهري،باش، هرچي مي‌خواي باشي، باش !ولي حق نداري با من حرف نزني، فــَميــدي؟

    خانه سبز - بیژن بیرنگ

    6345f3cb4ccd0477fecbb1bbfd3d9bb7.
     
  3. New_Sense

    New_Sense یاد کن گاهی ما را در تنهایی خود ... همراه انجمن

    3,513
    11,263
    31,431
    بتی: «شده بعضی وقتا از خودت متنفر بشی؟»
    جو: «دائماً.»

    Sunset Blvd. - 1950

    9ca39c19dfba3c8370f9a986447fc07f.
     
  4. New_Sense

    New_Sense یاد کن گاهی ما را در تنهایی خود ... همراه انجمن

    3,513
    11,263
    31,431
    آذر: «چه جوری شد من به پستت خوردم؟ دفعه اول منو کجا دیدی؟»
    عزت: «حتما باید بگم؟»
    آذر: «دلم می خواد بگی.»
    عزت: «می‌دونی من اکثر شبا که می‌خوابیدم خواب یه دختر مو بور می‌دیدم با چشای درشت و آبی. عینهو خارجیا! عین خودت! یه شب می‌اومد به خوابم یه شب نمیومد یه هفته علافم می‌کرد... خلاصه حسابی منو پیچونده بود... بعدش تو رو دیدم. دیدم همونی هستی که تو خوابم میومد. بعد دیگه تو رو تو خواب می‌دیدم. کار به جایی رسید که به عشق خواب دیدن می‌خوابیدم! حالا هم دیگه قاطی کردم... نمی‌دونم اول خوابتو دیدم یا خودتو...»
    آذر: «خب... حالا باقیشو بگو...»
    عزت: «باقیش؟ باقیش دیگه همش حسرت... هر دفعه می‌خواستم باهات حرف بزنم تنم داغ می‌شد. دیگه دلمو خوش کرده بودم به اینکه از دور ببینمت...»

    فریاد زیر آب - 1356
    کارگردان: سیروس الوند

    d97c48649511da2f5de8a69d6c4dec7a.
     
  5. New_Sense

    New_Sense یاد کن گاهی ما را در تنهایی خود ... همراه انجمن

    3,513
    11,263
    31,431
    مرد: «تا حالا آرزوی مرگ کردی؟»
    پیرمرد: «نه، احمقانه ست که تو این زمونه آرزوی نعمت داشته باشی.»

    The Road- 2009

    37537a10240a233e2ce1f4daa9a93067.
     
  6. New_Sense

    New_Sense یاد کن گاهی ما را در تنهایی خود ... همراه انجمن

    3,513
    11,263
    31,431
    نیکول: «بنظر نمی‌رسه اهل اینجا باشی.»
    براندون: «بنظر می‌رسه اهل کجا باشم؟»
    نیکول: «یه جای... زیبا.»

    Boys Don't Cry - 1999

    c93bde6e0882877a38e75dc36ff94454.
     
  7. New_Sense

    New_Sense یاد کن گاهی ما را در تنهایی خود ... همراه انجمن

    3,513
    11,263
    31,431
    عضو شمارۀ 8 هیئت منصفه: «من فقط می‌خوام راجع بهش حرف بزنیم.»
    عضو شمارۀ 7 هیئت منصفه: «خب، چی هست که بخوای راجع بهش حرف بزنی؟ یازده نفر اینجا هستن که فکر می‌کنن اون گناهکاره. هیچکس بجز تو حتی لازم ندیده که واسه بار دوم راجع به این مسئله فکر کنه.»
    عضو شمارۀ 10 هیئت منصفه: «می‌خوام یه چیزی ازت بپرسم؛ داستان اونو [متهم رو] باور می‌کنی؟»
    عضو شمارۀ 8 هیئت منصفه: «نمی‌دونم که باور می‌کنم یا نه... شاید نه، نمی‌کنم.»
    عضو شمارۀ 7 هیئت منصفه: «خب چی باعث شده که به بی‌گناهیش رأی بدی؟»
    عضو شمارۀ 8 هیئت منصفه: «خب، یازده تا رأی موافق به گناهکاریش وجود داشت. این آسون نیست که بدون هیچ گفتگویی، منم راحت دستمو بلند کنم و یه پسربچه رو بفرستم سمت مرگ.»
    عضو شمارۀ 7 هیئت منصفه: «خب حالا... کی گفته آسونه؟»
    عضو شمارۀ 8 هیئت منصفه: «هیچکس.»
    عضو شمارۀ 7 هیئت منصفه: «چیه؟ فقط بخاطر اینکه من فوری گفتم گناهکاره؟ من صادقانه فکر می‌کنم اون گناهکاره و اگه صد سال هم حرف بزنی نظرم عوض نمیشه.»
    عضو شمارۀ 8 هیئت منصفه: «من سعی نمی‌کنم نظرتو عوض کنم؛ قضیه اینه: ما اینجا داریم راجع به زندگی یه آدم حرف می‌زنیم. نمی‌تونیم تو پنج دقیقه راجع بهش تصمیم بگیریم. این فرضم در نظر نمی‌گیرید که داریم اشتباه می‌کنیم؟»
    عضو شمارۀ 7 هیئت منصفه: «فرض کنیم داریم اشتباه می‌کنیم! فرض کنیم کل این ساختمون ممکنه رو سر من خراب بشه. تو می‌تونی هر فرضی رو در نظر بگیری!»
    عضو شمارۀ 8 هیئت منصفه: «درسته، منم همینو میگم دیگه.»

    12Angry Men - 1957

    47be6bb7b90b4595dd95ddfba032fc4f.
     
  8. New_Sense

    New_Sense یاد کن گاهی ما را در تنهایی خود ... همراه انجمن

    3,513
    11,263
    31,431
    هکتور: «بهم بگو ببینم برادر کوچولو... تو تا حالا کسی رو کشتی؟»
    پریس: «نه.»
    هکتور: «تا حالا دیدی که کسی تو میدون جنگ بمیره؟»
    پریس: «نه.»
    هکتور: «من کشتم، من شنیدم که دارن می‏میرن و مرگشون رو هم دیدم. هیچ افتخاری هم نداره و اصلاً هم شاعرانه نیست. تو میگی حاضری برای عشق بمیری، امّا تو نه چیزی راجع به مردن می‏دونی نه چیزی راجع به عشق.»

    Troy - 2004

    d9280fecdac84de9bd0fe6f30f4b375c.
     
  9. New_Sense

    New_Sense یاد کن گاهی ما را در تنهایی خود ... همراه انجمن

    3,513
    11,263
    31,431
    ماکسیم ( لارنس الیویه ) : تمام زن های زیبا که عادت دارند مردها رو تحت تاثیر خودشون ببینند ، وقتی مردی رو پیدا می کنند که نمی تونن روش نفوذ داشته باشند ، ازش متنفر می شن ... ربه کا هیچ وقت عاشق من نبود! اون از من متنفر بود... متنفر ...!

    Rebecca| ربکا 1940| آلفرد هیچکاک

    93c2e8a1f4fdfc0551d62a82be8d6dfa.
     
  10. New_Sense

    New_Sense یاد کن گاهی ما را در تنهایی خود ... همراه انجمن

    3,513
    11,263
    31,431
    الی: یه چیزی بپرسم ناراحت نمی‌شین؟

    احمد: درباره مسائل ناموسیه؟

    الی: {خنده} نه

    احمد: بپرس

    الی: چرا جدا شدین؟

    احمد: از کدوم یکی شون؟

    الی: {خنده} دوست ندارید نگید

    احمد: چرا می‌خواهی بدونی؟

    الی: خب نمی‌دونم ... بالاخره دیگه!

    احمد: هیچی یه روز صبح از خواب پاشدیم. دست و صورتمونو شستیم. صبحونه‌مون رو خوردیم. گفت احمت! بسا آنن دینی ایچ کخن آلساین ایچ کخن!

    الی: چی؟

    احمد: می‌دونی یعنی چی؟

    الی: یعنی چی؟

    احمد: یعنی یه پایان تلخ بهتر از تلخی بی‌پایانه!

    درباره الی|1387| اصغر فرهادی

    e2da12c1f2a3bc3bf0c3a1d22a3e94e0.