1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

لطیفه های جالب و فوق العاده خنده دار ایرانی !

شروع موضوع توسط parsis ‏May 25, 2013 در انجمن مطالب طنز

  1. parsis

    parsis

    161
    368
    214

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    مرد ایده آل
    خدا زن را آفرید و به او گفت رد هر گوشه ی زمین که بگردی میتونی مرد ایده آلت رو پیدا کنی !
    آنگاه بود که خدا زمین را گرد آفرید ! هاهاهاهاا
    کلید اسرار!
    یارو میره کمیته امداد، هیچی بهش نمیدن،میگه: واگذارتون کردم به کلید اسرار!
    بابام
    به یه بچه میگن اون چه حیوونی یه که به ما گوشت، شیر، ماست، کفش، لباس میده؟
    بچه میگه: بابام !!!
    پشه بند
    حیف نون پشه بند می خره، تاصبح نمی خوابه پشه ها رو مسخره می کنه!
    غضنفر به پیک نیک میرود
    غضنفر با زنش میرن پیک نیک. زنش میگه: بشینیم زیر اون درخت. غضنفر میگه نه! همین وسط جاده امن‌تره! زود پتو رو بنداز!
    زنش میگه: آخه اینجا ماشین میزنه بهمون! ولی غضنفر با اصرار وسط جاده پتو رو پهن می‌کنه و دو نفری می‌شینند وسط جاده!
    بعد از مدتی یه کامیون میاد طرفشون هر چی بوق میزنه، اونا از جاشون تکان نمیخورن، کامیونه هم فرمونو میپیچونه میره تو درخت. غضنفر به زنش میگه: دیدی گفتم وسط جاده امن‌تر! اگه زیر اون درخت بودیم الان هر دومون مرده بودیم!
    شکار
    یه روز یه خالی بند میرسه به اون یکی میگه: رفتم شکار هفت تا خرگوش گرفتم پنج تا آهو و سه تا شیر
    یارو گفت فقط همین!
    گفت: مگه با یه تیر بیشتر از اینم میشه زد!
    یارو گفت: اوه تازه تفنگم داشتی
    شانس
    یارو ۱۰۰۰ تومنی پیدا میکنه میبینه وسطش سوراخه میگه بخشکی شانس وسطش گوشه نداره!
    پشه
    غضنفر روشنفکر میشه پشه ها دور سرش جمع میشن
    شیر خوردن
    یه روز یه مرده ای می میره از پسرش می پرسن که چی شد پدرت مرد؟
    پسر می گه:شیر خورد مرد
    بهش می گن یعنی چه؟ چطوری؟
    میگه داشت شیر می خورد گاوه نشست
    پازل
    یارو با خوشحالی به دوستش میگه بالاخره این پازل رو بعد از ۳ سال حل کردم . دوستش میگه: ۳ سال زیاد نیست؟ میگه: نه بابا رو جعبه اش نوشته ۳ تا ۵ سال!
    قطار
    به یارو میگن: زودباش سوار شو قطار داره میره!
    میگه : کجا میخواد بره بلیط دست منه!
    مسابقه اسب‌دوانی
    در مسابقه اسب‌دوانی یه نفر صد هزار دلار روی اسب شماره ۲۸ شرط‏بندی کرد و اتفاقا برنده ۵۰۰ هزار دلار شد.
    مسئول برگزاری مسابقه از او پرسید: چطور این همه پول رو روی اسب شماره‌ ۲۸ شرط‏بندی کردی؟
    گفت: دیشب خواب دیدم که دائما جلوی چشمم یک عدد ۶ و یک عدد ۸ می‏آد.
    مسئول برگزاری پرسید: ۶ و ۸ چه ربطی به ۲۸ داره؟
    یارو گفت: مگه شیش هشت تا ۲۸ تا نمی‏شه؟
     
    alakimalaki و ❥ℳĀΣĐξĤ❥ از این پست تشکر کرده اند.
  2. بی مزه بود ولی:biggrin:
    اینا لطیفه های ادبی فارسی بود ... خنده دار هم نبود مال سنین کم تر از 5سال بود:roflmao
     
  3. parsis

    parsis

    161
    368
    214
    مرسی از نظرت . واقعا جالب بود .

    ...
     
  4. Sonya

    Sonya حس خوبيه ببینی یه نفر همه رو بخاطر تـــو پس زده

    10,226
    58,479
    33,493
  5. ★SARINA★

    ★SARINA★ بانوی زمستان:d

    11,703
    27,122
    1,447
    بد نبود.......ولی بیشتریاشو شنیده بودیم
     
  6. alakimalaki

    alakimalaki insta: amir.shafiee73

    1,497
    14,175
    666