1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

قایق کاغذی

شروع موضوع توسط *امين* ‏Jan 28, 2013 در انجمن درد دل

  1. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    81388fd4ca0ab8f9fc18833dfa90f2d8.


    آیا به یاد می آوری زمانی را که کودکانه
    قایق های کوچک کاغذی می ساختیم،
    و به امید آنکه روزی به دریا خواهند رسید
    آنها را به آب می سپردیم.
    اما اکنون که نیستی
    خالی از تو
    دو قایق ساختم
    به آب سپردم.
    قایق من
    نیمه های راه
    فرو خورده تلاطم امواج شد،
    اما قایق تو
    مغرور بر سینه امواج پیش می رفت
    تا از گستره خیال من محو شد.
     
    ya30 joon، اتنا .. و elaheh از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. elaheh

    elaheh

    2,452
    5,866
    368
    :231:
     
    ا مین از این پست تشکر کرده است.
  3. elaheh

    elaheh

    2,452
    5,866
    368
    دلتنگی من تمام نمی‌شود
    همین که فکر کنم من و تو دو نفریم
    دلتنگ‌تر می‌شوم برای تو . . .
     
    ya30 joon، Dark Shadow، اتنا .. و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. elaheh

    elaheh

    2,452
    5,866
    368
    خسته ام...
    باور کن..
    از این سوال بی جواب
    که هر لحظه میپرسم…
    یعنی الان کجاست….!
     
    Dark Shadow، اتنا .. و ا مین از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    تا کی عاشق باشم و از عشقم دور ؟ تا کی اسیر تنهایی هایم باشم و از یارم دور .....؟
    تا کی باید به خاطر دوری تو اشک بریزم و حسرت آن دستهای گرمت را بکشم...؟
    تا کی باید از خدای خویش التماس کنم تا تو را به من برساند ، نزدیک و نزدیک تر کند
    تا بتوانم تو را در آغوش بگیرم؟... تا کی باید صدای غم انگیز آواز مرغ عشق را بشنوم
    و دلم برایت تنگ شود؟ تا کی باید غروب پر درد عاشقی را ببینم و دلم بگیرد!

    تا کی باید تنهایی به خورشیدی که آرام آرام به پشت کوه ها می رود را نگاه کنم و
    تا کی باید لحظه ها و ثانیه ها را یکی یکی بشمارم تا لحظه دیدار با تو فرا رسد؟ خسته ام !
    یک خسته دلشکسته عاشق بی سر پناه.... عاشقم ! یک عاشق دیوانه سر به هوا .....
    تا کی باید کنج اتاق خلوت دلم بنشینم و با قلم و کاغذ درد دل کنم؟...
    تا کی باید دلم را به فرداها خوش کنم و پیش خود بگویم آری فردا وقت رسیدن است!
    تا کی باید در سرزمین عشاق سر به زیر باشم و چشمهای خیسم را از دیگران پنهان کنم؟
    تا کی باید بگویم که عاشقم ، ولی یک عاشق تنها ، عاشقی که معشوقش در کنارش نیست!
    تا کی باید به انتظارت زیر باران بنشینم و همراه با آسمان بنالم و ببارم....
    و تا کی باید با دستهای خالی ، با آغوش سرد ، با دلی خالی از آرزو و امید ، با چشمانی
    خیس و شاکی زندگی کنم؟ آری تا کی باید تنها صدای مهربان تو را بشنوم
    ولی در کنار تو نباشم عزیزم! تاکی؟
     
    Dark Shadow، اتنا .. و elaheh از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. Raziyeh

    Raziyeh

    1,038
    2,181
    271
  7. elaheh

    elaheh

    2,452
    5,866
    368
  8. :20
     
    ا مین از این پست تشکر کرده است.
  9. Dark Shadow

    Dark Shadow Whisper

    792
    1,348
    314
    بسیار زیبا بود:20:20
     
    ا مین از این پست تشکر کرده است.
  10. قشنگ بود ممنون...