1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

فقط آقایون بخونن.... (برا خانوما بدآموزی داره)

شروع موضوع توسط *ĦØRÂ* ‏Mar 27, 2015 در انجمن مطالب طنز

  1. *ĦØRÂ*

    *ĦØRÂ* ☆°H○Ra°☆

    3,514
    11,061
    49,394
    روزی يک زوج، بيست و پنجمين سالگرد ازداوجشان را جشن گرفتند.
    آنها در شهر مشهور شده بودند به خاطر اينکه در طول 25 سال حتي کوچکترين اختلافي با هم نداشتند.
    در اين مراسم سردبير روزنامه های محلی هم جمع شده بودند تا راز خوشبختی ای زوج رو بفهمند.
    یکی از سردبيرها از مرد پرسید: آقا واقعا باور کردني نيست؟ يه همچين چيزي چطور ممکنه؟
    شوهره روزای ماه عسل رو بياد مياره و ميگه: بعد از ازدواج برای ماه عسل به مرتعی رفتيم برای اسب سواری،
    دو تا اسب انتخاب کرديم. اسبي که من انتخاب کرده بودم خيلي خوب بود ولي اسب همسرم به نظر يه کم سرکش بود.
    سر راهمون اون اسب ناگهان پريد و همسرم رو از روی زين انداخت .
    همسرم خودشو جمع و جور کرد و به پشت اسب زد و گفت :”اين بار اولته” و دوباره سوار اسب شد و به راه افتادیم.
    بعد يه مدتي دوباره همون اتفاق افتاد اين بار همسرم نگاهي با آرامش به اسب انداخت و گفت:”اين دومين بارت” و دوباره راه افتاديم .
    وقتي که براي سومين بار این اتفاق افتاد، همسرم خيلي با آرامش تفنگشو از کيفش درآورد و گذاشت روی پیشونی اسب و اونو کشت.
    سر همسرم داد کشيدم و گفتم :”چيکار کردي رواني؟ حيوون بيچاره رو کشتي! ديونه شدي؟”
    همسرم با خونسردي يه نگاهي به من کرد و گفت:”اين بار اولت بود. “
     
    nagi، alireza1377، shakila_nanaz و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. اها بعــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه :279::279::279::279::
     
    *ĦØRÂ* از این پست تشکر کرده است.
  3. *ĦØRÂ*

    *ĦØRÂ* ☆°H○Ra°☆

    3,514
    11,061
    49,394
    نظرت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
     
    M.G.Captain از این پست تشکر کرده است.
  4. JOUDIaBot

    JOUDIaBot گل همیشه خندون

    737
    3,275
    10,066
    :35::35:
     
    M.G.Captain و *ĦØRÂ* از این پست تشکر کرده اند.
  5. والا ...
    ...
    .
    .
    .
    به شخصه اگر شوهر ایشان بودم دو راه داشتم
    1- مرگ
    2- مرگ :279:
    اولی در مورد خودم و دومی در مورد اون!!!
     
    *ĦØRÂ* از این پست تشکر کرده است.
  6. *ĦØRÂ*

    *ĦØRÂ* ☆°H○Ra°☆

    3,514
    11,061
    49,394
    اسلحه داشت هاااااااااا
     
    M.G.Captain از این پست تشکر کرده است.
  7. مهم نیست
    تا اخرین قطره ی خون خود ایستادگی خواهم کرد
    بعد دقیقا زمانی که اخرین لحظات عمرم رو سپری میکنم غرق به خون خود
    ...
    عاشقم میشود
    میگردد دنبال نوشدارو ولی متاسفانه تعطیلات عیده و داروخونه ها بستس
    اه اخرین لحظات در اغ و ش ش سپری میکنم و بعد:
    .
    .
    .
    .
    .

    فــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلم تمام :35::35:
     
    *ĦØRÂ* از این پست تشکر کرده است.
  8. *ĦØRÂ*

    *ĦØRÂ* ☆°H○Ra°☆

    3,514
    11,061
    49,394
    عجب ذهن بلند پروازی داریاااااااااااااااااااا ادامه بده موفق میشی :35:
     
    M.G.Captain از این پست تشکر کرده است.
  9. ایشالا ایشالا :35:
     
    *ĦØRÂ* از این پست تشکر کرده است.