1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

فریدریش نیچه - سخنان زیبا و کوتاه بزرگان (1)

شروع موضوع توسط New_Sense ‏Jan 9, 2015 در انجمن سخنان حکیمانه

  1. New_Sense

    New_Sense یاد کن گاهی ما را در تنهایی خود ... همراه انجمن

    3,513
    11,263
    31,431
    فریدریش ویلهلم نیچه ( Friedrich Wilhelm Nietzsche)‏‏ (۱۵ اکتبر ۱۸۴۴ - ۲۵ اوت ۱۹۰۰) فیلسوف، شاعر و آهنگساز بزرگ آلمانی بود.

    از مشهورترین عقاید وی نقد فرهنگ، دین و فلسفهٔ بر مبنای سؤالات بنیادینی دربارهٔ بنیان ارزش‌ها و اخلاق بوده‌است. نوشته‌های وی سبک تازه‌ای در زبان آلمانی محسوب می‌شد؛ نوشته‌هایی بسیار ژرف و پر از ایجاز، آمیخته با افکاری انقلابی که نیچه خود روش نوشتاری خویش را گزین گویی‌ها می‌نامید. افکار و آثار نیچه بر فیلسوفان و متفکران و حوادث سیاسی - تاریخی قرن بیستم تاثیر شگرفی گذاشت. وی را به همراه مارکس و فروید تاثیرگذارترین متفکران بر قرن بیستم می دانند.

    فریدریش نیچه پس از سالها آمیختن با دنیای فلسفه و بحث و جدال و ناکامی عشقی‌اش، ده سال پایان عمرش را در جنون به سربرد و در زمانی که آثارش با موفقیتی بزرگ روبه رو شده بودند او آنقدر از سلامت ذهنی بهره نداشت تا آن را به چشم خود ببیند.

    سرانجام در سال ۱۸۸۹ به دلیل ضعف سلامت و سردردهای شدیدش مجبور به استعفا از دانشگاه و رها کردن کرسی استادی شد و بالاخره در ۲۵ اوت سال ۱۹۰۰ در وایمار و پس از تحمل یکدورهٔ طولانی بیماری براثر سکته مغزی درگذشت. او معتقد بود سر دردهایش نتیجهٔ درد زایش افکار نو می‌باشد.

    تقریبا تمامی آثار او که چند ده جلد کتاب میباشد به فارسی برگردانده شده است و بارها تجدید چاپ شده است؛ نقدها و تفسیرهای خوب و معتبری از متفکران بزرگ بر آثار او، در بازار کتاب ایران موجود است. شاید بتوان گفت مشهورترین اثر او در میان عامه مردم در ایران چنین گفت زرتشت است. بعضی از جملات زیبا، کوتاه و تاثیرگذار نیچه را برای شما مخاطبان گرامی مجله اینترنتی برترین ها در نظر گرفته ایم. امیدواریم با استقبال شما عزیزان از جملات متفکران بزرگ تاریخ، حجم این نوع مطالب را در مجله بیشتر از گذشته نماییم.

    جملات قصار و کوتاه از نیچه:

    - دشمنان خود را دوست بدارید ، زیرا بهترین جنبه های شما را به نمایش میگذارند.

    - خیر نباید همگانی باشد و گرنه دیگر خیر نیست. زیرا چیزهای همگانی ارزشی ندارند.

    - کسی که جنگجوست باید همواره در حال جنگ باشد چون زمان صلح با خودش درگیر خواهد شد!

    - آینده از آن کسانی است که به استقبالش می روند.

    - سياستمدار انسان‌ها را به دو دسته تقسيم مي‌كند: ابزارها و دشمنان.

    - بلند پروازی من آنست که در ده جمله چیزی را بگویم که کسی دیگر در یک کتاب می گوید.

    - نادرستی یک حکم باعث نمی شود که آن حکم را رد کنیم ، احکام نادرست برای زندگی بشری ضروری است و رد کردن آنها را به معنای رد کردن زندگی است.

    - حرف کسانی که می گویند عشق ما از خودخواهی خالی است خنده دار است، زیرا همه امیال ما طبق خواست قدرت ما است.

    - آنچه برای یک نفر سزاوار است نمی توان گفت برای فرد دیگر هم سزاوار است. به عنوان مثال انکار نفس و افتادگی سزاوار یک فرمانده نیست و برایش فضیلت محسوب نمی شود. حکم یکسان صادر کردن برای همه یک عمل غیر اخلاقی ست.

    -فرد خلوت نشین می گوید که واقعیت در کتاب ها نیست و فیلسوف آن را پنهان می کند. فرد والا از فهمیده شدن توسط دیگران در هراس است نه از بد فهمیده شدن چون می داند که کسانی که او را بفهمند به سرنوشت او یعنی رنج کشیدن در دنیا دچار خواهند شد.

    - از شادکامی دیوانه شدن بهتر از ناکامی است.

    - کسانی که در خود احساس حقارت می کنند به دیگران رحم می کنند اما به دلیل غرورشان دم نمی زنند! یعنی درد می کشند و می خواهند با دیگران هم دردی کنند.کسانی که با دیگران همدردی می کنند به دلیل دردمند بودن خودشان است.

    - کسانی که مردم از آنها به صاحبان اخلاق یاد می کنند اگر ما اشتباهشان را ببینیم از ما به بدی یاد خواهند کرد حتی اگر دوست ما باشند!

    - هر اخلاق و دستور اخلاقی طبیعت بردگی و حماقت را پرورش می دهد زیرا روح را با انضباط تحمیلی خود خفه و نابود می کند.

    - یک دانشمند و انسان والا حتی برای عشق زمینی هم وقت ندارد! او نه رهبر است نه فرمانبردار. او کمال بخش نیست.سرآغاز هم نیست. او فردی بی خویشتن است.

    - کسی که دلش را به بند بکشد جانش را آزاد کرده است.

    - انسان نمی تواند از غرایز خود فرار کند ، همچنان که وقتی از خطر جانی دور شود دوباره به غرایزش برمی گردد.

    - اجحاف نکردن و آسیب نرساندن به دیگران برای رسیدن به برابری اصل بنیادی و اخلاقی جامعه است ولی این نفی زندگی ست، چون زندگی بهره کشیدن از دیگرانی است که ناتوان ترند.

    - آدمی به خاطر نیاز به مراقبت و توقع کمک گرفتن از دیگران در آینده، با آنها ارتباط برقرارمی کند.

    - هیچ پدیده ای اخلاقی نیست بلکه ما آن را اخلاقی تفسیر می کنیم.

    - فیلسوفی که درصدد آفرینش جهان بنابر تصور خویش است از همان ابتدا میخواهد همه به فلسفه اش ایمان بیاورند و این همان استبداد است.

    - خطر خوشبختی در این است که آدمی در هنگام خوشبختی هر سرنوشتی را می پذیرد و هرکسی را نیز.

    - بر فریبِ حواسِ خود پیروز شوید .

    ادامه دارد...
     
  2. خیلی طولانی حوصله خوندش نی ولی قشنگ به نظر میاد :16: