1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

فریاد..مهدی اخوان ثالث...

شروع موضوع توسط Sepodika:D ‏Jun 7, 2015 در انجمن شعر و مشاعره

  1. Sepodika:D

    Sepodika:D Ara hastam... همراه انجمن

    5,626
    18,236
    53,245
    خانه‌ام آتش گرفته‌ست،
    آتشی جانسوز.
    هر طرف می سوزد این آتش،
    پرده‌ها و فرش‌ها را،
    تارشان با پود.
    من به هر سو میدوم گریان،
    در لهیب آتش پر دود؛
    و زمیان خنده‌هایم، تلخ،
    و خروش گریه‌ام، ناشاد،
    از درون خستهء سوزان،
    می کنم فریاد،
    ای فریاد!
    ای فریاد!
    خانه‌ام آتش گرفته‌ست،
    آتشی بیرحم.
    همچنان می سوزد این آتش،
    نقش‌هائی را که من بستم بخون دل،
    بر سر و چشم در و دیوار،
    در شب رسوای بی ساحل.
    وای بر من،
    سوزد و سوزد
    غنچه‌هائی را که پروردم به دشواری.
    در دهان گود گلدانها،
    روزهای سخت بیماری.
    از فراز بامهاشان، شاد،
    دشمنانم موذیانه خنده‌های فتحشان بر لب،
    بر من آتش بجان ناظر.
    در پناه این مشبک شب.
    من بهر سو می دوم،
    گریان از این بیداد.
    می‌کنم فریاد،
    ای فریاد!
    ای فریاد!
    وای بر من، همچنان می سوزد این آتش
    آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان؛
    و آنچه دارد منظر و ایوان.
    من بدستان پر از تاول
    این طرف را می کنم خاموش،
    وز لهیب آن روم از هوش؛
    زآن دگر سو شعله برخیزد، بگردش دود.
    تا سحرگاهان، که می داند، که بود من شود نابود.
    خفته‌اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر،
    صبح از من مانده بر جا مشت خاکستر؛
    وای، آیا هیچ سر بر می کنند از خواب،
    مهربان همسایگانم از پی امداد؟
    سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد.
    می‌کنم فریاد،
    ای فریاد!
    ای فریاد!
    مهدی اخوان ثالث
     
    alireza1377، *ĦØRÂ*، M.G.Captain و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. Sepodika:D

    Sepodika:D Ara hastam... همراه انجمن

    5,626
    18,236
    53,245
    لحظه دیدار نزدیک است
    لحظه دیدار نزدیک است
    باز من دیوانه ام، مستم
    باز می لرزد،
    دلم،
    دستم
    باز گویی در جهان دیگری هستم
    های!
    نخراشی به غفلت گونه ام را،
    تیغ های،
    نپریشی صفای زلفکم را،
    دست و آبرویم را نریزی،
    دل
    ای نخورده مست
    لحظه ی دیدار نزدیک است
    مهدی اخوان ثالث
     
    *ĦØRÂ*، M.G.Captain و Sαяαb از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. Sepodika:D

    Sepodika:D Ara hastam... همراه انجمن

    5,626
    18,236
    53,245
    شمعدان
    چون شمعم و سرنوشت ِ روشن، خطرم
    پروانهٔ مرگ پر زنان دور سرم
    چون شرط ِ اجل بر سر از آتش تبرم
    خصم افکند آوازه که با تاج زرم!
    اکنون که زبان شعله ورم نیست، چو شمع
    وز عمر همین شبم باقی ست، چو شمع
    فیلم نه به یاد ِ هیچ هندوستانی
    پس بر سرم آتشین کجک چیست، چو شمع؟
    از آتش دل شب همه شب بیدارم
    چون شمع ز شعله تاج بر سر دارم
    از روز دلم به وحشت، از شب به هراس
    وز بود و نبود خویشتن بیزارم
    مهدی اخوان ثالث
     
    *ĦØRÂ*، M.G.Captain و Sαяαb از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. Sepodika:D

    Sepodika:D Ara hastam... همراه انجمن

    5,626
    18,236
    53,245
    پادشاه فصل ها پاییز....
    آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
    ابر با آن پوستین سرد نمناکش
    باغ بی برگی
    روز و شب تنهاست
    با سکوت پاک غمناکش
    ساز او باران، سرودش باد
    جامه اش شولای عریانی است
    ور جز اینش جامه ای باید
    بافته بس شعله ی زر تار پودش باد
    گو بروید یا نروید هر چه در هر جا که خواهد یا نمی خواهد
    باغبان و رهگذاری نیست
    باغ نومیدان
    چشم در راه بهاری نیست
    گر ز چشمش پرتو گرمی نمی تابد
    ور به رویش برگ لبخندی نمی روید
    باغ بی برگی
    که می گوید که زیبا نیست؟
    داستان از میوه های سر به گردون سای
    اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید
    باغ بی برگی
    خنده اش خونی است اشک آمیز
    جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن
    پادشاه فصل ها،
    پاییز
    مهدی اخوان ثالث
     
    *ĦØRÂ*، M.G.Captain و Sαяαb از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. Sepodika:D

    Sepodika:D Ara hastam... همراه انجمن

    5,626
    18,236
    53,245
    ما چون دو دریچه ، رو به روی هم
    آگاه ز هر بگو مگوی هم
    هرروز سلام و پرسش و خنده
    هر روز قرار روز آینده
    عمر آینه ی بهشت ، اما ... آه
    بیش از شب و روز تیره و دی كوتاه
    اكنون دل من شكسته و خسته ست
    زیرا یكی از دریچه ها بسته ست
    نه مهر فسون ، نه ماه جادو كرد
    نفرینبه سفر ، كه هر چه كرد او كرد
    مهدی اخوان ثالث
     
    *ĦØRÂ*، M.G.Captain و Sαяαb از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. Sepodika:D

    Sepodika:D Ara hastam... همراه انجمن

    5,626
    18,236
    53,245
    زمستان
    سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
    سرها در گریبان است.
    کسی سربر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
    نگه جز پیش پا را دید نتواند
    که ره تاریک و لغزان است
    وگر دست محبت سوی کس یازی
    به اکراه آورد دست از بغل بیرون
    که سرما سخت سوزان است
     
    *ĦØRÂ*، M.G.Captain و Sαяαb از این ارسال تشکر کرده اند.