1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

فرشتگانی که در جنگ بدر به کمک مسلمانان آمدند، چه نشانه‌هایی داشتند و چه کسی جلودار آنان بود؟

شروع موضوع توسط sina1221 ‏Mar 6, 2015 در انجمن مذهبی

  1. در آیه‌ای از قرآن کریم درباره فرشتگان جنگ بدر می‌خوانیم: «بلى‏ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ یَأْتُوکُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِکَةِ مُسَوِّمینَ»؛[1] آرى، [امروز هم] اگر استقامت و تقوا پیشه کنید، و دشمن به همین زودى به سراغ شما بیاید، خداوند شما را به پنج هزار نفر از فرشتگان، که نشانه‌هایى با خود دارند، یاری می‌کند.
    «مُسَوَّمِینَ» از ریشه «سوم» به معنای علامت‌دارها است. در قدیم با داغ کردن و مهر، دام‌ها و بردگان را نشان می‌کردند که یا خودشان یا ستورانشان یا فرستاده‌هاشان را علامت‌گذارى می‌کردند.[2]
    از پیامبر اکرم(ص) درباره ستوران جنگى روایت شده است: «تَسَوَّمُوا فانّ الملائکة قد تَسَوَّمَتْ»؛ علامت بگذارید؛ زیرا فرشتگان در جنگ بدر، مرکب‌هاشان را علامت گذاردند.[3]
    با توجه به این‌که جبرئیل و دیگر فرشتگانی که در جنگ بدر به کمک پیامبر خدا(ص) رفته بودند، عمامه گذاشتند، از این جهت به آنان «مسوّمین» گفتند که جلودار آنان نیز جبرئیل بود.[4]
    در این زمینه به دو روایت اشاره می‌کنیم.
    ۱. امام رضا(ع) فرمود: «مراد از مسوّمین عمامه‌ها است، پیامبر خدا عمامه گذارد و دو طرف آن‌را از جلو و عقب (روى سینه و پشت) انداخت و جبرئیل عمامه گذارد و دو طرف آن‌را رها کرد».[5]
    ۲. امام باقر(ع) فرمود: «در روز بدر فرشتگان عمامه‌هایی داشتند که آخرش رها شده بود».[6]
    گفتنی است؛ در روایات آمده است فرشتگانی که برای کمک پیامبر(ص) در جنگ بدر به زمین آمده‌اند بالا نرفتند و بالا نخواهند رفت تا زمانی که امام عصر(عج) را یاری کنند و آنان پنج هزار نفر هستند».[7]

    [1]. آل عمران، 125.
    [2]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، تحقیق: داودی، صفوان عدنان، ص 438، بیروت، دارالقلم‏، چاپ اول، 1412ق.
    [3]. همان؛ عبسی، أبو بکر بن أبی شیبة، الکتاب المصنف فی الأحادیث و الآثار، ج 6، ص 437، ریاض، مکتبة الرشد، چاپ اول، 1409ق.
    ناشر: مرتضوی‏، چاپ دوم، تهران، 1374ش‏.‏
    [4]. در روایت صراحت به این موضوع نیست، امّا با توجه به این‌که جداگانه از آن‌حضرت نام برده شد این استفاده می‌شود.
    [5]. کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، محقق و مصحح: غفارى على اکبر، آخوندى، محمد، ج ‏6، ص 460، ‏تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق‏.‏
    [6]. همان، ج ‏6، ص 461.
    [7]. عیاشی، محمد بن مسعود، کتاب التفسیر، ج‏1، ص 197، تهران، چاپخانه علمیه، 1380ق.
     
    Frozen Heart و Mariツ از این پست تشکر کرده اند.