1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

فرار از زندگی (حکایت)

شروع موضوع توسط *امين* ‏Jun 2, 2013 در انجمن درد دل

  1. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    [​IMG]
    روزی شاگردی به استاد خویش گفت: استاد می خواهم یکی از مهمترین خصایص انسان ها را به من بیاموزی؟

    استاد گفت: واقعا می خواهی آن را فراگیری؟

    شاگرد گفت: بله، با کمال میل.

    استاد گفت: پس آماده شو با هم به جایی برویم.

    شاگرد قبول کرد. استاد شاگرد جوانش را به پارکی که در آّن کودکان مشغول بازی بودند، برد.

    استاد گفت: خوب به مکالمات بین کودکان گوش کن. مکالمات بین کودکان به این صورت بود:
    الان نوبت من است که فرار کنم و تو باید دنبال من بدوی.
    نخیر الان نوبت توست که دنبالم بدوی.
    اصلا چرا من هیچ وقت نباید فرار کنم؟ و حرف هایی از این قبیل...

    استاد ادامه داد: همانطور که شنیدی تمام این کودکان طالب آن بودند که از دست دیگری فرار کنند. انسان نیز این گونه است. او هیچگاه حاضر نیست با شرایط موجود روبرو شود و دائم در تلاش است از حقایق و واقعیات زندگی خود فرار کند و هرگز کاری برای بهبود زندگی خود انجام نمی دهد. تو از من خواستی یکی از مهم ترین ویژگی های انسان را برای تو بگویم و من آن را در چند کلام خلاصه می کنم؛ «تلاش برای فرار از زندگی»!
     
    Seyed Mahdi از این پست تشکر کرده است.