1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

فانی

شروع موضوع توسط AIDA_SKATER ‏Jan 22, 2015 در انجمن اس ام اس

  1. AIDA_SKATER

    AIDA_SKATER u hm k har vax maro miBni bepich b baZ;D√

    8,476
    25,209
    98,335
    همکارم تعریف میکنه
    میگه توی مترو یه پیرزنه رو دیدم میگفت من ۵ تا بچه داشتم !
    دو تاشون اسیر شدن و سه تاشونم مفقود الاثر
    همکارم میگفت همه ی خانوما تحت تاثیر قرار گرفته بودیم که چه شیرزنه صبوریه !
    بعد پیرزنه ادامه میده که
    دو تا دختر داشتم که ازدواج کردن اسیر شدن
    سه تام پسر داشتم که ازدواج کردن شدن مفقودالاثر :279:
     
    Mariツ، Ɗơгᶳᵃ، Sαяαb و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. AIDA_SKATER

    AIDA_SKATER u hm k har vax maro miBni bepich b baZ;D√

    8,476
    25,209
    98,335
    روزی شخصی نزد بزرگی رفت
    و گفت سوالی دارم که نمیتوانم جلوی جمع بگویم
    بزرگ حاضران را بیرون کرد و شخص سوالش را پرسید
    ولی چون همه رفته بودند بیرون
    کسی نمیدونه چه سوالی کرد و چه جوابی شنید !
    شرمندتون شدم ببخشید
     
    Mariツ، Ɗơгᶳᵃ، Sαяαb و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. AIDA_SKATER

    AIDA_SKATER u hm k har vax maro miBni bepich b baZ;D√

    8,476
    25,209
    98,335
    ﺻﻨﺪﻭﻕ ﻋﻘﺐ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻫﺎ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ:
    ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ: ﺟﻌﺒﻪ ﮐﻤﮏ ﻫﺎﯼ ﺍﻭﻟﯿﻪ، ﺯﻧﺠﯿﺮ ﭼﺮﺥ
    ﺁﻟﻤﺎﻥ: ﭼﺮﺍﻍ ﺧﻄﺮ، ﮐﭙﺴﻮﻝ ﺿﺪ ﺁﺗﺶ، ﺯﻧﺠﯿﺮ ﭼﺮﺥ
    ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ: ﺟﻌﺒﻪ ﺍﺑﺰﺍﺭ، ﭼﺮﺍﻍ ﺧﻄﺮ
    ﺍﯾﺮﺍﻥ: ﻗﻠﯿﻮﻥ، ﺯﻏﺎﻝ، ﻣﻨﻘﻞ، ﺑﺎﺩﺑﺰﻥ، ﯾﻪ ﭼﻤﺎﻕ ﻫﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﺩﻋﻮﺍ:279:
     
    Mariツ، Ɗơгᶳᵃ، Sαяαb و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. AIDA_SKATER

    AIDA_SKATER u hm k har vax maro miBni bepich b baZ;D√

    8,476
    25,209
    98,335
    ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺭﻓﺘﻪ ﺳﻔﺮﻩ ﺧﻮﻧﻪ
    ﻣﻮﻗﻊ ﺭﻓﺘﻦ ﮐﺎﺭﺕ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺻﺎﺣﺐ ﺳﻔﺮﻩ ﺧﻮﻧﻪ ﮔﻔﺘﻪ :
    ﭼﻘﺪﺭ ﮐﺸﯿﺪﯾﻦ !؟
    ﮔﻔﺘﻪ تقریبا ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺖ :279:
    ﺻﺎﺣﺐ ﺳﻔﺮﻩ ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﺎﻻﯼ ﺩﺭﺧﺖ ﻻﯼ ﺷﺎﺥ ﻭ ﺑﺮﮒ ﻗﺎﯾﻢ ﺷﺪﻩ
    ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﻦ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻧﻤﯿﺎﺩ!
    ﺑﺎ ﺳﻨﮓ ﻫﻢ ﺯﺩﻥ ﻧﯿﻮﻓﺘﺎﺩﻩ میگه من کلاغم!
     
    Ɗơгᶳᵃ، Sαяαb، M.G.Captain و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. AIDA_SKATER

    AIDA_SKATER u hm k har vax maro miBni bepich b baZ;D√

    8,476
    25,209
    98,335
    مورد داشتیم یارو رفته فروشگاه لوازم یدکی گفته:
    چماق زیر صندلی نیسان سمت راننده دارید؟؟
    میگن فروشنده خودشو تو انبار مخفی کرده
    نور بهش میخوره جیغ میکشه :( :279:
     
    Ɗơгᶳᵃ، Sαяαb، M.G.Captain و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. AIDA_SKATER

    AIDA_SKATER u hm k har vax maro miBni bepich b baZ;D√

    8,476
    25,209
    98,335
    تو این فیلم خارجیا میخوان بچه رو شاد کنن،
    یه دونه شکلات در میارن میدن بهش!
    حالا عموی ما می خواست ما رو شاد کنه،
    پلکاشو برمی گردوند ما عین سگ می ترسیدیم :279:
     
    Ɗơгᶳᵃ، Sαяαb، M.G.Captain و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. AIDA_SKATER

    AIDA_SKATER u hm k har vax maro miBni bepich b baZ;D√

    8,476
    25,209
    98,335
    اﺳﺘﺎﺩ ﺩﺍﺷﺖ ﻗﻄﻌﺎﺕ ﺩﺍﺧﻞ ﮐﯿﺲ ﺭﻭ ﻧﺸﻮﻥ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ
    ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﮔﻔﺖ :
    ﺍﺳﺘﺎﺩ ! ﻭﯾﻨﺪﻭﺯﺵ ﮐﺠﺎﺳﺖ ؟!
    ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﻣﺮﺩ . . .:279:
     
    Ɗơгᶳᵃ، Sαяαb، M.G.Captain و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. AIDA_SKATER

    AIDA_SKATER u hm k har vax maro miBni bepich b baZ;D√

    8,476
    25,209
    98,335
    “دست بهم بزنی جیغ میزنم!!”
    چیزی نیست جزوه درسیمه یه ذره غریبی میکنه :smile:
     
    Ɗơгᶳᵃ، M.G.Captain، neda jojo و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. AIDA_SKATER

    AIDA_SKATER u hm k har vax maro miBni bepich b baZ;D√

    8,476
    25,209
    98,335
    یارو ﻣﯿﺮﻩ ﻣﻬﻤﻮﻧﯽ
    ﻧﺎﻫﺎﺭ ﺑﻬﺶ ﻛﺮﻓﺲ ﻣﯿﺪﻥ
    ﺷﺎﻡ ﺍﺳﻔﻨﺎﺝ
    ﻓﺮﺩﺍﺵ ﺻﺒﺤﺎﻧﻪ ﻫﻢ
    ﺑﻬﺶ ﻧﻮﻥ ﻭ ﺳﺒﺰﻯ ﻣﯿﺪﻥ !!
    ﻣﯿﮕﻪ : ﻧﺎﻫﺎﺭ ﭼﯿﺰﻯ ﺩﺭﺳﺖ ﻧﻜﻨﯿﺪ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﺮﻡ ﻣﯿﭽﺮﻡ :279:
     
    Ɗơгᶳᵃ، M.G.Captain، neda jojo و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. AIDA_SKATER

    AIDA_SKATER u hm k har vax maro miBni bepich b baZ;D√

    8,476
    25,209
    98,335
    حموم رفتن زمان ما :
    میرفتیم تو حموم
    یه شیرو باز میکردیم، دندونامون میریخت کف حموم از سرما!
    اون یکیو باز میکردیم، مث آب سماور در حال جوش بود!
    یه عر میزدیم از سوزش،
    مامانمون مى زد پس کله مون که اذیت نکن، آروم بگیر
    بعد با اون صابون زرد گنده ها
    که مثه چرکِ خشکیده بود، میفتاد به جونمون
    تا حدى که چشمامون از کاسه دربیاد!
    یعنى ما از نظر مامانمون کثافتى بودیم
    که میخوایم در مقابل نظافت مقاومت کنیم!
    بعد یه جورى چنگ میزد موهامونو
    که انگار داعش به شپشا حمله کرده
    بعدش با شامپوى پاوه کل هیکلمونو غربال گرى میکردن!
    بعد از همه اینا جان گُدازترینش کیسه کشیدن بود!
    دو لایه از پوستمونو بر میداشتن،
    فک میکردن چرکه! باز ادامه میدادن
    بعدِ حموم صدتا لباس تنمون میکردن،
    یه روسرى به کله مون، یه یقه اسکى هم روى همش
    بعد از شدت کوفتگى و خستگى بیهوش میشدیم،
    میگفتن: ببین چه راحت خوابیده
     
    Ɗơгᶳᵃ، M.G.Captain، neda jojo و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.