1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

عکس خودم و یکی از تفریحاموم(دیوونگیامون)

شروع موضوع توسط Farshid ‏Feb 11, 2012 در انجمن عکس کاربران

  1. :43: تو سالمی!!!!!!!!
    :75:آخه این دیگه چه کاریه!!!!!!!
    :84:
     
  2. آره سالمم
    این واسه تخلیه انرژیه
    یه آخوند دیده تو صف نون
    میگه شیطان پرستی؟میگم نه
    میگه آخه این ردّ تیغ نی؟
    میگم چه ربطی داره
    میگه ربط داره میگم برو استغفار کن:biggrin:
     
  3. nafa30

    nafa30 boys are toys"some boys are less than toys"

    3,174
    6,460
    532
    زندگیم مث یه مشت تخمه بود:یا پوچ یا تلخ
     
  4. مرگ نميآيد و نميخواهد بيايد …!
    همه از مرگ ميترسند، من از زندگي سمج خودم .
     
  5. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
  6. :frown:والّا بِغُرعان
     
  7. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    :cautious:همش تو فاز غم باش تو
    یکم سعی کن شادیو از خودت بگیری...ذوق زده میشی:cautious:
     
  8. در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره در انزوا روح را آهسته
    می خورد و می تراشد. این دردها را ن می شود به کسی اظهار کرد، چون عموما
    عادت دارند که ا ین دردها ی باورن کردنی را جزو اتفاقات و پ یشامدهای نادر
    و عج یب بشمارند؛ و اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم برسب یل عقای د جار ی
    و عقاید خودشان سعی می کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخرآمیز تلقی
    بکنند
     
  9. nafa30

    nafa30 boys are toys"some boys are less than toys"

    3,174
    6,460
    532
    از هرچه ترسیدم به سرم امد!میخام تمیرین کنم از خوشبختی بترسم
     
  10. جالبه
    سارا فک میکنه من باهات دوستم:cautious:
    هر جا را گشتند چيز فوق العاده اي رخ نداده
    بود وقتيكه برگشتند بروند بخ وابند ننه حسن ديد كفش دم پائي آبجي خانم نزديك دريچه آب انبار افتاده . چراغ را
    جلو بردند ديدند نعش آبجي خانم آمده بود روي آب ، موهاي بافته سياه او مانند مار بدور گردنش پيچيده شده
    بود ، رخت زنگاري او به تنش چسبيده بود ، صورت او يك حالت با شكوه و نوراني داشت م انند اين بود كه او
    رفته بود بيك جائي كه نه زشتي و نه خوشگلي ، نه عروسي و نه عزا ، نه خنده و نه گريه ، نه شادي و نه اندوه
    در آنجا وجود نداشت . او رفته بود به بهشت .