1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

علت برتري امام علي(ع) نسبت به حضرات آدم، نوح، ابراهيم، موسي و عيسي (عليهم السلام) چيست؟

شروع موضوع توسط sina1221 ‏May 6, 2015 در انجمن مذهبی

  1. مقام حضرت على(ع) افضل از ديگر انبيا غير از حضرت خاتم المرسلين مى‏باشد. دررابطه با دليل اين مسأله ابتدا بايد توجه داشته باشيد كه نوعا در مسائل مختلف سه گونه استدلال وجود دارد: عقلى نقلى و حسى.
    (1) دلايل عقلى در رابطه با امور كلى مى‏باشند و در چنين موردى كه مقايسه دو امر جزئى است نبايد در جست وجوى آن بود. زيرا خارج از قلمرو براهين عقلى است.
    (2) دليل حسى نيز وجود ندارد زيرا اولا ما نظاره‏گر تمام اعمال و حركات آنها نيستيم تا با مقايسه شهودى از طريق كنش آنها حكم به برترى يكى بر ديگرى نماييم. ثانيا اصلا فضايل و مقامات تجربه پذير نيستند مگر آن كه خواصى از طريق تجربه باطنى حقايقى را دريافت دارند.
    (3) تنها مى‏ماند دليل نقلى. اين گونه ادله نيز چند دسته‏اند: روايات خاص و صريح روايات صريح و عام و روايات غير صريح. الف) دسته اول رواياتى است كه به صراحت بر فضيلت اميرالمومنين(ع) بر شخص حضرت ابراهيم(ع)دلالت دارد. مانند احتجاج خود آن حضرت. چنان كه در احتجاج طبرسى آمده است كه از آن حضرت پيرامون اين مسأله سوال شد و فرمودند: من از ابراهيم(ع) برتر مى‏باشم. زيرا وقتى خداوند از قيامت و برانگيخته شدن مردگان با وى سخن گفت از خداوند درخواست نمود كه چگونگى آن را به وى بنماياند. خطاب آمد: « اولم تومن؟» جواب داد:« ليطمئن قلبى ». ولى من در مرتبه‏اى از يقين هستم كه: لو كشف الغطأ ما ازددت يقينا؛ اگر همه پرده‏هاى غيب كنار رود اندكى بر يقينم افزوده نگردد زيرا آن را اندك كاستى نيست تا بدين وسيله جبران گردد. ب) روايات عام آنهايند كه فضيلت اميرالموءمنين(ع) بر ديگر انبيا را به طور عام و مطلق دلالت دارند بدون آنكه در آنها نام شخص حضرت ابراهيم (ع) ذكر شده باشد.
    از جمله در جلد 11 بحارالانوار (ص 139 ب 2 ح 6) آمده است: « قال رسول‏الله(ص): ان الله فضل انبيائه المرسلين على ملائكه المقربين و فضلنى على جميع النبيين و المرسلين و الفضل بعدى لك يا على و للملائكه من بعدك ». اين مضمون در جلد 26 ص 335 نيز آمده است. ج) دسته سوم رواياتى است كه لفظا و صراحتا فضيلت بربرترى حكم نمى‏رانند. بلكه برترى پنج تن از ديگر مخلوقات از آنها استنباط و كشف مى‏شود. از جمله:
    1- احاديثى كه نشان مى‏دهد حضرت آدم (ع) نور پنج تن را درعرش الهى مشاهده كرد.
    2- احاديثى كه پيرامون توسل‏انبياى گذشته به اهل بيت وجود دارد.
    3- حديث قدسى مرسله‏اى كه در آن خداوند به پيامبر (ص) فرموده است: «اگر تو نبودى جهان را نمى‏آفريدم و اگر على نبود تو را نمى‏آفريدم و اگر فاطمه نبود هيچ يك را».


    در روايات زيادي به اين مسأله اشاره شده است كه نبي اكرم(ص) افضل از جميع مخلوقات است و بعد از آن حضرت علي(ع) افضل از همه است و اين به خاطر نبوت و يا امامت نيست چرا كه ديگران نيز آنها را داشتند. نبوت و امامت منصب است ولي ولايت مقام و مرتبه وجود است. هيچ نبي يا امامي نيست كه مگر اينكه ولي نيز هست. اما ممكن است كسي ولي باشد ولي امام يا پيامبر نباشد. مثل حضرت فاطمه(س) كه صاحب ولايت است ولي امام و نبي نيست و درجات انسانها به درجات ولايت آنهاست. و ولايت يعني مظهر اسمي از اسماء الهي بودن. اگر موجودي مظهر اسمي از اسماء الهي شد به واسطه آن مظهريت بر امور متعلق به آن اسم ولايت پيدا مي كند. و مي تواند در آنها تصرف تكويني داشته باشد. جناب عزرائيل مظهر اسم مميت است. فلذا بر هر چه كه قابليت مردن داشته باشد از اين حيث ولايت دارد. حضرت عيسي مظهر اسم محيي شده بود. لذا به اذن خدا كه صاحب اسم است مرده ها را زنده مي كرد. جبرئيل مظهر اسم عليم است. فلذا هر كه چيزي بياموزد به واسطه جناب جبرئيل و ملائك تحت فرمان اوست.
    البته مظهريت نيز خود مراتب دارد. جبرئيل مظهر اسم عليم است. فرشتگان زيردست او نيز مظهر اين اسمند ولي مظهريت جبرئيل اقوا از آنهاست. انبياء هر كدام مظهر چندين اسم بوده و درجات ولايت آنها نيز وابسته به هم بوده است. اينكه در روايات آمده است، فلان نبي صاحب فلان تعداد از حروف اسم اعظم بود مراد همين است. در روايات آمده است كه اهل بيت(ع) به همه اعظم عالمند جز يك حرف كه مختص خداست. يعني اهل بيت عليهم السلام مظهر كل اسم اعظمند، مظهر اسم اعظم جامع الله هستند اما چرا مظهريت افراد براي اسماء الهي متفاوت است؟ چرا اهل بيت مظهر همه اسماء حق شده اند و ديگر انبياء مظهر برخي اسماء؟
    اين مطلب به هندسه خلقت را از اشرف به اخس و از اقوي به اضعف آغاز كرد. اولين مخلوق برترين مخلوق بود و مخلوق بعدي اضعف از او بود. هستي يك حقيقت داراي مراتب است. هر مرتبه معلول مرتبه قبلي است. هستي يك سلسله از علتها و معلولهاست كه در صدر اين سلسله خداست. و پايين ترين مرتبه آن ماده است. طبق روايات اولين مخلوق نور وجود نبي اكرم(ص) بود و بعد از آن نور علي(ع) بود كه از نور پيامبر(ص) آفريده شد و بعد از او نور باقي اهل بيت بود. و بعد از آن نور انبياء بود. اول عالم ربوبيت و عالم اسماء و صفات حق است و بعد از آن عالم عقل و بعد از آن عالم مثال يا برزخ و در آخر عالم ماده. موجودات از بالا به پايين سير مي كنند تا به عالم ماده مي رسند و آن گاه در عالم ماده هر كسي استعداد بازگشت به مرتبه خود را دارد. همان مرتبه اي كه از آن تنزل كرده است لكن بازگشت اختياري است. آغاز عين نور است و سعادت ولي در بازگشت شخص يا با سعادت به مرتبه خود باز مي گردد با با شقاوت. و چون اهل بيت(ع) در اين سلسله در صدرند صاحب ولايت تامّه نيز هستند و چون در صدر سلسله علل و معاليل هستند واسطه تمام تمام فيوضات نيز هستند. در قوس نزول واسطه فيضند و در قوس صعود صاحب شفاعت. حتي فيض نبوت نيز به واسطه اينها به ساير انبياء رسيده است. كما اينكه هدايت به واسطه انبياء به امتشان رسيده است. و قرآن كه مظهر علم خداست عين وجود اهل بيت(ع) است چرا كه آنها مظهر علم خدا نيز هستند. و اساسا كتاب هر پيامبري، عين وجود خود او و نقشه وجودي اوست.
     
    diamondpower از این پست تشکر کرده است.