1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

عصمتش را می فروشد بهر...!

شروع موضوع توسط Mariツ ‏Jan 30, 2015 در انجمن درد دل

  1. Mariツ

    Mariツ وقتی خودت در خود گرفتاری هر گونه یِ زنجیر یعنی هیچ

    1,617
    4,460
    28,740
    میگذشتم شبی مست و شتابان سوی یک ویرانه ای
    ناگهان بر چشمم آمد صحنه ی جانانه ای
    نرم نرمک پیش رفتم تا کنار پنجره
    دیدم مادری کورُ فلج افتاده اندر گوشه ای
    پدری مات و پریشان مانده در کاشانه ای
    پسری کــ از سوز سرما میزند دندان بـــ هم
    دختری در حال عیش و نوش با بیگانه ای
    وقتی فارغ گشت زِ عیش و نوش آن مرد پَلید
    عزم رفتن کرد او با حالت جانانه ای
    دست برد در جیب و چند پول درشت
    داد مزدِ عیش و نوشِ دخترک چند دانه ای
    بعد از آن لعنت فرستادم بـــ خود
    کــ دِگر مست و شتابان نروم سوی هر ویرانه ای
    تا ببینم دختری « عصمتش را میفروشد بهرِ نانِ خانه ای »


    « كـــارو ، كــتاب شــكست سـكـوت »
     
    MANI.، nafas_78، Aryamehr و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.