1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

عشق!

شروع موضوع توسط zhigol ‏Nov 10, 2012 در انجمن شعر و مشاعره

  1. zhigol

    zhigol PERPOLISI

    3,628
    10,648
    756
    ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﻛﺎﻏﺬﻱ ﺑﻪ ﺍﺷﮓ ﮔﻔﺖ:

    «ﻗﻄﺮﻩ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﺕ ﻃﻼ‌ﺳﺖ

    ﻳﻚ ﻛﻢ ﺍﺯ ﻃﻼ‌ﻱ ﺧﻮﺩ ﺣﺮﺍﺝ ﻣﻲ ﻛﻨﻲ؟

    ﻋﺎﺷﻘﻢ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﻲ ﻛﻨﻲ؟»

    ﺍﺷﻚ ﮔﻔﺖ:

    «ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺍﺷﻚ ﻭ ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﻛﺎﻏﺬﻱ!

    ﺗﻮ ﭼﻪ ﻗﺪﺭ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﻱ

    ﺧﻮﺵ ﺧﻴﺎﻝ ﻛﺎﻏﺬﻱ!

    ﺗﻮﻱ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﺎ

    ﺗﻮ ﻣﭽﺎﻟﻪ ﻣﻲ ﺷﻮﻱ

    ﭼﺮﻙ ﻣﻲ ﺷﻮﻱ ﻭ ﺗﻜﻪ ﺍﻱ ﺯﺑﺎﻟﻪ ﻣﻲ ﺷﻮﻱ

    ﭘﺲ ﺑﺮﻭ ﻭ ﺑﻲ ﺧﻴﺎﻝ ﺑﺎﺵ

    ﻋﺎﺷﻘﻲ ﻛﺠﺎﺳﺖ

    ﺗﻮ ﻓﻘﻂ ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﺑﺎﺵ»

    ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﻛﺎﻏﺬﻱ ﺩﻟﺶ ﺷﻜﺴﺖ

    ﮔﻮﺷﻪ ﺍﻱ ﻛﻨﺎﺭ ﺟﻌﺒﻊ ﺍﺵ ﻧﺸﺴﺖ

    ﮔﺮﻳﻪ ﻛﺮﺩ ﻭ ﮔﺮﻳﻪ ﻛﺮﺩ ﻭ ﮔﺮﻳﻪ ﻛﺮﺩ

    ﺍﺯ ﺗﻦ ﺳﻔﻴﺪ ﻭ ﻧﺎﺯﻛﺶ ﺩﻭﻳﺪ

    ﺧﻮﻥ ﺩﺭﺩ

    ﺁﺧﺮﺵ

    ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﻛﺎﻏﺬﻱ ﻣﭽﺎﻟﻪ ﺷﺪ

    ﻣﺜﻞ ﺗﻜﻪ ﺍﻱ ﺯﺑﺎﻟﻪ ﺷﺪ

    ﺍﻭ ﻭﻟﻲ ﺷﺒﻴﻪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﻧﺸﺪ

    ﭼﺮﻙ ﻭ ﺯﺷﺖ،ﻣﺜﻞ ﺍﻳﻦ ﻭ ﺁﻥ ﻧﺸﺪ

    ﺭﻓﺖ ﺍﮔﺮ ﭼﻪ ﺗﻮﻱ ﺳﻄﻞ ﺁﺷﻐﺎﻝ

    ﭘﺎﻙ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻋﺎﺷﻖ ﻭ ﺯﻻ‌ﻝ

    ﺍﻭ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﻫﺎﻱ ﻛﺎﻏﺬﻱ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺷﺖ

    ﭼﻮﻥ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺩﻟﺶ

    ﺧﻮﺩﺵ
    دانه های اشک را کاشت...

    ﺩﺍﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺍﺷﻚ ﻛﺎﺷﺖ.
     
    shiva، 17964، sajjad.y و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. SHAPARAK

    SHAPARAK هميشه بيادتونم...

    581
    12,326
    16,912
    آخی چه قشنگ ! ممنون ‍!
     
    zhigol از این پست تشکر کرده است.
  3. MHK1372

    MHK1372 I,R.I.B

    4,286
    5,863
    906
    ایهام زیبایی به کار رفته است...
    سپاس از همکاریت در این انجمن وزین
     
    zhigol از این پست تشکر کرده است.
  4. MOHAMMAD

    MOHAMMAD

    701
    1,840
    363
    چه دستمال کاغذی با احساسی البته خوش شانس بوده که با اشک بر خورد کرده اگه با اب بینی بر خورد می کرد چی ؟؟؟؟؟؟؟
     
    zhigol از این پست تشکر کرده است.
  5. thumbsup
     
    zhigol از این پست تشکر کرده است.
  6. MHK1372

    MHK1372 I,R.I.B

    4,286
    5,863
    906
    اه اه اه....حالما بد کردی محمد...
    بابا نماد توش داره...شما قسمت خوبشا بگیر قربونت...
     
    zhigol از این پست تشکر کرده است.
  7. sajjad.y

    sajjad.y منم برگشتم بعد مدتها

    2,010
    5,891
    791
    زیبا بود مرسی
     
    zhigol از این پست تشکر کرده است.
  8. 17964

    17964

    90
    80
    172
    اي عشق، شكسته ايم، مشكن ما را
    اينگونه به خاك ره ميفكن ما را
    ما در تو به چشم دوستي مي بينيم
    اي دوست مبين به چشم دشمن ما را
     
    SHAPARAK از این پست تشکر کرده است.
  9. 17964

    17964

    90
    80
    172
    ساحل در انتظار كسي بود
    تا پاسخي بگويد، فرياد آب را .
    با ناله گره شده، دلتنگ، خشمگين،
    سر زير پر كشيدم و رفتم !
    جواب را ...
     
    SHAPARAK و zhigol از این پست تشکر کرده اند.
  10. 17964

    17964

    90
    80
    172
    بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم
    همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
    شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،
    شدم آن عاشق ديوانه كه بودم
    ***
    در نهانخانه ي جانم گل ياد تو درخشيد
    باغ صد خاطره خنديد
    عطر صد خاطره پيچيد
    ***
    يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم
    پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم
    ساعتي بر لب آن جوي نشستيم
    تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
    من همه محو تماشاي نگاهت
    ***
    آسمان صاف و شب آرام
    بخت خندان و زمان رام
    خوشه ماه فرو ريخته در آب
    شاخه ها دست برآورده به مهتاب
    شب و صحرا و گل و سنگ
    همه دل داده به آواز شباهنگ
    ***
    يادم آيد : تو به من گفتي :
    از اين عشق حذر كن!
    لحظه اي چند بر اين آب نظر كن
    آب ، آئينه عشق گذران است
    تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است
    باش فردا ،‌ كه دلت با دگران است!
    تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!
    ***
    با تو گفتم :‌
    "حذر از عشق؟
    ندانم!
    سفر از پيش تو؟‌
    هرگز نتوانم!
    روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد
    چون كبوتر لب بام تو نشستم،
    تو به من سنگ زدي من نه رميدم، نه گسستم"
    باز گفتم كه: " تو صيادي و من آهوي دشتم
    تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم
    حذر از عشق ندانم
    سفر از پيش تو هرگز نتوانم، نتوانم...!
    ***
    اشكي ازشاخه فرو ريخت
    مرغ شب ناله ي تلخي زد و بگريخت!
    اشك در چشم تو لرزيد
    ماه بر عشق تو خنديد،
    يادم آيد كه از تو جوابي نشنيدم
    پاي در دامن اندوه كشيدم
    نگسستم ، نرميدم

    رفت در ظلمت غم، آن شب و شب هاي دگر هم
    نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم
    نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم!
    بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم!
     
    SHAPARAK و zhigol از این پست تشکر کرده اند.