1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

عشق من (رحیمی )

شروع موضوع توسط ~pegah*~ ‏Sep 7, 2013 در انجمن زندگینامه بزرگان

  1. ~pegah*~

    ~pegah*~ بدوتندتر نمی رسی عمرا

    1,270
    2,874
    357
    فهیمه رحیمی متولد1331 بود و در کودکی ساکن خیابان 17 شهریور بوده است. آن طورکه خودش تعریف کرده بود، نخستین فعالیت ادبی جدی اش نوشتن قطعه ای ادبی با عنوان دلم برای پروانه می سوزد در 9سالگی بوده است.
    این قطعه آن قدر مورد توجه مادرش( که خودش انشاءنویس متبحری بوده) و نیز مدیر و معلم های مدرسه اش قرار می گیرد که باعث ایجاد انگیزه در او برای ادامه فعالیت های ادبی اش می شود. او از 13-12سالگی شاهکارهای ادبیات جهان مثل جنگ و صلح را خوانده است.
    کتاب های پلیسی مثل کتاب های مایک هامر و جیمز باند هم در آن دوره پای ثابت برنامه مطالعاتی او بوده اند. رحیمی در 17 سالگی ازدواج می کند که حاصل آن، یک پسر و یک دختر است. دخترش در حال حاضر انتشاراتی دارد (انتشارات آوای چکامه) و کتاب های مادرش را منتشر می کند.
    رحیمی در جوانی، تجربه خبرنگاری هم داشته است و مدتی به صورت ناپیوسته خبرنگار ورزشی بوده است. در ضمن، از زندگی خصوصی زنان شکست خورده نیز گزارش تهیه می کرده است؛ احتمالا خیلی از این گزارش ها، بعدها به صورت منبع الهام او برای نگارش آثار داستانی اش درآمده اند.
    وی، تجربه کار در زمینه ادبیات کودکان را هم دارد. به گفته خودش 23 اثر برای کودکان نوشته که تا به حال برای چاپ آنها اقدام نکرده است.
    او، هم تجربه تحصیل در دانشگاه و هم تجربه تحصیل در حوزه را دارد. برطبق منابع موجود، او در دانشگاه، رشته ادبیات می خوانده که البته آن را نیمه کاره رها می کند. رحیمی دلیل نیمه کاره گذاشتن تحصیلات دانشگاهی اش را در مجله زنان بارداری اش اعلام کرده و در روزنامه کارگزاران دلیل این اقدام را جلوگیری شوهرش از تحصیل او به خاطر جو نامناسب دانشگاه ها در پیش از انقلاب دانسته است.
    پس از رها کردن دانشگاه، 3سال در حوزه علمیه آب منگل(مشایخی) تهران، دروس دینی خوانده که آن هم به خاطر نقل مکان به کرج نیمه کاره می ماند. در کرج به عضویت کتابخانه بزرگ آن شهر و حلقه ادبی پروین اعتصامی درمی آید و همانجاست که رئیس این حلقه ادبی و مدیر کتابخانه، محمود اقبالی دست نوشته های او را می خواند و او را به بازنویسی و چاپ آنها ترغیب می کند.
    رحیمی با عنوان یک نویسنده تازه کار برای پیدا کردن ناشر دچار دردسرهای زیادی می شود. اما بالاخره موفق به انتشار اولین کتابش با عنوان "بازگشت به خوشبختی" در 1369 می شود. این کتاب با حمایت برادران شهبازی (نشر پگاه و نشر چکاوک) چاپ می شود که تا سال ها نقش مهمی را در انتشار کتاب های او ایفا می کند.
    بازگشت به خوشبختی با استقبالی فراتر از انتظار رو به رو می شود و باعث تثبیت جایگاه رحیمی به عنوان یک نویسنده عامه پسند می شود. رحیمی از آن زمان 27 رمان دیگر نیز نوشته است.
    از زمان چاپ بازگشت به خوشبختی روز به روز بر محبوبیت او اضافه شده است؛ اوج این محبوبیت در سال های ابتدایی دهه 70 بود. رحیمی در حال حاضر هم آن قدر طرفدار دارد که پاسخ گویی به نامه ها و تماس های خوانندگانش روزانه 3-2 ساعت از وقتش را به خود اختصاص می دهد.
    نگارش هر کتاب برای رحیمی به طور متوسط 6ماه زمان می گیرد. او صبح های زود و نیمه شب ها می نویسد. او معمولا در اتاقی دربسته می نویسد و هنگام نوشتن در اتاق کارش موسیقی ملایمی در حال پخش است؛ هرچه در ضبط باشد گوش می دهم. فقط موزیک باشد. او اغلب سوژه هایش را از رخدادهای واقعی می گیرد.
    برای نمونه، ماجرای کتاب های کوچه باغ یادها و بازگشت به خوشبختی براساس رویدادها و شخصیت های حقیقی نوشته شده اند. او برای سوژه یابی به دادگستری هم مراجعه می کند و گاهی هم به برخی از دوستانش که مشاورند سر می زند.
    بعد از انتخاب سوژه، نوبت به مرحله تحقیق می رسد. این مرحله به تناسب نوع سوژه فرق می کند. مثلا رحیمی برای نگارش رمان پاییز را فراموش کن به خرم آباد سفر کرده است و همه مکان های آن رمان، واقعی اند. رحیمی راجع به شیوه داستان نویسی اش حرف عجیبی می زند.
    شخصیت های داستان های من، خودشان سرنوشت شان را تعیین می کنند. و در جایی دیگر می گوید: من داستانی دارم که 3 بار نوشته شده و 3 بار قهرمان خودش خواسته که به این حالت زندگی کند.
    واقعیتش این است که دست آخر (به قهرمانم) گفتم هر بلایی که سر خودت می آوری بیاور و قلم را گذاشتم زمین. خیلی وقت ها خواسته ام چهره پلیدی را نشان بدهم ولی می بینم با روح حساس ایرانی اصلا جور در نمی آید. قهرمان بد داستان در نهایت به خود می آید و خوب می شود؛ این دست من نیست.
    فهیمه رحیمی 2بار به خاطر درخواست خوانندگانش اقدام به دنباله نویسی بر رمان هایش کرده است. او هنگامه را به عنوان دنباله زخم خوردگان تقدیر نوشت.
    به گفته رحیمی خوانندگان آن قدر از سرنوشت تراژیک شخصیت های زخم خوردگان تقدیر افسرده شده بودند که او برایشان هنگامه را نوشت و در آن شخصیت های زخم خوردگان تقدیر را عاقبت به خیر کرد.
    همچنین ماندانا به عنوان دنباله پنجره (محبوب ترین رمان رحیمی از نظر خوانندگان) نوشته شده. رحیمی خودش از میان آثارش، اتوبوس را به بقیه ترجیح می دهد.
    فهیمه رحیمی در جوانی در شب شعرها شعر می خواند و دوست داشت شاعر شود. این علاقه به شاعری را از میان شعرهایی که لابه لای رمان هایش می آورد هم می شد فهمید.
    شاعرانی مثل فرخزاد، سهراب سپهری و فریدون مشیری، جزو شعرای محبوب اوبودند.
    آثار فهیمه رحیمی:
    • ابلیس کوچک
    • اتوبوس
    • آریانا
    • اشک و ستاره
    • باران
    • بازگشت به خوشبختی (۱۳۶۹)
    • بانوی جنگل
    • پاییز را فراموش کن
    • پریا
    • پنجره
    • تاوان عشق
    • حرم دل
    • خلوت شب‌های تنهایی
    • خیال تو
    • روزهای سرد برفی
    • زخم خوردگان تقدیر
    • سال‌هایی که بی تو گذشت
    • شیدایی (آخرین رمانش)
    • عشق و خرافات
    • کوچه باغ یادها
    • ماندانا (ادامه رمان پنجره)
    • هنگامه
    • همیشه با تو
    • آمار و احتمالات کاربردی/ تدوین فهیمه رحیمی؛ زیرنظر علیرضا لچیانی.
    • آم‍وزش‌ ب‍رای‌ ک‍ارش‍ای‍س‍ت‍ه‌: ۲۲۲ب‍ن‍د ت‍وص‍ی‍ه‌ه‍ای‌ س‍ازم‍ان‌ ج‍ه‍ان‍ی‌ ک‍ار/ ب‍ه‌ پ‍ی‍وس‍ت‌ راه‍ک‍اره‍ای‌ اس‍اس‍ی‌ اص‍لاح‍ات‌ ... ت‍ج‍رب‍ی‍ات‌
    • اکولوژی عمومی/ تالیف و تدوین فهیمه رحیمی
    • انتظار/فهیمه رحیمی
    • ب‍اور آف‍ت‍اب‌/ ف‍ه‍ی‍م‍ه‌ رح‍ی‍م‍ی‌
    • رزکبود
     
    ♥سایه♥ و hosseiN.1 از این پست تشکر کرده اند.
  2. hosseiN.1

    hosseiN.1 chasing the orginal high

    1,770
    5,217
    517
    خیلییییی tnxxxxxxxxxxxxxxxxx از پگاه جون
     
    ♥سایه♥ از این پست تشکر کرده است.
  3. nama

    nama

    1,808
    2,576
    354
    سپاس...
     
    ♥سایه♥ از این پست تشکر کرده است.