1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

عشق در یک نگاه...

شروع موضوع توسط shakila_nanaz ‏Dec 29, 2014 در انجمن روابط دختر و پسر

  1. shakila_nanaz

    shakila_nanaz ✓※ زنــدِگــے مـَــלּ ســآےز تــــو نــےـس ※✓

    2,027
    31,782
    69,855
    روز اول دانشگاه برای همه پر از خاطره است. احساس موفقیت و افتخار، کشیدن یک نفس راحت بعد از کنکور، آماده شدن برای محیط تازه و تجربیات نو و... . یکی از جالب‌ترین خاطره‌های روز اول دانشگاه را رضا، دوست شیرازیم، برایم تعریف کرد. روز اول به مناسبت ورود ما به دانشگاه جشن مفصلی گرفته بودند و بعد از ثبت‌نام و جشن، دانشجوهای سال بالایی قسمت‌های مختلف دانشگاه را به ما نشان می‌دادند. بیشتر دانشجوها نسبت به محیط جدید احساس غریبی می‌کردند. اما داستان در مورد فرشته فرق می‌کرد. او دختر صمیمی و خونگرمی بود که از همان اول شروع کرد با اولین نفری که کنارش بود یعنی رضا صحبت کردن. رضا که هیچ‌وقت رابطه مستقیم با دخترها نداشت و از خانواده‌ای سنتی و مذهبی بود، اولش خجالت می‌کشید. ولی کم‌کم یخ او هم آب شده بود و شروع کرده بود به گرم گرفتن با فرشته. در تمام روز اول دانشگاه، شاید تنها کسانی که با هم مشغول صحبت شدند، رضا و فرشته بودند.

    بعدها رضا برای من تعریف کرد که آن‌شب از خوشحالی تا صبح نخوابیده و احساس می‌کرده عشق رویاهایش را پیدا کرده است. یک‌روز صبح که رضا به عشق دیدار فرشته راهی دانشگاه شده بود، فرشته به محض دیدار او سلام و احوال‌پرسی گرمی کرده بود و با هم به طبقه سوم دانشگاه که کلاس‌ها برگزار می‌شد رفته بودند. اما پیش از رفتن سر کلاس، فرشته پسر قدبلندی را که از آنجا رد می‌شد، صدا زد و رضا را به او معرفی کرد. «فرید، این رضا همکلاسیمه که برات تعریف کردم؛ رضا، فرید شوهرم.»

    هنوز هم زمانی که رضا این خاطره را تعریف می‌کند، از خجالت سرخ می‌شود. از این خاطراتِ عشقِ در یک نگاه و در یک روز، تا دلتان بخواهد به یاد دارم. هر چند که با گذشت زمان و شروع کلاس‌ها، روابط بیشتر از روزهای قبل برمبنای شناخت افراد از هم شکل می‌گیرد، اما بسیاری از عشق‌ها در همان روزهای اول به دلیل کمبود شناخت افراد از جنس مخالف، تفاوت‌های فردی و تفاوت‌های فرهنگی، به سادگی به ناکامی کشیده می‌شود.

    (مانی- ر، دانشجوی کارشناسی ارشد)

    ترم اولی‌ها و جنس مخالف

    جوانان یا بهتر بگوییم نوجوانانی که به عنوان دانشجو، زندگی پرفراز و نشیب دانشگاهی را آغاز می‌کنند، در دوستی با افراد جنس مخالف – که البته دارای برخی فایده‌های روانی و اجتماعی است- گاه دچار مشکلات و بحران‌هایی می‌شوند که تا سالیان دراز، همچون ابری تیره بر آسمان زندگی آنها سایه می‌افکند و شادابی و کامروایی را از آنها دور می‌کند.

    در این نوشتار به کوتاهی ویژگی‌های سال اولی‌ها، انگیزه‌های آنها از برقراری رابطه با جنس مخالف، پیامدهای آن و نیز روش‌های پیشگیری و رهایی از آسیب‌های این‌گونه دوستی‌ها را بیان می‌کنیم.


    سال اولی کیست؟

    بیشتر سال اولی‌ها پسران و دخترانی هستند 19،18ساله، که تا حدود سه ماه قبل از ورود به دانشگاه دانش‌آموزانی بوده‌اند تلاشگر و پرکار که زمان زیادی را به درس و مشق مدرسه می‌گذرانده‌اند و تنها نگرانی و دغدغه فکری آنها پذیرفته شدن در دانشگاه بوده است.

    در دوران دانش‌آموزی، پدران و مادران آنها، به‌ویژه در دوسال آخر مدرسه، همه نوع حمایت عاطفی، مالی و امکاناتی را به اندازه توان خود، در اختیار فرزندانشان قرار می‌دادند و در کنار محبت و حمایت زیاد و بی‌دریغ، بر تمام کارهای آنها از قبیل زمان‌های رفت و آمد، خوابیدن و استراحت، شیوة گذراندن اوقات فراغت و خصوصیات دوستان و خانواده‌هایشان نظارت می‌کردند.

    بیشتر سال اولی‌ها، تا پیش از ورود به دانشگاه تماس زیاد و نزدیکی، حتی با جوانان غیرهم‌جنسِ فامیل هم نداشته‌اند.

    آنها در زمان دانش‌آموزی، کشش جنسی خود را با پشتوانة تربیت دینی و به‌خاطر نهی و مراقبت والدین و نیز خستگی ناشی از پرکاری، مهار می‌کردند و یا رهایی از آن را به رؤیاهای شبانه و روزانه می‌سپردند.

    از سوی دیگر چون نظام آموزشی ما در ایران، تأکید خود را بر حفظ کردن مطالب ده‌ها کتاب پرحجم درسی گذاشته و به تأیید و حمایت خانواده‌های ناآگاه و نگران، و همنوا با بنگاه‌های آزمند تقویتی و کنکور، شعار «زگهواره تا گور تستی بزن!» را به جای آموزه‌های «زگهواره تا گور دانش بجوی» و «توانا بود هر که دانا بود» نشانده است، نوجوانان ایرانی، نه‌تنها مهارت‌های برقراری ارتباط، حل مسئله، مهار خشم، ابراز وجود، خویشتن‌داری و مقابله با استرس را نمی‌آموزند، بلکه با وجودهایی آکنده از اضطراب، کمرویی، ضعف اعتماد به‌نفس و احساس گناه و سرمست از رتبه‌های یک‌رقمی و دورقمی، به غرقاب محیطی پر از ابهام‌ و مشکل با و پرسش‌های جدید پرت می‌شوند!

    آری، در آغــــــاز زندگی دانشجویی، پرنده‌های نورسی بودید که تا دیروز در زیر پر و بال مادران خود آرام گرفته بودید. ماشین‌های خودکار حفظ کتاب‌ها وگزینه‌ها، قهرمانان خوش‌باور عشق‌های خیالی، خستگان و آزردگان عرصه درس و تست! عصیانگران خشمگین از مراقبت‌های گاه و بیگاه بزرگ‌ترها، و خاموشان پرآزرمِ از به زبان آوردن یا به خیال کشیدن نام و نشان دختر یا پسری آشنا و بیگانه، یک‌باره خود را در کنار ده‌ها نفر از همسالان جنس مخالف می‌بینند، هیجان‌زده و نگران می‌شوند و هرکدام با انگیزه‌ای در دام نگاهی، لبخندی و کلامی می‌افتند.


    انگیزه‌های ارتباط

    کشش طبیعی: مهم‌ترین انگیزه توجه به جنس مخالف، کششی است سالم و غریزی که خداوند در نهاد انسان‌ قرار داده است. در مقاله‌هایی که در شماره‌های قبل سپیده دانایی نوشته‌ایم، یادآور شده‌ایم که سیمای دوستی با جنس مخالف در سه دورة تحولی: تولد تا 6 سالگی، 7 تا 12سالگی و نوجوانی و بعد از آن، با هم تفاوت دارند. از سن 13 سالگی، همزمان با افزایش ترشحات غدد درون‌ریز، رشد ابعاد جسمی و پدیدار شدن ویژگی‌های اولیه و ثانوی جنسی، توجه به محرک‌های جنسی و جنس مخالف در نوجوان بیدار می‌شود و به مرور شدت می‌گیرد.

    فراهم بودن زمینه دوستی: چون دختران و پسران زیادی یا با هم در یک رشته درس می‌خوانند و یا در یک دانشگاه کنار هم هستند، فرصت زیادی برای تماس با یکدیگر پیدا می‌کنند.

    آزادی برای برقراری ارتبــــــــاط: دانشجویان چه در شهر خود درس بخوانند، چه در شهری دیگر، مانند دوره دبیرستان در معرض نظارت و مراقبت شدید والدین و بزرگ‌ترهای خود نیستند. از این رو، راحت‌تر و بدون ‌واهمه می‌توانند اقدام به دوستی با جنس مخالف کنند.

    استقلال‌طلبی: عده‌ای از جوانان که فکر می‌کنند قبل از دانشگاه استقلال و آزادی عمل نداشته‌اند، بیش از دیگران حریص‌اند که استقلال‌طلبی خود و رهـــــا شدن از محدودیت‌هـــای خانوادگـــی را با گرفتن دوســـت دختر یا پسر برآورده سازند.

    شـــرایط روحــی: روان‌رنجوری ناشی از مشــــــکلات زندگی قبلی، یا اضطــــراب و احسـاس تنهایی در زندگی جدید، بعضی را وا می‌دارد که برای به دست آوردن آرامش خود به سوی رابطه با جنس مخالف کشیده شوند؛ رابطه‌ای که ثابت شده در مراحل اول دوستی، به راستی منبعی شادی‌آور و تسکین‌دهنده است.

    فشار گروه همسال: نوجوان و جوان، از دوستان همسال خود بسیار تأثیر می‌پذیرد. از این رو اگر در دانشگاه و کلاس و یا در جمع دوستان خوابگاهی، چند نفری او را تشویق به برقراری رابطه با جنس مخالف کنند و به‌خصوص اگر با توجیهات روشنفکرنمایی و تجددمآبی، نداشتن این نوع دوستی‌ها را نشانه عقب‌ماندگی و تحجّر بدانند، جوان تازه‌وارد نمی‌تواند در برابر اصرارها و ریشخندهای آنان تاب بیاورد.

    آمادگی‌های پیشین: با آنکه گفتیم بیشتر سال اولی‌ها در گذشته نزدیک، دانش‌آموزان تلاشگری بوده‌اند که با مراقبت والدین خود، فقط درس می‌خوانده‌اند و جز شرکت در کلاس‌های گوناگون رسمی و غیررسمی، سرگرمی دیگری نداشته‌اند، اما متأسفانه برخی از دانشجویان بزرگ‌تر و درگیر رابطه با جنس مخالف، گزارش داده‌اند که حدود 40درصد آنها از دوران دبیرستان و حتی دوران راهنمایی دوستی با جنس مخالف را شروع کرده‌اند و به این کار آگاهی کامل دارند! اینان آزمندتر از دیگران، همچون مصرف‌کنندگان مواد مخدر، ناآرامی و نیاز برانگیخته شده خود را با دوست گرفتن‌های متعدد، آ‌ن‌هم در یک زمان! رفع می‌کنند.

    نصیحت گوش کن جانا

    که از جان دوست‌تر دارند

    جوانان سعادتمند، پند پیر دانا را


    پیامدهای دوستی با جنس‌مخالف

    ...ولی افتاد مشــــکل ها

    روان‌شناسان غربی برای دوستی با غیرهمجنس، فایده‌های چندی را برشمرده‌اند. حدود 40 سال پیش الیزابت هرلاک در کتاب «رشد و تحول نوجوان»، مزیت‌های زیر را برای رابطه‌های عاشقانه بیان کرد:

    تعدیل تصورات غیرواقعی، احساسی و رؤیایی، درباره عشق و افراد جنس مخالف.

    فراهم ساختن تجربة سازگاری با دیگران در موقعیت‌های متفاوت.

    کمک کردن به افزایش اعتماد به‌نفس و تعادل هیجانی.

    کاهش تب و تاب و برانگیختگی عاطفی.

    افزایش موقعیت نوجوان و تثبیت آن در گروه همسال خود.

    [​IMG]
    ‌روشن‌ساختن نقش‌های دوجنس و مرزهای روابط زن و مرد.

    به وجود آوردن فرصت‌هایی خوب، برای داشتن زمان و لحظاتی خوش.

    گسترش دایره آشــنایی‌ها، که سرانجام ممکن است به انتخاب همسر بینجامد. (ص283)

    20سال بعد، روان‌شناسان برجسته حوزه نوجوانی مانند استین‌برگ(1993)، رایس(1999) و کُب (2001) در آثار خود، با استناد به ده‌ها پژوهش معتبر علمی، برای این‌گونه دوستی‌ها، هدف‌ها و فایده‌هایی مانند: تفریح و سرگرمی، همراهی و معاشرت بدون مسئولیت ازدواج، افزایش منزلت اجتماعی، جامعه‌پذیری، به دست آوردن صمیمیت، تجربه یا رضایت جنسی و تعیین و انتخاب همسر، و نیز آسیب‌ها و مشکلاتی همچون موارد زیر را برشمردند:

    [​IMG]
    پنهان کردن و تحریف هویت؛

    [​IMG]
    بروز حسادت، و خشم و افسردگی ناشی از آن؛

    [​IMG]
    افزایش خشونت در قرارهای عاشقانه؛

    [​IMG]
    گرایش به مصرف الکل؛

    [​IMG]
    گرایش به مصرف مواد مخدر؛

    [​IMG]
    مبتلا شدن به اختلالات هیجانی و عاطفی؛

    [​IMG]
    افت تحصیلی؛

    [​IMG]
    افزایش تصادفات رانندگی؛

    [​IMG]
    تشدید درگیری‌های خانوادگی؛

    [​IMG]
    ارتکاب به رفتارهای بزهکارانه؛

    [​IMG]
    برقراری رابطه جنسی پیشرفته؛

    [​IMG]
    تجاوز در قرارهای عاشقانه؛

    [​IMG]
    دچار شدن به بیماری‌های مقاربتی مانند ایدز؛

    [​IMG]
    بارداری‌های ناخواسته؛

    [​IMG]
    وادارشدن به ازدواج‌های زودهنگام که فرجام بیشتر آنها آشفتگی خانوادگی و یا جدایی همسران است.

    می‌بینیم خوش‌بینی و ساده‌نگری روان‌شناسان نیمه دوم قرن بیستم، که این دوستی‌ها را بیشتر از منظر بهره‌های هیجانی و عاطفی و یا همسرگزینی و ازدواج تأیید می‌کردند، جای خود را به نگرانی‌ها و هشدارهای جدی آنها در اواخر آن قرن، به خاطر بروز انحراف‌ها و بیماری‌های جنسی می‌دهد. همین روان‌شناسان، علاقه‌های یک‌طرفه را که در بعضی افراد شکل می‌گیرد، و نیز دوستی‌های چند نفره را که در سال‌های اخیر رایج شده است، آسیب‌زا و مشکل‌آفرین می‌دانند.