1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

* طوفـآن واژه هـآ *

شروع موضوع توسط ♫ Sαвα Bαɴυ ♪ ‏Nov 4, 2013 در انجمن معرفی کتاب

  1. ♫ Sαвα Bαɴυ ♪

    ♫ Sαвα Bαɴυ ♪ ♫ بـآنـویِ آسِــمـآن هـآ ♪

    2,622
    13,349
    3,639
    این دفـه میخوام یه مجموعه شـعر رو بهتون معرفی کنم دوستای گلم ..
    بازم به توصیه و درخواسـت دوستان ...

    کتـاب " طــ ـــوفان
    واژه هـــ ــآ "
    مجموعه اشعار آیینی « طوفان واژه‌هـ ــآ » طی سال‌های 84 تا 86 سروده شده است که برخی از اشعار آن پیش از این توسط انتشارات «ابتکار» و «شانی» در مجموعه‌های دیگری به چاپ رسیده است.
    اشعار این مجموعه در قالب‌های غزل، ‌مثنوی، بحر طویل و مربع ترکیب سروده شده‌اند و تلاش شده است با استفاده از زبان امروزی به قوالب قدیمی شعر فارسی بپردازد.
    شاعر، هدفش از سرودن این اشعار را برقراری تعامل بیشتر و بهتر میان شعر آیینی عامه‌پسند و قابل ارائه در هیات‌های مذهبی، خاص‌پسند و قابل ارائه در همایش‌های جدی ادبیات مطرح کرده است.
    موضوعات مهدوی، علوی، فاطمی و عاشورایی بیشترین حجم این مجموعه را به خود اختصاص داده‌اند.
    شعرهایی عاشورایی کتاب " طوفـان واژه ها " دارای محتوای غنی می باشد که نشانگر سطح درک و آگاهی شاعر از واقعه ی کربلاست.
    حمید رضا برقعی، از جمله شاعرانی است که در سرودن شعرهای آئینی روش جدیدی را به کار می برد. برخلاف شعرهای آئینی سنتی که مفاهیم، در آن مستقیم و صریح بیان می شد، در شعرهای آئینی جدید، مفاهیم، غیر مستقیم و پیچیده در کلمات دیگر، کنایی و استعاری بیان می گردند. ویژگی شعرهای آئینی جدید، از جمله شعرهای برقعی، سادگی در عین ژرف نگری است.
    وقتی شعرهای عاشورایی طوفان واژه ها را می خوانید، با کلمات، به اوج داستان سفر می کنید وقتی به پایان شعر می رسید، قلب خود را جا مانده در واقعه، شکسته و محصور در طوفانی از واژه های ناگفتنی احساس خواهید کرد.

    با اشک‌هاش دفتر خود را نمور کرد
    در خود تمام مرثیه‌ها را مرور کرد
    ذهنش ز روضه‌های مجسّم عبور کرد
    شاعر بساط سینه‌زدن را که جور کرد
    احساس کرد از همه عالم جدا شده ست
    در بیت‌هاش مجلس ماتم به پا شده ست
    در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت
    وقتی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت
    وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت
    مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت
    باز این چه شورش است که در جان واژه‌هاست
    شاعر شکست خورده‌ی طوفان واژه‌هاست
    بی‌اختیار شد قلمش را رها گذاشت
    دستی ز غیب قافیه را کربلا گذاشت
    یک بیت بعد واژه‌ی لب تشنه را گذاشت
    تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت
    حس کرد پا به پاش جهان گریه می‌کند
    دارد غروب فرشچیان گریه می‌کند
    با این زبان چگونه بگویم چه ها کشید
    بر روی خاک و خون بدنی را رها کشید
    او را چنان فنای خدا، بی‌ریا کشید
    حتی براش جای کفن؛ بوریا کشید
    در خون کشید قافیه‌ها را، حروف را
    از بس که گریه کرد تمام لهوف را
    اما در اوج روضه کم آورد و رنگ باخت
    بالا گرفت کار و سپس آسمان گداخت
    این بند را جدای همه روی نیزه ساخت
    خورشید سر بریده غروبی نمی‌شناخت
    بر اوج نیزه گرم طلوعی دوباره بود
    او کهکشان روشن هفده ستاره بود
    خون جای واژه بر لبش آورد و بعد از آن...
    پیشانیش پر از عرق سرد و بعد از آن...
    خود را میان معرکه حس کرد و بعد از آن...
    شاعر برید و تاب نیاورد و بعد از آن...
    در خلصه‌ای عمیق خودش بود و هیچ کس
    شاعر کنار دفترش افتاد از نفس


    [​IMG]
     
    SHAPARAK، •KOSAR•، Seyed Mahdi و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.