1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

طمع

شروع موضوع توسط Nayereh ‏Jun 3, 2013 در انجمن داستان و رمان

  1. یک مرد روحانی، روزی با خداوند مکالمه‌ای داشت: خداوندا، دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ خداوند آن مرد روحانی را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد؛ مرد نگاهی به داخل انداخت. درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود؛ و آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد.! افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند. به نظر قحطی زده می‌آمدند. آنها در دست خود قاشق‌هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته‌ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می‌توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پُر کنند. اما از آن جایی که این دسته‌ها از بازوهایشان بلندتر بود، نمی‌توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند… مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد. خداوند گفت: تو جهنم را دیدی! آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد. آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود. یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن، که دهان مرد را آب انداخت! افراد دور میز، مثل جای قبل همان قاشق‌های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و تپل بوده، می‌گفتند و می‌خندیدند. مرد روحانی گفت: نمی‌فهمم! خداوند جواب داد: ساده است! فقط احتیاج به یک مهارت دارد! می‌بینی؟ اینها یاد گرفته‌اند که به همدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم‌های طمع کار تنها به خودشان فکر می‌کنند!
     
    Kimiya، Dark Shadow، Seyed Mahdi و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. Sonya

    Sonya حس خوبيه ببینی یه نفر همه رو بخاطر تـــو پس زده

    10,226
    58,479
    33,493
    عالي
     
    Nayereh از این پست تشکر کرده است.
  3. Seyed Mahdi

    Seyed Mahdi من عاشق محمد (ص )هستم....

    1,868
    5,929
    1,311
    بابا ایول...:22::22::22:
    بهت نمیاد !!!!!:248:
    ولی خیلی زیبا بود...:120:
     
    Nayereh از این پست تشکر کرده است.
  4. :cautious:خیلی هم میاد مگه من چمه؟؟؟
    کور شه چشی که این همه استعدادو نمیبینه:tongue:
     
  5. Seyed Mahdi

    Seyed Mahdi من عاشق محمد (ص )هستم....

    1,868
    5,929
    1,311
    هیچیت نیست!!!!!
    فقط یکم خولی یکم چلی یکم چت میزنی...:249:
    ولی بهت امیدوار شدم ...
     
    Nayereh از این پست تشکر کرده است.
  6. :16:کمال هم نشینی با تو در من اثر کرده بود دیگه بچه ها یکم کشیدنم کنار یه مدت نیومدم درس شدم مثه قبل ولی میترسم بازم روم تاثیر بذاری مثه خودت خنگ شم:246:
     
  7. Dark Shadow

    Dark Shadow Whisper

    792
    1,348
    314
    عـــــــــــــــــــــــــــــــــالی:20:20
     
    Nayereh از این پست تشکر کرده است.
  8. Seyed Mahdi

    Seyed Mahdi من عاشق محمد (ص )هستم....

    1,868
    5,929
    1,311
    وااااااااااااای چقدر شیرین شدی نازنین!!!:24:
    یکوقتی دیابت نگیری از شیرینیه زیاد!!!:42:
    ولی حتما ادامه بده امیدوارم بتونی خودتو بازیابی کنی و مختو از آکبند بودن دربیاری!!!!!:35:
    گرچه دیگه امیدی نباید بهت داشت خیلی سخته !!!!!! :28:
     
    Nayereh از این پست تشکر کرده است.
  9. :rolleyes:نگران نباش مواظبم روم تاثیر نذاری:16:
     
    Seyed Mahdi از این پست تشکر کرده است.