1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

طعم هدیه

شروع موضوع توسط شادونه ‏Aug 29, 2012 در انجمن داستان و رمان

  1. روزی فردی جوان هنگام عبور از بیابان، به چشمه آب زلالی رسید.
    آب به قدری گوارا بود که مرد سطل چرمی اش را پر از آب کرد تا بتواند مقداری از آن آب را برای استادش که پیر قبیله بود ببرد. مرد جوان پس از مسافرت چهار روزه اش، آب را به پیرمرد تقدیم کرد.
    پیرمرد، مقدار زیادی از آب را لاجرعه سر کشید و لبخند گرمی نثار مرد جوان کرد و از او بابت آن آب زلال بسیار قدردانی کرد. مرد جوان با دلی لبریز از شادی به روستای خود بازگشت.
    اندکی بعد، استاد به یکی دیگر از شاگردانش اجازه داد تا از آن آب بچشد.
    شاگرد آب را از دهانش بیرون پاشید و گفت: آب بسیار بد مزه است.
    ظاهرا آب به علت ماندن در سطل چرمی، طعم بد چرم گرفته بود. شاگرد با اعتراض از استاد پرسید:
    آب گندیده بود. چطور وانمود کردید که گوارا است؟
    استاد در جواب گفت:
    تو آب را چشیدی و من خود هدیه را چشیدم.
    این آب فقط حامل مهربانی سرشار از عشق بود و هیچ چیز نمی تواند گواراتر از این باشد.
     
    nafa30، sajjad، nama و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. :244:
     
    nama از این پست تشکر کرده است.
  3. aylin

    aylin

    648
    1,070
    282
    thumbsup
     
    nama از این پست تشکر کرده است.
  4. nama

    nama

    1,808
    2,576
    354
  5. MOHAMMAD

    MOHAMMAD

    701
    1,840
    363
    خیلی عالی بود تو آب را چشیدی و من خود هدیه را چشیدم.
     
    nama از این پست تشکر کرده است.
  6. خواهش دارم:wink:
     
    nama از این پست تشکر کرده است.
  7. sajjad

    sajjad

    1,334
    1,393
    286
    ممنون
     
    nama از این پست تشکر کرده است.
  8. nafa30

    nafa30 boys are toys"some boys are less than toys"

    3,174
    6,460
    532
    مرسی داری
     
    nama از این پست تشکر کرده است.