1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

طعم تلخ واقعیت

شروع موضوع توسط امیر حسین (دیابلو) ‏Apr 25, 2013 در انجمن درد دل

  1. بذار یواش شروع کنم. سلام گلم، هم نفسم

    آرزوهام راضی شدن، دیگه بهت نمیرسم

    گفتم چیا گفتی بهم، گفتی که: "آینده داری

    دنیا همش عاشقی نیست، خنده داری، گریه داری."

    گفتم که گفتی: "من باشم، به لحظه هات نمیرسی."

    به قول دل، شاید دلت گرو باشه پیش کسی!

    خلاصه گفتم که چشات، قصد رسیدن نداره

    رؤیاها کاله و دسات، خیاله چیدن نداره

    گفتم که گفتی زندگیت غصّه داره، سفر داره

    هم واسه من، هم واسه تو، با هم بودن خطر داره

    گفتم تو گفتی: "رؤیاها، مال شبای شاعراس

    شهامتو کسی داره، که شاعر مسافراس

    مسافرا اون آدمان، که با حقیقت میمونن

    تلخیاشو خوب میچشن، غصّه هاشو خوب میدونن."

    گفتم فقط میخوای واست، یه حس محترم باشم

    عاشقیمو قایم کنم، تو طالع تو کم باشم!!

    گفتم که گفتی: "ما دو تا، به درد هم نمیخوریم

    ولی یه جا مثل همیم، هر دومون از قصّه پریم."

    گفتم تو گفتی: "میتونیم، یادی کنیم از هم دیگه

    اما کسی به اون یکی، لیلی و مجنون نمیگه."

    گفتم تو گفتی: "سهممون، از زندگی جدا جداس

    حرف تو رو چشم منه، اما اینام دست خداس!"

    هرچی که تو گفته بودی، گفتم به دل بی کم و بیش

    حال خودم؟ نه راه پس مونده برام، نه راه پیش

    این حرفای خودت بوده، از من دیوونه تر دیدی؟!

    اصلاً نگفتم اینا رو، خودت دیدی یا شنیدی

    دلم که حرفاتو شنید، اوّل که باورش نشد

    ولی نه، بهتره بگم، نفهمیدش، سرش نشد

    یه جوری مات و غم زده، فقط به دورا خیره شد

    رنگ از رخش... نه، نپرید، شکست و مرد و تیره شد

    بلور رؤیاهام ولی، چکید مثه خواب تگرگ

    آرزوهام از هم پاشید، رسید ته کوچه مرگ

    راستش ازم چیزی نموند، به جز همین جسم ظریف

    خوب میدونی چی میکشه، غریب تو خونهء حریف

    نگی چرا نوشته هام، لطیف و عاشقونه نیست

    رؤیا و آرزوم که هیچ، حتی دل دیوونه نیست

    زیبا باید تنهائی من، این نا مه رو سیا کنم

    رسم گذشته ها میگه، باید به تو نیگا کنم

    حرفاتو گفتم به خودت، ببینی راستی تو زدی؟!

    اصلاً توی ذات تو هست؟! یه همچی چیزی بلدی؟!

    اگر تو بیداری بودی، بشین، میادش خبرم

    اگر نگفتی بنویس، من میخوام از خواب بپرم

    دوست دارم چه توی خواب، چه توی مرگ و بیداری..

    فدای یه تار موهات، که تو منو دوست نداری!

    مواظب آدما باش، زندگی گرگه زیبا جون

    خدای رؤیای منم، هنوز بزرگه زیبا جون

    دوشنبهء پر از غم، یه ظهر گرم مردادی

    با اون چشای روشنت، چه کاری دست من دادی
     

    موضوعات مشابه

    Sonya از این پست تشکر کرده است.
  2. Sonya

    Sonya حس خوبيه ببینی یه نفر همه رو بخاطر تـــو پس زده

    10,226
    58,479
    33,493
    امير حسين امشب چه خبره؟ حالت معلومه خوب نيستا. :87::87::87::87::87::87::87:
     
    rezaco2196 از این پست تشکر کرده است.