1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

ضرب المثل

شروع موضوع توسط μ~¤@ฯmit@¤~μ ‏Dec 7, 2013 در انجمن ضرب المثل

  1. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    سال به دوازده ماه ما مي بينيم يكدفعه هم تو ببين !
    سال به سال دريغ از پارسال !
    سالها ميگذاره تا شنبه به نوروز بيفته !
    سالي كه نكوست از بهارش پيداست !
    سبوي خالي را بسبوي پر مزن !
    سبوي نو آب خنك دارد !
    سبيلش آويزان شد !
    سبيلش را بايد چرب كرد !
    سپلشت آيد و زن زايد و مهمان عزيزت برسد !
    سخن خود تو كجا شنيدي، اونجا كه حرف مردمو شنيدي !
    سر بريده سخن نگويد !
    سر بزرگ بلاي بزرگ داره !
    سر بشكنه در كلاه، دست بشكنه در آستين !
    سر بي صاحب ميتراشه !
    سر بيگناه، پاي دار ميره اما بالاي دار نميره !
    سر پيري و معركه گيري !
    سر تراشي را از سر كچل ما ميخواد ياد بگيره !
    سر حليم روغن ميرود !
    سر خر باش، صاحب زر باش !
    سر را با پنبه ميبرد !
    سر را قمي مي شكنه تاوانش را كاشي ميده !
    سر زلف تو نباشد سر زلف دگري !
    سرش از خودش نيست .
    سرش به تنش زيادي ميكنه !
    سرش به كلاش ميارزه !
    سرش بوي قرمه سبزي ميده !
    سرش توي حسابه !
    سرش توي لاك خودشه !
    سرش جنگه اما دلش تنگه !
    سرش را پيراهن هم نميدونه !
    سر قبري گريه كن كه مرده توش باشه !
    سر قبرم كثافت نكن از فاتحه خواندنت گذشتم !
    سر كچل را سنگي و ديوانه را دنگي !
    سر كچل و عرقچين !
    سركه مفت از عسل شيرين تره !
    سركه نقد بهتر از حلواي نسيه است !
    سركه نه در راه عزيزان بود --- بار گرانيست كشيدن بدوش ! (( سعدي ))
    سر گاو توي خمره گير كرده !
    سر گنجشكي خورده !
    سر گنده زير لحافه !
    سرم را ميشكنه نخودچي جيبم ميكنه !
    سرم را سرسري متراش اي استاد سلماني --- كه ما هم در ديار خود سري داريم و ساماني .
    سرنا را از سر گشادش ميزنه !
    سرناچي كم بود يكي هم از غوغه اومد !
    سري را مه درد نيمكند دستمال مبند !
    سري كه عشق ندارد كدوي بي بار است . (( لبي كه خنده ندارد شكاف ديوار است ... ))
    سري كه عشق ندارد كدوي بي بار است . (( لبي كه خنده ندارد شكاف ديوار است ... ))
    سزاي گرانفروش نخريدنه !
    سسك هفت تا بچه ميآره يكيش بلبله !
    سفره بي نان جله، كوزه بي آب گله !
    سفره نيفتاده ( نينداخته ) بوي مشك ميده !
    سفره نيفتاده يك عيب داره ! سفره افتاده هزار عيب !
    سفيد سفيد صد تومن، سرخ و سفيد سيصد تومن، حالا كه رسيد به سبزه هر چي بگي ميارزه !
    سقش سياه است !
    سگ بادمش زير پاشو جارو ميكنه !
    سگ باش، كوچك خونه نباش !
    سگ پاچه صاحبش را نميگيره !
    سگ، پدر نداشت سراغ حاج عموشو ميگرفت !
    سگ چيه كه پشمش باشه !
    سگ درحضور به از برادر دور !
    سگ در خانه صاحبش شيره !
    سگ داد و سگ توله گرفت !
    سگ دستش نميشه داد كه اخته كنه !
    سگ را كه چاق كنند هار ميشه !
    سگ زرد برادر شغاله !
    سگست آنكه با سگ رود در جوال !
    سگ سفيد ضرر پنبه فروشه !
    سگ سير دنبال كسي نميره !
    سگش بهتر از خودشه !
    سگ كه چاق سد گوشتش خوراكي نميشه !
    سگ گر و قلاده زر ؟!
    سگ ماده در لانه، شير است !
    سگ نازي آباده، نه خودي ميشناسه نه غريبه !
    سگ نمك شناس به از آدم ناسپاس !
    سگي به بامي جسته گردش به ما نشسه !
    سگي كه براي خودش پشم نميكند براي ديگران كشك نخواهد كرد !
    سگي كه پارس كنه ، نميگيره !
    سلام روستائي بي طمع نيست !
    سنده را انبر دم دماغش نميشه برد !
    سنگ به در بسته ميخوره !
    سنگ بزرگ علامت نزدنه !
    سنگ بنداز بغلت واشه !
    سنگ خاله قورباغه را گرو ميكشه !
    سنگ كوچك سر بزرگ را ميشكنه !
    سنگ مفت، گنجشك مفت !
    سنگي را كه نتوان برداشت بايد بوسد و گذاشت !
    سواره از پياده خبر نداره، سير از گرسنه !
    سودا، به رضا، خويشي بخوشي .
    سودا چنان خوشست كه يكجا كند كسي ! (( دنيا و آخرت به نگاهي فروختيم )) (( قصاب كاشاني ))
    سودا گر پنير از شيشه ميخوره !
    سوداي نقد بوي مشك ميده !
    سوراخ دعا را گم كرده !
    سوزن، همه را ميپوشونه اما خودش لخته !
    سوسكه از ديوار بالا ميرفت مادرش ميگفت : قربون دست و پاي بلوريت !
    سهره ( سيره ) رنگ كرده را جاي بلبل ميفروشه !
    سيب سرخ براي دست چلاق خوبه ؟!
    سيب مرا خوردي تا قيامت ابريشم پس بده !
    سيبي كه بالا ميره تا پائين بياد هزار چرخ ميخوره !
    سيبي كه سهيلش نزند رنگ ندارد ! (( تعليم معلم بكسي ننگ ندارد ))
    سيلي نقد به از حلواي نسيه !

    • فاتح، احساس خستگي نمي کند.
    • فردا که بر من و تو وزد باد مهرگان آنگه شود پديد که نامرد و مرد کيست ؟ (ناصر خسرو)
    • فرزند بي ادب مثل انگشت ششم است، اگر ببري درد دارد، اگر هم نبري زشت است!
    • فرزند کسي نمي کند فرزندي گر طوق طلا به گردنش بر بندي!
    • فرياد کشيدن روش بي خردان است.
    • فرشش زمين است و لحافش آسمان است!
    • فرش، فرش قالي؛ ظرف ، ظرف مس؛ دين، دين محمد (ص)!
    • فضول را به جهنم بردند گفت: هيزمش تر است!
    • فضيلت تنها نيست، حتما همسايگاني دارد.
    • فقر، قوم و خويش ندارد.
    • فقط ساعات طلايي هستند که به شمارش در مي آيند.
    • فقير، در جهنم نشسته است!
    • فکر نان کن که خربزه آب است!
    • فلفل نبين چه ريزه، بشکن ببين چه تيزه.
    • فواره چون بلند شود سرنگون شود!
    • فيل خوابي مي بيند و فيلبان خوابي!
    • فيلش ياد هندوستان کرده است!
    • فيل و فنجان!
     
    wicked و behnam7503 از این پست تشکر کرده اند.