1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

ضدعشق هايي که اين روزها عاشق ترينند

شروع موضوع توسط حاجی 7 خط ‏Dec 25, 2013 در انجمن اخبار موسیقی

  1. حاجی 7 خط

    حاجی 7 خط منتظرکدوم خوشی بمونم...دنیامگه چی داشته رو نکرده

    4,725
    16,107
    712
    [​IMG]
    2ستاره موسيقي پاپ امروز هم که روزگاري انگ ضدعشق خوان را به آن ها مي زدند اين روزها احساسي ترين و محبوب ترين کارهاي موسيقي پاپ را ارائه مي دهند؛ کارهايي که خودشان هم به اندازه طرفداران شان آن ها را دوست دارند اما رضا صادقي و محسن چاووشي هم از دوره تلخ خواندن شان دل خوشي ندارند.
    *رضا صادقي
    آخر عشق که هميشه گل رز دادن نيست
    عده اي رضا صادقي را ضدعشق مي شناسند و جالب اينجاست که هنوز نتوانسته ام ثابت کنم که اينگونه نيستم و من نقل همان ضرب المثلي هستم که ادب از که آموختي گفت از بي ادبان... دوست دارم از عشق تلخي هايش را بگويم که تو اين تلخي را به ديگران القا نکني، حالا با اين لحن گفتم چون نمي توانم در جايگاهي قرار بگيرم که نصيحت کنم، مثلاً يکي به من مي گفت چرا در مورد حضرت علي(ع) نمي خواي؟ خب نمي توانم شعري به زيبايي آقاي شهريار بگويم، ايشان يک سير فکري و عمري را طي کرد تا گفت: علي اي هماي رحمت. طبيعتاً من در حد ذهنيت خودم شعر مي گويم و نمي خواهم چيزي را که مردم تا امروز شنيدند تقليل بدهم، نمي دانم چرا نبايد بعد از حافظ يک حافظ تر داشته باشيم شايد اين از تنبلي ما باشد. آخر عشق که هميشه گل رز دادن و اين ها نيست... اگر عشق به معناي واقعي کلمه باشد، اين چيزي نيست که ارائه مي شود. عشق زميني هميشه اين طور نيست، عشق الهي بله، آن هم بايد آدم به يک جاهايي برسد و بسوزد که ساخته شود نه خاکسترت که از از عشق زميني حاصل مي شود. عشق زميني بين ۲ آدمي است که ناقص هستند نه کامل و اين نقص باعث اتفاقاتي مي شود که خوب نيست. از يک مقطع زماني همه آلبوم هاي موسيقي فحواي کلام شان رفت به سوي ضدعشقي، دندان عاريه و بي خيال معشوق و... وقتي خدا که خالق ماست با آن عظمت به آدم ها اين فرصت را مي دهد که انتخاب کنند، بنابراين به من مي گويد که فقط پيشنهاد دهم تا خودشان برگزينند، مطمئنا اگر روز اول خوانندگي مي گفتم وايسا دنيا من مي خوام پياده شم و دو نفر مي گفتند: «تو اصلاً چه کاره اي که به ما مي گي من مي خوام پياده شم اصلا تا حالا چي گفتي که حالا اين پيشنهاد را به ما مي دهي؟» اما امروز که من اين ترانه را مي خوانم، مي توانم چوابگو هم باشم که آقا برو از اول ببين من چه چيزهايي گفتم، از همه اين ها گذر کردم و حالا اين را مي گويم. موسيقي امروز و شعر روز ايران چيزي نيست که قدرت موسيقي و شعر کهن را داشته باشد، اگر مثال مولانا و حافظ را مي زنيم، به خودمان نان قرض مي دهيم، قبول کنيد همه الان دنبال يک کلام ساده مي گردند اما عميق، چون فرصت ندارند. چند سال پيش ديالوگي را در يک فيلم قديمي شنيدم که هنوز هم در گوشم مانده به اين شرح: «ساعتي که زنگ زده، ديگه زنگ نمي زنه، چون زنگ هاشو زده» شايد در حد يک ديالوگ باشد ولي براي من پيغام دارد که يکسري ها بايد زنگ بزنند تا ديگه اين زنگ صدايش در نيايد و بشود ناقوس. حالا اين سير من را به جايي رسانده که در آلبوم بعدي مي گويم: مي خوام تو رو که باشي، حتي اگه نباشم از من بخواه که باشم، بودني رنگ موندن حست کنم تو رگهام، عين ترانه خوندن، خواستن و داشتن خوبي ها تداوم دارد، براي چيزي که حرمت دار شود، زمان ارائه لازم است، خوب و بد هم به ميان مي آيد ولي دليل نمي شود که اين خوب و بد را کلي ببينم.
    *محسن چاووشي
    نفرين کار عشاق نيست
    آن زمان اولين آلبوم را که کار کردم، اصلاً تجربه نداشتم و حتي نمي داننتم ارشاد کجاست و براي پخش آلبوم بازار نياز به چه مجوزهايي است و از کجا بايد اقدام کرد چون حرفه اي کار نمي کردم و قرار نبود آلبوم حرفه اي به بازار بفرستم. هدفم از موسيقي، خوانندگي نبود. هنوز هم آهنگسازي را بيشتر دوست دارم. ولي با همان اولين آلبوم که خوانده شد، اسمم بر سر زبان ها افتاد ولي الان به اين نتيجه رسيده ام که آلبوم نفرين اشتباه بود. مخصوصاً خود آهنگ نفرين، الان هم پشيمانم که آن قطعه را خوانده ام. در دنياي امروز و شرايط امروز اجتماع، خواننده نبايد آهنگ ضدعشق بخواند. ما بايد کاري کنيم که همه مردم عاشق شوند. همه اين آهنگ هاي منفي در طولاني مدت بر روحيه و نوع روابط مردم با هم تأثير مي گذارد. حس من نفرين کردن نيست. اين مسئله براي من هم پيش مي آيد. گاهي قصدم اين است که وقتي مي گويم «الهي سقف آرزوت...» مخاطب به اين فکر بيفتد که نفرين کار عشاق نيست. يک آهنگ به اسم (مي کشمت) با خواننده ديگري خوانده شد که بسيار منفي بود. آن خواننده با اعتبار موسيقي من بازي کرد. اصلاً علاقه اي به صحبت درباره او ندارم. او آهنگي را که در بازار بود به من داد و خواست تنظيم مجددش بکنم، من هم طبق روال همه کارها، روي کار خواندم که او از روي آن قطعه تمرين کند ولي کاري که بيرون آمد، کاملاً متفاوت با شعر و آهنگ اصلي بود. او هيچ اجازه اي از من براي بيرون فرستادن آهنگ نگرفت و بسيار ناشيانه و آماتور رفتار کرد
     
    ♥Mahdi♥ از این پست تشکر کرده است.