• این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

صاحبخانه «خالص و مخلص» ما

  • شروع کننده موضوع Admin
  • تاریخ شروع

Admin

ديوانگى ها از آمدنِ تو شروع شد ...
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
ارسال ها
13,105
لایک ها
26,601
سن
26
محل سکونت
میانه
#1
9fbb1e188427782c9e8b63be47446f70.jpg این اصطلاح «خالص و مخلص» رو اولین بار از زن صاحبخانه‌مان در لواسان شنیدم. زمان تاهل. خب واقعیتش هروقت بتونم ترجیح می‌دم تو کل ایران، لواسان زندگی کنم به خاطر آب و هوا. حالا آب نه ولی هوا. وقتی رفتیم برای دیدن خانه، فوری ما را پسند کرده و با تقلیل اجاره‌بها مستاجرشان شدیم. زن آقای فرخی چادرش را فرو کرد لای دندان‌هاش و گفت این فرخی «خالص و مخلص».

زن و شوهر مذهبی و ثروتمند و خالص! با خوشحالی اسباب‌ها را چیدیم و مدام می‌گفتیم عجب صاحبخانه‌ای. هرچه خار آید روزی به کار آید حکایت ویلای علی کریمی بود. از پنجره گاهی نگاهش می‌کردم، یک هیولای بزرگ قهوه‌ای زشت که نصفه رها شده بود اما همه مهمان‌ها با آن آدرس می‌دادند: ویلای علی کریمی رو دو کوچه بیا پایین‌تر. علی کریمی رو راست بگیر برو بالا. بابا از پشت بیا همون داخل علی کریمی. خدا پدرش را بیامرزد درهر حال.

اما اولین چیزی که خالص و مخلص رو کرد در باغ من را خفت کرد و گفت خواهش می‌کنم بیا زن من شو، حد تو این است بنز زیر پایت باشد نه ۲۰۶، ول کن این کلنگ را. کلنگ شوهرم را می‌گفت. من هم عاشق کلنگ، فوری رفتم بهش گفتم خالص و مخلص اینجوری گفته، برویم از این‌جا.

کلنگ هم با چماق رفت سراغ خالص و مخلص و افتاد دنبال خانه. یک هفته بعدش همین مخلص خالص رسمن داشت سر پدرم را کلاه می‌گذاشت، گفت زمین‌هایی که آن بالا دارم را نصف قیمت می‌دهم بیا بردار. پدرم هم وسوسه شد و بعدن فهمیدیم زمین‌هایش با شهرداری مشکل دارد و یک قران هم نمی‌ارزد.

به محض اینکه کلنگ می‌رفت دنبال خانه، در می‌زد با یک سبد گردو که الان چیدم بخور قوت بگیری. و می‌رفت دم استخر تریاک می‌کشید. خیلی خالص و مخلص بود خلاصه. تنها کاری که با ما نکرد … لا اله الی‌الله.

از آن‌جا بلند شدیم و رفتیم ولی شنیدیم که خالص و مخلص دیسکش عود کرده و یک سکته‌ قلبی را هم رد کرده. متحیرم اگر خالص و مخلص نبود می‌خواست چه کارهایی بکند. کلنگ هنوز نفرینش می‌کند و فحش خارمادر می‌دهد. خالص و مخلص نباشید لطفن. خیلی زشت و ناهنجار است. بد باشید؛ بهتر است.

 

پیوست ها

بالا