1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

شیخ و مریدان(2)

شروع موضوع توسط ♥♥Lee Fatemeh♥♥ ‏Aug 4, 2014 در انجمن خنده و شوخی

  1. مریدی ترسان نزد شیخ برفت و عرض کردند شیخا مریدت را دریاب که کابوسی دیدم بس عجیب.
    فرمود : خوابت بگوی ببینم.

    عرض کرد : در خواب بدیدم 3 غول به من حمله کردندی ، هر یک ز دو تای دگر فربه تر ، از چنگ هرکدام که رهیدم به دام دوتای دگر فتادم.

    شیخ فرمود : آن سه غول قبض آب و برق و گازت باشند که در خواب هم رهایت همی نکنند.

    و مریدان بیهوش گشتندی.

    -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    گویند شیخ ، شبی تلویزیون رؤیت همی کرد و موسیقی زنده بدید که در آن سازها در زیر میز پنهان همی کردند.
    وی را گفتند : یا شیخ چرا سازها را نشان ندهند ؟

    فرمود : از آنجا که مردم با رویت سازها به غسل واجب روی آورند.

    پس مریدان غش غش بخندیدند و جمله جمع را خوش آمد !

    دگر بار پرسیدند : یا شیخ ، موسیقی بدون ساز به چه ماند؟

    فرمود به عروس بی جهاز ، به کباب بی پیاز .

    پس مریدان فغان و نعره زدند و سخت گریستند.

    شیخ فرمود : زهر هلاهل ! کمی یواشتر . مردم خوابند.

    پس مریدان بیهوش گشتند.

    ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    جوجه مریدی شیخ را گفت: مرادا،عشق چیست؟
    شیخ فرمودند: به گندمزار برو و پرخوشه ترین شاخه را بیاور . اما در هنگام عبور از گندمزار ، به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی.
    مرید به گندمزار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.شیخ پرسید : چه آوردی؟
    مرید با حسرت جواب داد : هیچ!هر چه جلو می رفتم،خوشه های پر پشت تر می دیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین،تا انتهای گندمزار رفتم.شیخ گفت : عشق یعنی همین!
    مرید پرسید:پس ازدواج چیست؟
    شیخ به سخن آمد که:به جنگل برو و بلند ترین درخت را بیاور.اما به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی!
    مرید رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت.
    شیخ پرسید که مرید را چه شد،او در جواب گفت : به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم،انتخاب کردم.ترسیدم که اگر جلو بروم،باز هم دست خالی بگردم .
    شیخ فرمودند: ازدواج هم یعنی همین.
    و مریدان از این حکمت شیخ در عجب شدند ولی هیچ مگفتند.

    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    روزی شیخ را گفتند چرا هواشناسی دمای هوا را کم اعلام همی کردندی ؟

    گفت : از برای اینکه مردمان خنک تر گردند.

    و مریدان نعره زدند و از هوش رفتند.

    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

    روزی شیخ به گشت و گذار در نت همی پرداخت و لکن سرعت اینترنت ایران به سرعت الاغ پیر لنگ لوکی می مانست که کُره ای در شکم دارد و باری بر کول!

    پس هیچ سایتی نبود مگر آن که تا لود شدنش شیخ چهار رکعت نماز همی گذاردی...

    نوبت به جستجو لغت نامه دهخدا دز نت برسید .

    شیخ به انگشت تدبیر اینتر بزد و …

    بالا آمد آن صفحه ی نحس شوم *** دق دهنده ی مردم مرز و بوم (صفحه فیلتر)



    پس شگفتی مریدان را درگرفت. شیخ را پرسیدند : یا شیخ این لغت نامه ای بود. این دیگر چرا ؟

    شیخ بگریست …

    لغتنامه ی مملو ز لغات کهن و نو***چه ربطی داشت به سیاست و پو.ر.ن

    که چنینش کردند پیلتر و مسدود *** گناه دهخدای ادیــــــب دیگر چه بود ؟

    و مریدان آنقدر بگریستند و نعره کشیدند تا تسمه موتورشان بسوخت!!!

    -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    مریدی «تگری زنان» نزد شیخ برفت و گفت یا شیخ حالم دریاب که بغایت رسید.

    شیخ فرمود : مریدا تو را چه شده ؟

    عرض کرد : مرادا ! چشمانم ز حدقه درآمده ، خون در کله ام جمع بشده ، جهان در پیش چشمانم تیره گشته و شاخی بر سرم سبز شده.

    شیخ فرمود : چیزی نیست ، یحتمل بعد از اخبار BBC ، اخبار بیست و سی بدیده ای.

    و مریدان نعره ها و فغان ها زدند.

    --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    مریدی ترسان نزد شیخ برفت و عرض بکرد: یا شیخ خوابی دیدم بس عجیب ، خواب دیدم گدای سر چهار راه از من کمک قبول نکردی و بگفت که تو تحریمی.

    شیخ فرمود : کمی دیر خواب دیدی. گامبیا و امبیا و سنگال نیز ایران تحریم بکرده اند.

    حیرانم ازاین عجایب تودرتو جهان

    دگران را برق بگیرد مارا جرقه ی پتو!

    و مریدان همی گریستند.
    ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    شیخ را پرسیدند : اینترنت در ایران به چه ماند ؟
    فرمود : " به زنبوری بی عسل "
    عرض کردند : " یا شیخ ! اینکه قافیه نداشت ؟! "
    فرمود : " واقعیت که داشت ! "
    و مریدان رم کردندی و اندر بیابان شدن ...
    ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    شیخ را گفتند نیاز به مسکن کم شده
    شیخ بگفت : و نیاز به قبر زیاد !
    و مریدان گریستندی!!
    ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    یکی از مریدان را مرضی پیش آمد
    و شیخ غرض عیادت بر بالینش حاضر شد
    مرید گفت یا شیخ جواب فلان مسئله چه میشد ؟
    شیخ گفت دانستن یا ندانستنش فرقی به حالت نمیکند
    مرید عرض کرد یا شیخ دانسته بمیرم خوب است یا ندانسته ؟
    شیخ گفت : دیوانه اون ابوریحان بیرونی بود که باید دانسته میمرد،
    تو چیز ابوریحانم نیستی
    مرید چون این جواب بشنید تمام توان خود را به کار گرفت و نعره ای زد و به جهان آخرت اندر شد!
    ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
     
    M.G.Captain، ︻╦̵̵͇̿̿̿̿ AnDiYa TeH╤───، setareh و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. Sonya

    Sonya حس خوبيه ببینی یه نفر همه رو بخاطر تـــو پس زده

    10,226
    58,479
    33,493
    :35:
     
    M.G.Captain، ︻╦̵̵͇̿̿̿̿ AnDiYa TeH╤─── و setareh از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. نفس جوووون

    نفس جوووون nafaaaaas

    528
    1,165
    701
    عالی بود عزیزم
     
    M.G.Captain، ︻╦̵̵͇̿̿̿̿ AnDiYa TeH╤─── و setareh از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. ︻╦̵̵͇̿̿̿̿ AnDiYa TeH╤───

    ︻╦̵̵͇̿̿̿̿ AnDiYa TeH╤─── ツ▂▃▄▅▆▇█▓▒░♥♥ی دخی چت مخ و شیطون♥♥░▒▓█▇▆▅▄▃▂ツ

    12,018
    103,093
    134,982
    خخخخخخخخخخخخخخ میسی نفس!
     
    M.G.Captain از این پست تشکر کرده است.
  5. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,242
    164,452
    مرسی بسیار با مزه بود :smile:
     
    ︻╦̵̵͇̿̿̿̿ AnDiYa TeH╤─── از این پست تشکر کرده است.