1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

شیخ بهایی

شروع موضوع توسط Sepodika:D ‏Jul 3, 2015 در انجمن شعر و مشاعره

  1. Sepodika:D

    Sepodika:D Ara hastam... همراه انجمن

    5,626
    18,236
    53,245
    یک گل ز باغ دوست ، کسی بو نمی‌کند
    تا هرچه غیر اوست ، به یک سو نمی‌کند

    روشن نمی‌شود ز رمد ، چشم سالکی
    تا از غبار میکده ، دارو نمی‌کند

    گفتم : ز شیخ صومعه ، کارم شود درست
    گفتند : او به دردکشان خو نمی‌کند

    گفتم : روم به میکده ، گفتند : پیر ما
    خوش می‌کشد پیاله و خوش بو نمی‌کند

    رفتم به سوی مدرسه ، پیری به طنز گفت
    تب را کسی علاج ، به طنزو نمی‌کند

    آن را که پیر عشق ، به ماهی کند تمام
    در صد هزار سال ، ارسطو نمی‌کند

    کرد اکتفا به دنیی دون خواجه ، کاین عروس
    هیچ اکتفا ، به شوهری او نمی‌کند

    آن کو نوید آیهٔ « لا تقنطوا » شنید
    گوشی به حرف واعظ پرگو نمی‌کند

    زرق و ریاست زهد بهائی ، وگرنه او
    کاری کند که کافر هندو نمی‌کند
     
  2. Sepodika:D

    Sepodika:D Ara hastam... همراه انجمن

    5,626
    18,236
    53,245
    تاکي به تمناي وصال تو يگانه
    اشکم شود ، از هر مژه چون سيل روانه
    خواهد به سر آيد ، شب هجران تو يا نه ؟
    اي تير غمت را دل عشاق نشانه
    جمعي به تو مشغول و تو غايب ز ميانه

    رفتم به در صومعه‌ي عابد و زاهد
    ديدم همه را پيش رخت، راکع و ساجد
    در ميکده ، رهبانم و در صومعه ، عابد
    گه معتکف ديرم و گه ساکن مسجد
    يعني که تو را مي‌طلبم خانه به خانه

    روزي که برفتند حريفان پي هر کار
    زاهد سوي مسجد شد و من جانب خمار
    من يار طلب کردم و او جلوه‌گه يار
    حاجي به ره کعبه و من طالب ديدار
    او خانه همي جويد و من صاحب خانه

    هر در که زنم ، صاحب آن خانه تويي تو
    هر جا که روم ، پرتو کاشانه تويي تو
    در ميکده و دير که جانانه تويي تو
    مقصود من از کعبه و بتخانه تويي تو
    مقصود تويي ، کعبه و بتخانه بهانه

    بلبل به چمن ، زان گل رخسار نشان ديد
    پروانه در آتش شد و اسرار عيان ديد
    عارف صفت روي تو در پير و جوان ديد
    يعني همه جا عکس رخ يار توان ديد
    ديوانه منم ، من که روم خانه به خانه

    عاقل ، به قوانين خرد ، راه تو پويد
    ديوانه ، برون از همه ، آيين تو جويد
    تا غنچه‌ي بشکفته‌ي اين باغ که بويد
    هر کس به زباني ، صفت حمد تو گويد
    بلبل به غزلخواني و قمري به ترانه

    بيچاره بهائي که دلش زار غم توست
    هر چند که عاصي است ، زخيل خدم توست
    اميد وي از عاطفت دم به دم توست
    تقصير خيالي به اميد کرم توست
    يعني که گنه را به از اين نيست بهانه
     
  3. Sepodika:D

    Sepodika:D Ara hastam... همراه انجمن

    5,626
    18,236
    53,245
    ساقیا ! بده جامی ، زان شراب روحانیتا دمی برآسایم زین حجاب جسمانی
    بهر امتحان ای دوست ، گر طلب کنی جان راآنچنان برافشانم ، کز طلب خجل مانی
    بی‌وفا نگار من ، می‌کند به کار من
    خنده‌های زیر لب ، عشوه‌های پنهانی

    دین و دل به یک دیدن ، باختیم و خرسندیم
    در قمار عشق ای دل ، کی بود پشیمانی ؟

    ما ز دوست غیر از دوست ، مقصدی نمی‌خواهیم
    حور و جنت ای زاهد ! بر تو باد ارزانی

    رسم و عادت رندیست ، از رسوم بگذشتن
    آستین این ژنده ، می‌کند گریبانی

    زاهدی به میخانه ، سرخ روز می‌دیدم
    گفتمش : مبارک باد بر تو این مسلمانی

    زلف و کاکل او را چون به یاد می‌آرم
    می‌نهم پریشانی بر سر پریشانی

    خانهٔ دل ما را از کرم ، عمارت کن !
    پیش از آنکه این خانه رو نهد به ویرانی

    ما سیه گلیمان را جز بلا نمی‌شاید
    بر دل بهائی نه هر بلا که بتوانی