1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

شکرت خدا...

شروع موضوع توسط Sara AS ‏Jun 20, 2013 در انجمن داستان و رمان

  1. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    یاد دارم در غروبی سرد سرد
    میگذشت از کوچه ما دوره گرد
    داد میزد کهنه قالی میخرم
    دست دوم جنس عالی میخرم
    کاسه و ظرف سفالی میخرم
    گر نداری کوزه خالی میخرم
    اشک در چشمان بابا حلقه بست
    عاقبت آهی کشید بغضش شکست
    اول ماه است و نان در سفره نیست
    ای خدا شکرت ولی این زندگیست...؟؟
    بوی نان تازه هوشش برده بود
    اتفاقا مادرم هم روزه بود
    خواهرم بی روسری بیرون دوید
    گفت آقا سفره خالی میخری.....؟؟؟؟
     
    behruzz، ❥ℳĀΣĐξĤ❥، Kimiya و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. mateen

    mateen

    33
    1,326
    190
    گفت آقا سفره خالی میخری.....؟؟؟


    خیلی قشنگ بود .... ممنونم :cry:
     
    behruzz، narges.m، Sara AS و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. alakimalaki

    alakimalaki insta: amir.shafiee73

    1,497
    14,175
    666
    مرسی ابجی سارا

    خیلی قشنگ بود :22:
     
    behruzz، narges.m و mateen از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. مرسی خیلی زیبابود....!
     
    behruzz، mateen و Sara AS از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry:
     
    behruzz، mateen و Sara AS از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. ❥ℳĀΣĐξĤ❥

    ❥ℳĀΣĐξĤ❥ ـمـــهــرـبــانـــو

    3,596
    17,058
    4,186
    مو به بدنم سیخ شد یه لحظه:(
    عالی بوووود
     
    behruzz و mateen از این پست تشکر کرده اند.
  7. :222:
     
    narges.m، behruzz و mateen از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. behruzz

    behruzz

    134
    5,491
    1,027
    :198:
     
    narges.m از این پست تشکر کرده است.