1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

شنل قرمزی امروزي ^_^

شروع موضوع توسط shakila_nanaz ‏Feb 3, 2015 در انجمن داستان و رمان

  1. shakila_nanaz

    shakila_nanaz ✓※ زنــدِگــے مـَــלּ ســآےز تــــو نــےـس ※✓

    2,027
    31,782
    69,855
    یه روز مادر شنل قرمزی رو به دخترش کرد و گفت :
    عزیزم چند روزه مادر بزرگت موبایلشو جواب نمیده . هرچی اسمس هم براش میزنم
    باز جواب نمیده . آنلاین هم نشده چند روزه . نگرانشم .
    چندتا پیتزا بخر با یه اکانت ماهانه براش ببر . ببین حالش چطوره .
    شنل قرمزی گفت : مامی امروز نمیتونم .
    قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس مهربون بریم دیزین اسکی .
    مادرش گفت : یا با زبون خوش میری . یا میدمت دست داداشت گوریل انگوری لهت کنه .
    شنل قرمزی گفت : حیف که بهشت زیر پاتونه . باشه میرم .
    فقط خواستین برین بهشت کفش پاشنه بلند نپوشین .
    مادرش گفت : زود برگرد . قراره خانواده دکتر ارنست بیان.
    می خوان ازت خاستگاری کنن واسه پسرشون .
    شنل قرمزی گفت : من که گفتم از این پسر لوس دکتر خوشم نمیاد .
    یا رابین هود یا هیچ کس . فقط اون و می خوام .
    شنل قرمزی با پژوی ۲۰۶ آلبالوئی که تازه خریده از خونه خارج میشه .
    بین راه حنا دختری در مزرعه رو میبینه .
    شنل قرمزی: حنا کجا میری ؟؟؟
    حنا : وقت آرایشگاه دارم . امشب یوگی و دوستان پارتی دعوتم کردن .
    شنل قرمزی: ای نا کس حالا تنها میپری دیگه !!
    حنا : تو پارتی قبلی که بچه های مدرسه آلپ گرفته بودن امل بازی در آوردی .
    بهت گفتن شب بمون گفتی مامانم نگران میشه . بچه ها شاکی شدن دعوتت
    نکردن .
    شنل قرمزی: حتما اون دختره ایکبری سیندرلا هم هست ؟؟؟
    حنا : آره با لوک خوشانس میان .
    شنل قرمزی: برو دختره ...........................................

    شنل قرمزی یه تک آف میکنه و به راهش ادامه میده .
    پشت چراغ قرمز چشمش به نل می خوره !!!!!
    شنل قرمزی یه تک آف میکنه و به راهش ادامه میده .
    پشت چراغ قرمز چشمش به نل می خوره !!!!!
    ماشینا جلوش نگه میداشتن اما به توافق نمی رسیدن و می رفتن .
    میره جلو سوارش میکنه .
    شنل قرمزی : تو که دختر خوبی بودی نل !!!!!
    نل : ای خواهر . دست رو دلم نذار که خونه .
    با اون مرتیکه ...... راه افتادیم دنبال ننه فلان فلان شدمون .
    شنل قرمزی: اون که هاچ زنبور عسل بود .
    نل : حالا گیر نده . وسط راه بابا مون چشمش خورد به مادر پرین رفت گرفتش .
    این دختره پرین هم با ما نساخت ما رو از خونه انداختن بیرون .
    زندگی هم که خرج داره . نمیشه گشنه موند .
    شنل قرمزی : نگاه کن اون رابین هود نیست ؟؟؟؟ کیف اون زن رو قاپید .
    نل : آره خودشه . مگه خبر نداشتی ؟ چند ساله زده تو کاره کیف قاپی .
    جان کوچولو و بقیه بچه ها هم قالپاق و ضبط بلند میکنن .
    شنل قرمزی : عجب !!!!!!!!!!!!!!
    نل : اون دوتا رو هم ببین پت و مت هستن . سر چها راه دارن شیشه ماشین پاک
    می کنن .
    دخترک کبریت فروش هم چهار راه پائینی داره آدامس میفروشه .
    شنل قرمزی : چرا بچه ها به این حال و روز افتادن ؟؟؟؟
    نل : به خودت نگاه نکن . مادرت رفت زن آقای پتیول شد .
    بچه مایه دار شدی . بقیه همه بد بخت شدن .
    بچه های این دوره و زمونه نمی فهمن کارتون چیه .
    شخصیتهای محبوبشون شدن دیجیمون ها دیگه با حنا و نل و یوگی و خانواده دکتر ارنست حال نمی کنن
     
    amirali-vaker و M.G.Captain از این پست تشکر کرده اند.