1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

شعر زیبای مادر بزرگ(زنده یاد حسین پناهی)

شروع موضوع توسط aysha98 ‏Feb 10, 2014 در انجمن شعر و مشاعره

  1. aysha98

    aysha98

    869
    1,645
    372
    مادربزرگ
    گم کرده ام در هیاهوی شهر
    آن نظر بند سبز را
    که در کودکی بسته بودی به بازوی من
    در اولین حمله ناگهانی تاتار عشق
    خمره دلم
    بر ایوان سنگ و سنگ شکست
    دستم به دست دوست ماند
    پایم به پای راه رفت
    من چشم خورده ام
    من چشم خورده ام
    من تکه تکه از دست رفته ام
    در روز روز زندگانیم
    بی تو
    نه بوی خک نجاتم داد
    نه شمارش ستاره ها تسکینم
    چرا صدایم کردی
    چرا ؟
    سراسیمه و مشتاق
    سی سال بیهوده در انتظار تو ماندم و نیامدی
    نشان به آن نشان
    که دو هزار سال از میلاد مسیح می گذشت
    و عصر
    عصر والیوم بود
    و فلسفه بود
    و ساندویچ دل وجگرده دقیقه سکوت به احترام دوستان و نیکانم
    غژ و غژ گهواره های کهنه و جرینگ جرینگ زنگوله ها
    دوست خوب من
    وقتی مادری بمیرد قسمتی از فرزندانش را با خود زیر گل خواهد برد
    ما باید مادرانمان را دوست بداریم
    وقتی اخم می کنند و بی دلیل وسایل خانه را به هم می ریزند
    ما باید بدویم دستشان را بگیریم
    تا مبادا که خدای نکرده تب کرده باشند
    ماباید پدرانمان را دوست بداریم
    برایشان دمپایی مرغوب بخریم
    و وقتی دیدیم به نقطه ای خیره مانده اند برایشان یک استکان چای بریزیم
    پدران ‚ پدران ‚ پدرانمان را
    ما باید دوست بداریم
     
    setareh از این پست تشکر کرده است.