1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

شعر تهران از استاد شهریار

شروع موضوع توسط MHK1372 ‏Dec 24, 2013 در انجمن شعر و مشاعره

  1. MHK1372

    MHK1372 I,R.I.B

    4,286
    5,863
    906
    شعری که در زیر میخونید سروده ای شهریاره وداستان از این قرار بوده که یه ترک که بعد از
    دوره خدمتش میره پیش شهریار و میگه که توی تهران به خاطر لهجه وترک بودنش خیلی مسخراش
    کردن واز شهریار شکایت میکنه و همین باعث میشه شهریار این شعرو بگه امیدوارم به هیچ کس بر نخوره:


    الا ای داور دانا تومیدانی که ایرانی
    چه محنتها کشید از دست این تهران وتهرانی
    چه طرفی بست از این جمعیت ایران جز پریشانی
    چه داند رهبری سر گشته از صحرای نادانی
    مردی کند دعوی کسی کو کمتر است از زن
    الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من:35:

    تو ای بیمار نادانی چه هذیانو هدر گفتی
    به رشتی کله ماهی خور به طوسی کله خر گفتی
    قمی را بد شمردی اصفهانی را بتر گفتی
    جوانمردان اذربایجان را ترک خر گفتی:16:
    تورا اتش زدند وخود بران اتش زدی دامن
    الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من
    تو اهل پایتختی باید اهل معرفت باشی
    به فکر ابرو و افتخار مملکت باشی
    چرا بیچاره مشدی وبی تربیت باشی
    به نقض من چرا خندی خود سراپا منقصت باشی
    من این بس که میدانم تمیز دوست از دشمن
    الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

    گمان کردم که با من همدل وهم دین و همدردی
    به مردی با تو پیوستم ندانستم که نامردی
    چه گویم بر سرم با نا جوانمردی چه اوردی
    اگر میخواستی عیب زبان هم رفع میکردی
    ولی ما را ندانستی به خود هم کیش و هممیهن
    الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

    به شهریور مه پارین که طیارات با تعجیل
    فرو میریخت چون طیر ابابیلم به سر سجیل
    چه گویم ای همه ساز تو بی قانون و هردمبیل
    تو را یک شب نشد در رادیو ساز و نوا تعطیل
    ترا تنبور و تنبک بر فلک میشد مرا شیون
    الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

    به دستم تا سلاحی بود راه دشمنان بستم
    عدو راتا که ننشاندم به جای از پای ننشستم
    به کام دشمنان اخر گرفتی تیغ از دستم
    چنان پیوند بگسستی که پیوستن نیا رستم
    کنون تنها علی مانده است و حوضش چشم ما روشن
    الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

    چو استاد دغل سنگ محک بر سینه ما زد
    ترا تنها پذیرفت و مرا از امتحان وا زد
    سپس در چشم توتهران به جای مملکت جا زد
    چو تهران نیز تنها دید با جمعی به تتنها زد
    تو این درس خیانت را روان بودی من کودن
    الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

    چو خواهد دشمنی بنیاد قومی را بر اندازد
    نخست ان جمع را از هم پریشان و جدا سازد
    چو تنها کرد هر یک را به تنهایی بدوتازد
    چنان اندازدش از پا که دیگر سر نیفرازد
    تو بودی انکه دشمن را ندانستی فریب و فن
    الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

    چرا با دوستدارانت عناد و کین لج باشد
    چرا بیچاره اذربایجان عضو فلج باشد
    مگر پنداشتی ایران ز تهران تا کرج باشد
    هنوز از ماست ایران را اگر روزی فرج باشد
    تو گل را خار میبینی و گلشن را همه گلخن
    الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

    تو را تا ترک اذربایجان بود خراسان بود
    کجا بارت به این سنگینی وکارت بدینسان بود
    چه شد کرد و لر یاغیکزو هر مشکل اسان بود
    کجا شد ایل قشقای کزو دشمن هراسان بود
    کنون ای پهلوان پنبه چونی نه تیر ماند ونی جوشن
    الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من





    خیلی شعرش مشتی من که کلی خوندم جوابشم هی میدادم اصن یه وضعی
    البته باید واقعیت هارا پذیرفت:16:
    شمام بخونید و بخندید به این شعر استاد شهریار عزیز و دوست داشتنی...
     
    Merjhoi، fardin0688، حاجی 7 خط و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. ILMAH_68

    ILMAH_68 خدایا شکرت

    2,142
    8,277
    2,351
  3. حاجی 7 خط

    حاجی 7 خط منتظرکدوم خوشی بمونم...دنیامگه چی داشته رو نکرده

    4,725
    16,107
    712
  4. MHK1372

    MHK1372 I,R.I.B

    4,286
    5,863
    906