1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

شعری زیبا از فروغ فرخزاد

شروع موضوع توسط rsh4422112 ‏Apr 29, 2014 در انجمن شعر و مشاعره

  1. یاد بگذشته به دل ماند و دریغ


    نیست یاری كه مرا یاد كند


    دیده ام خیره به ره ماند و نداد


    نامه ای تا دل من شاد كند


    خود ندانم چه خطائی كردم


    كه ز من رشته الفت بگسست


    در دلش جائی اگر بود مرا


    پس چرا دیده ز دیدارم بست


    هر كجا می نگرم، باز هم اوست


    كه بچشمان ترم خیره شده


    درد عشقست كه با حسرت و سوز


    بر دل پر شررم چیره شده


    گفتم از دیده چو دورش سازم


    بی گمان زودتر از دل برود


    مرگ باید كه مرا دریابد


    ورنه دردیست كه مشكل برود


    می كشندم چو در آغوش به مهر


    پرسم از خود كه چه شد آغوشش


    چه شد آن آتش سوزنده كه بود


    شعله ور در نفس خاموشش


    شعر گفتم كه ز دل بردارم


    بار سنگین غم عشقش را


    شعر خود جلوه ئی از رویش شد


    با كه گویم ستم عشقش را


    مادر، این شانه ز مویم بردار


    سرمه را پاك كن از چشمانم


    بكن این پیرهنم را از تن


    زندگی نیست بجز زندانم


    تا دو چشمش به رخم حیران نیست


    به چكار آیدم این زیبائی


    بشكن این آینه را ای مادر


    حاصلم چیست ز خود آرائی


    در ببندید و بگوئید كه من


    جز او از همه كس بگسستم


    كس اگر گفت چرا؟ باكم نیست


    فاش گوئید كه عاشق هستم


    قاصدی آمد اگر از ره دور


    زود پرسید كه پیغام از كیست


    گر از او نیست، بگوئید آن زن


    دیرگاهیست، در این منزل نیست.....
     
    FLOWER BUD، setareh، ILMAH_68 و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. setareh

    setareh ღشرمنده دستای پینه بسته پدرممღ

    10,641
    63,408
    88,247
    :(بسیارعالی...ممنون....
     
    FLOWER BUD و rsh4422112 از این پست تشکر کرده اند.