شعری درباره ی مرد!

شروع موضوع توسط New_Sense ‏Aug 8, 2014 در انجمن شعر و مشاعره

  1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

  1. New_Sense

    New_Sense یاد کن گاهی ما را در تنهایی خود ...
    همراه انجمن

    ‏Dec 4, 2013
    3,513
    11,322
    31,531
    مرد
    مرد یعنی کار و کار و کار و کار

    یکسره در شیفت های بیشمار



    مثل یک چیزی میان منگنه

    روز و شب از هر طرف تحت فشار



    مرد موجی است هی در حال دو

    جان بر آرد تا برآرد انتظار





    او خودش همواره در تولید پول

    لیک فرزند و عیالش پول خوار





    با چه عشقی دائما در چرخشند

    گرد شهد جیب او زنبور وار





    چون که آخر شب به منزل می رسد

    خسته اما با لبانی خنده بار





    جای چای و یک خدا قوت به او

    می شود صد لیست در پیشش قطار





    از کتاب و دفتر و خودکار ، تا

    اسفناج و پرتقال و زهرمار





    آن یکی می خواهد از او شهریه

    این یکی هم کفش و کیفی مارک دار





    هر چه می گوید که جیبم خالی است

    هر چه می گوید ندارم ، ای هوار

    نعره می آید : "به ما مربوط نیست

    ما مگر گفتیم ماها را بیار"





    مرد یعنی آن که با پول و پله

    می شود در خانه ، صاحب اعتبار





    مرد یعنی سکته ، یعنی سی سی یو

    ختم مطلب ، مرد یعنی جان نثار





    خلقتش اصلا به این درد بود

    تا درآرد روزگار از وی دمار
     

    موضوعات مشابه

    pirane و nagi از این پست تشکر کرده اند.
  2. sargoli

    sargoli ѕαяα & вєняαɗ

    ‏May 22, 2013
    8,530
    26,659
    119,980
    زن
    خخخخخخخخخ خیلی باحال بود:17::16:
    مرسییی:22:
     
  3. Gøłšαツ

    ‏Sep 30, 2012
    5,815
    15,570
    48,386
    آخییییییییییییییی دلم جزغاله شد...
    گناهیااااا...:16:
     
  4. pirane

    pirane خسته ام خسته . . .

    ‏Feb 13, 2014
    1,241
    4,639
    5,348
    سپاس...