1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

شعرهای کتاب فارسی دهه 70

شروع موضوع توسط P@rnian ‏Feb 5, 2015 در انجمن شعر و مشاعره

  1. P@rnian

    P@rnian ...خداحافظ...

    3,020
    8,296
    35,577
    خوشا به حالت ای روستایی. . .

    خوشا به حالت ای روستایی
    چه شاد و خرم، چه باصفایی


    در شهر ما نیست جز داد و فریاد
    خوشا به حالت که هستی آزاد

    در شهر ما نیست جز دود و ماشین
    دلم گرفته از آن و از این

    ای کاش من هم پرنده بودم
    با شادمانی پر می‌گشودم

    می‌رفتم از شهر به روستایی
    آنجا که دارد آب و هوایی.
     
    Faryade yas، کیانا . . .، h_maryam و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. P@rnian

    P@rnian ...خداحافظ...

    3,020
    8,296
    35,577
    باز باران با ترانه


    باز باران با ترانه
    با گوهرهاي فراوان
    می خورد بر بام خانه

    يادم آرد روز باران
    گردش يك روز دیرین
    خوب و شیرین
    توی جنگل هاي گيلان
    كودكی ده ساله بودم
    شاد و خرم
    نرمو نازك
    چست و چابك
    با دو پاي كودكانه
    می دويدم همچو آهو
    می پريدم ازلب جوی
    دور ميگشتم ز خانه
    می شنيدم از پرنده
    داستان های نهانی
    از لب باد وزنده
    رازهای زندگانی
    برق چون شمشیر بران
    پاره می‌کرد ابرها را
    تندر دیوانه غراّن
    مشت می‌زد ابرها را
    جنگل از باد گریزان
    چرخ ‌ها میزد چو دریا
    دانه های گرد باران پهن می‌گشتند هر جا


    سبزه در زیر درختان رفته، رفته گشت دریا
    توی این دریای جوشان جنگل وارونه پیدا
    بس گوارا بود باران
    به چه زيبا بود باران


    می شنيدم اندر اين گوهر فشانی
    رازهای جاودانی, پندهاي آسمانی
    بشنو از من كودك من
    پيش چشم مرد فردا
    زندگانی خواه تيره خواه روشن
    هست زيبا, هست زيبا, هست زيبا
     
    Faryade yas، کیانا . . . و h_maryam از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. P@rnian

    P@rnian ...خداحافظ...

    3,020
    8,296
    35,577
    من یار مهربانم


    من يار مهربانم

    دانا و خوش‌بيانم

    گويم سخن فراوان

    با آن كه بي‌زبانم

    هر مشكلي كه داري

    مشكل‌گشاي آنم

    پندت دهم فراوان

    من يار پند دانم

    من دوستي هنرمند

    با سود و بي‌زيانم

    از من مباش غافل

    من يار مهربانم
     
    Faryade yas و کیانا . . . از این پست تشکر کرده اند.
  4. P@rnian

    P@rnian ...خداحافظ...

    3,020
    8,296
    35,577
    درخت



    به دست خود درختی می‌نشانم

    به پایش جوی آبی می‌كشانم

    كمی تخم چمن بر روی خاكش

    برای یادگاری می‌فشانم

    • • •

    درختم كم‌كم آرد برگ و باری

    بسازد بر سر خود شاخساری

    چمن روید در آن جا سبز و خرم

    شود زیر درختم سبزه‌زاری

    • • •

    به تابستان كه گرما رو نماید

    درختم چتر خود را می‌گشاید

    خنك می‌سازد آن جا را زسایه

    دل هر رهگذر را می‌رباید
     
    Faryade yas، کیانا . . . و Sun-girl از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. P@rnian

    P@rnian ...خداحافظ...

    3,020
    8,296
    35,577
    شعر ۲ کاج


    درکنار خطوط سیم پیام خارج از ده، دو کاج، روییدند

    سالیان دراز، رهگذران آن دو را چون دودوست، می‌دیدند



    روزی از روزهای پاییزی زیر رگبار و تازیانه‌ی باد

    یکی از کاج‌ها به خود لرزید، خم شد و روی دیگری افتاد


    گفت ای آشنا ببخش مرا، خوب در حال من تامّل کن

    ریشه‌هایم ز خاک بیرون است، چند روزی مرا تحمل کن



    کاج همسایه گفت با تندی، مردم آزار، از تو بیزارم

    دور شو، دست از سرم بردار من کجا طاقت تو را دارم؟



    بینوا را سپس تکانی داد یار بی رحم و بی‌محبت او

    سیم‌ها پاره گشت و کاج افتاد بر زمین نقش بست قامت او



    مرکز ارتباط، دید آن روز انتقال پیام، ممکن نیست

    گشت عازم، گروه پی جویی تا ببیند که عیب کار از چیست



    سیم‌بانان پس از مرمت سیم راه تکرار بر خطر بستند

    یعنی آن کاج سنگ دل را نیز با تبر، تکه تکه، بشکستند
     
    Faryade yas و کیانا . . . از این پست تشکر کرده اند.
  6. P@rnian

    P@rnian ...خداحافظ...

    3,020
    8,296
    35,577
    چشمه و سنگ


    جدا شد يکي چشمه از کوهسار_____به ره گشت ناگه به سنگي دچاربه نرمي چنين گفت با سنگ سخت_____ کرم کرده راهي ده اي نيکبخت
    گران سنگ تيره دل سخت سر_____ زدش سيلي و گفت دور اي پسر
    نجنبيدم از سيل زور آزماي_____ که اي تا که پيش تو جنبم ز جاي
    نشد چشمه از پاسخ سنگ سرد_____ به کندن در استاد و ابرام کرد
    بسي کند و کاويد و کوشش نمود_____ کزان سنگ خاره رهي بر گشود
    زکوشش به هرچيز خواهي رسيد_____ به هر چيز خواهي کماهي رسيد
    برو کارگر باش و اميدوار_____ که از ياس جز مرگ نايد به بار
    گرت پايداري است در کارها_____ شود سهل پيش تو دشوارها
     
    Faryade yas، کیانا . . . و Sun-girl از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. P@rnian

    P@rnian ...خداحافظ...

    3,020
    8,296
    35,577
    انار


    صد دانه یاقوت دسته به دسته

    با نظم و ترتیب یک جا نشسته

    هر دانه ای هست خوشرنگ و رخشان

    قلب سفیدی در سینه آن

    یاقوت ها را پیچیده با هم

    در پوششی نرم پروردگارم

    هم ترش و شیرین هم آبدار است

    سرخ است و زیبا نامش انار است "
     
    Faryade yas و کیانا . . . از این پست تشکر کرده اند.
  8. P@rnian

    P@rnian ...خداحافظ...

    3,020
    8,296
    35,577
    برو کار می کن مگو چیست کار


    برو کار می کن مگو چیست کار


    که سرمایه ی جاودانی است کار

    نگر تا که دهقان دانا چه گفت

    به فرزندگان چون همی خواست خفت

    که میراث خود را بدارید دوست

    که گنجی زپیشینیان اندر اوست

    من آن را ندانستم اندر کجاست

    پژوهیدن و یافتن از شماست

    چو شد مهرگان کشتگه برکنید

    همه جای آن را زیر و بالا کنید

    نمانید ناکنده جایی زباغ

    بگیرید از آن گنج هر سو سراغ

    پدر مرد و پوران به امید گنج

    به کاویدن دشت بردند رنج

    به گاو آهن و بیل کندند زود

    هم اینجا ، هم آنجا و هر جا که بود

    قضا را در آن سال از خوب شخم

    زهر تخم برخاست هفتاد تخم

    نشد گنج پیدا ولی رنجشان

    چنان چون پدر گفت شد گنجشان
     
    Faryade yas، کیانا . . .، h_maryam و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. Sun-girl

    Sun-girl singlelife

    182
    4,569
    8,212
    عالی بود
     
    Faryade yas، کیانا . . .، h_maryam و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.