1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

شاد باشین..

شروع موضوع توسط Mr EhSaN ‏Aug 4, 2013 در انجمن درد دل

  1. شهریور سال پیش بود
    رفتیم عروسی تو بابل استان مازندران
    مامان و بابا 7 روز زود تر از من رفتن چون من کار داشتم و باید به کارام میرسیدم نتونستم با اونا برم
    منم 2 روزه کارام رو انجام دادم و اومدم برم که یه درد قدیمی اومد سراغم و زنگ زدم که نمیتونم بیام عروسی پسر داییم
    پرسیدن چی شده گفتم باز همون درد کشنده اومده ول کنم نیست که قرار شد با ماشین عمه اینا با دختر عمه و شوهرش برم 2 روز قبلش
    آقا خلاصه رفتیم و رسیدیم اونجا .همه چقدر ازم دعوت گرفته بودن که حتما باید باشی وگرنه دیگه نه ما و نه تو
    حتی خدا بیامرز داییم پدر داماد خودش ازم رسما خاهش کرد برم
    حالا بماند که با چه سر سنگینی ما رو رسوندن اونجا و چقدر من رو غریب حساب کردن عمه واینا.. اینا به کنار
    رفتیم و رسیدیم بابل روز قبل از عروسی من رو با حال ندار بردن که بیا ویشی تو خوب نظر میدی واسه اتاق و خونه داماد بیا و اینجام نظر بده که طرح و به اصطلاح حجله رو چطور بزنن
    مام کلا از صب ساعت 8 صب با حال واقعا خراب رو پا بودم به زور بی حسی و مسکن تا 12 شب که تموم شد و واقعا یکی از بهترین طرح هام رو پیاده کردم یه خونه کاملا پاییزی و شیک
    روز عروسی شد و هیچکس رو من راه ندادم به خونه الا خود عروس و داماد که نظر بدن و اونام خیلی خیلی حال کردن و کلی ماچ و موچم کردن که جبران می کنیم و سنگ تموم گذاشتی و تو فوق العاده ای ویشی(طراح دکروسیونشون بعد عروسی از من 10 تا طرح گرفت) اینا به کنار

    عروسی مجلل و با شکوهی بودش
    منم به هر بدبختی بود خودم رو آروم نگه داشتم

    از اینجاش جالبه

    فردای عروسی: | = من - = خانواده ها + = خانواده ها
    - عجب عروسی و عجب دکور شیکی داشت خونه عروس و دوماد
    + آره کار پسر خاله های داماد و و چندی از دختران اقوام عروس بود
    | پس من چیکاره بودم اونجا هان؟
    - برو بینم بچه تو اومدی فقط نظر دادی که تخت رو کجا بذاریم همین
    + خوبه خوبه حالا هرکی ندونه میگه تو پیکاسویی ها بروببینم
    | خدایی شوخی رو بذارین کنار بابا من و سعید و مسعود فقط اونجا بودیم ها
    مامان عروس و زندایی من : برو ویشتاسب تو ک حال نداشتی تکون بخوری (با جدیت تمام)
    | زندایی شما دیگه چرا من بدبخت کل روز رو زحمت کشیدم ها
    عمه محترم : برو گمشو ویشتاسب تو که همش چشات تو پرو پاچه های دخترا بود خاک تو سر هیزت
    من : عمه من؟؟؟ من بدبخت من که سرم تو کار خودمه
    دختر عمه و شوهر لاشیش: آره جون خودت تو که راس میگی تو سفرم که با ما بود تا میزدیم کنار جاده میپرید پایین دید میزن سینه دخترا رو
    من : پشین جمش کنین حیف من که پاشدم اومدم اینجا تو عروسی زحمت کشیدم
    همه فامیل جز دایی و مامان و بابا : میخاستی نیای ما همچینم ازت خوشمون نمیاد ها فکر کردی خیلی مخی بچه پرو


    و این بود جواب و مزد من بدبختی که با درد زیاد و حال خراب باز تمام نیروم رو گذاشتم واسه خوشحال کردن درو و بریام که اینم شد نتیجش و باعث شد که دیگه پام رو نذارم اونجا حتی موقع فوت داییم
    لامصب راس میگن دست رو تا شونه هم بکنی پر عسل بذاری دهن بعضی افرا دست رو گاز که هیچی قطش میکنن از جا

    خاستم در جریانش باشید منی که این همه سرخوش بازی در میارم واقعا چی ام

    با تچکر فراوان از کسایی که واقعا تا ته تهش خوندن
     
    Mahtab♡، ❥ℳĀΣĐξĤ❥ و Inspirator از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. *avril*

    *avril* ارامش دل میخواهم....

    547
    2,499
    453
    حسه خوندنش:35: نیس.
     
    Mr EhSaN از این پست تشکر کرده است.
  3. بازم مرسی به تو که راست و حسینی گفتی حس خوندنش نی:22::22:
     
  4. Inspirator

    Inspirator My world Is inspired from My Dream

    504
    1,471
    284
    بابا خیلی اینا پررو بودن!
     
    Mr EhSaN از این پست تشکر کرده است.
  5. *avril*

    *avril* ارامش دل میخواهم....

    547
    2,499
    453
    حواهش.حقیقتو گفتم
     
    Mr EhSaN از این پست تشکر کرده است.
  6. متسفانه تو هر خونواده ای هست همچی افرادی که بخان لهت کنن
     
  7. Inspirator

    Inspirator My world Is inspired from My Dream

    504
    1,471
    284
    والا نه به این شدت!!!اینا راس راس تو چشمت نگاه کردن و گفتن هییز؟گفتن چشمت به سینه ی دختر مردمه؟این دیگه خیلی قباحته خدایی.فامیلن اینا؟اصلا با عقل جور در نمیاد.ببخشین ولی ماشالا خیلی دچار کمبود ادبن
     
  8. ❥ℳĀΣĐξĤ❥

    ❥ℳĀΣĐξĤ❥ ـمـــهــرـبــانـــو

    3,596
    17,058
    4,186
    اووووخی داداشی گلم:frown:
    ایشالا از این به بعد بیشتر قدرتو بودونن...:cautious:
    اصن قیومت بیگیره تو سرشون الهی:mad:
    "پشت خنده هایت...
    بغضی است...
    که دردش...
    امانت را می برد..."
     
    Mr EhSaN و Inspirator از این پست تشکر کرده اند.
  9. والا اینا به قول خودشون فرنگ رفتن و تعدادیشونم فرنگ زندگی میکنن
    همه با پول رفتن اونور آب من پول دارم 100 برابر اونا ولی با مخم و انشم دارم میرم ولنگک استرالیا وچون خیلی هاشون با رک بودن من خیلی مشکل دارن و از اینکه زدم عروسی دختر عمم رو خراب کردم دیگه خیلی از من بدشون میاد
    من رک و راستم حداقلش دروغ نمیگم..
    حالا اینا موندن که چرا دختر پسراشون با پول رفتن هیچی نشدن من دارم میرم ولنگک ربات بخونم
    خب خاندان عزیز ما هم اینجوریاس
     
  10. نه مائده چیکارشون داری خب...
    بذار بگم من که برام مهم نیست اینا هرچی میخان بگن در اصل بابا و مامانن که ازم امیدوارم راضی باشن
    گور بابای همشون با هم :biggrin::biggrin::biggrin:
     
    ❥ℳĀΣĐξĤ❥ از این پست تشکر کرده است.