سیب عشق...

شروع موضوع توسط Melody♪ ‏Jul 27, 2014 در انجمن شعر و مشاعره

  1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

  1. Melody♪

    ‏Jul 23, 2014
    147
    1,655
    3,965
    زن
    حمید مصدق:
    تو به من خندیدی ، و نمیدانستی:
    من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم .
    باغبان از پی من تند دوید
    سیب را دست تو دید .
    غضب الوده به من کرد نگاه
    سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک.
    و تو رفتی و هنوز
    سالهاست که در گوش من آرام آرام
    خش خش گام تو تکرار کنان میدهد آزارم
    و من اندیشه کنان غرق این پندارم ،
    که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت.
    [​IMG]
    جواب زیبای فروغ فرخزاد به آن :
    من به تو خنديدم
    چون كه مي دانستم
    تو به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدي
    پدرم از پي تو تند دويد
    و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه
    پدر پير من است
    من به تو خنديدم
    تا كه با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
    بغض چشمان تو ليك لرزه انداخت به دستان من و
    سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك
    دل من گفت: برو
    چون نمي خواست به خاطر بسپارد گريه تلخ تو را ...
    و من رفتم و هنوز سالهاست كه در ذهن من آرام آرام
    حيرت و بغض تو تكرار كنان
    مي دهد آزارم
    و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
    كه چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت...!
    [​IMG]
    اما جواب جواد نوروزی بعد از سال ها:
    دخترک خندید و
    پسرک ماتش برد !
    که به چه دلهره از باغچه ی همسایه، سیب را دزدیده
    باغبان از پی او تند دوید
    به خیالش می خواست،
    حرمت باغچه و دختر کم سالش را
    از پسر پس گیرد !
    غضب آلود به او غیظی کرد !
    این وسط من بودم،
    سیب دندان زده ای که روی خاک افتادم
    من که پیغمبر عشقی معصوم،
    بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق
    و لب و دندان ِ
    تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم
    و به خاک افتادم
    چون رسولی ناکام !
    هر دو را بغض ربود…
    دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت:
    ” او یقیناً پی معشوق خودش می آید ! ”
    پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود:
    ” مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد ! ”
    سالهاست که پوسیده ام آرام آرام !
    عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز !
    جسم من تجزیه شد ساده ولی ذرّاتم،
    همه اندیشه کنان غرق در این پندارند:
    این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت...
     

    موضوعات مشابه

    nazanin17، $$h@mid$$، nazi jooon و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. جیگولی

    ‏Dec 24, 2013
    749
    2,266
    1,720
    زن
    بسیار قشنگ بود
     
    Melody♪، ×امیرمحمد ×، setareh و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. ︻╦̵̵͇̿̿̿̿ AnDiYa TeH╤───

    ︻╦̵̵͇̿̿̿̿ AnDiYa TeH╤─── ツ▂▃▄▅▆▇█▓▒░♥♥ی دخی چت مخ و شیطون♥♥░▒▓█▇▆▅▄▃▂ツ

    ‏May 4, 2014
    12,008
    103,023
    135,079
    زن
    میسی عزیزدلم عالی بود نفسی!
     
    Melody♪، ×امیرمحمد × و setareh از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. ×امیرمحمد ×

    ×امیرمحمد × Special Sir

    ‏Jun 15, 2014
    1,125
    11,547
    44,445
    مرد
    ـعالیـ...
     
    Melody♪ و ︻╦̵̵͇̿̿̿̿ AnDiYa TeH╤─── از این پست تشکر کرده اند.
  5. nazanin17

    ‏Jul 14, 2014
    88
    610
    2,217
    زن
    مرسی.خیلی قشنگ بود
     
    Melody♪ از این پست تشکر کرده است.