1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

سوگ فاطمه

شروع موضوع توسط *امين* ‏Apr 14, 2013 در انجمن مذهبی

  1. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    2ad14d451e5378699f6af4bef429c26c.
    شهادت حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) در سال یازدهم هجری قمری​
    همان طوری كه در سیزدهم جمادی الاولی بیان كردیم، درباره تاریخ شهادت​
    حضرت زهرا(سلام الله علیها) میان علما و تاریخ نگاران شیعه و اهل سنت​
    اختلاف است.​
    معروف و مشهور میان مورخان و سیره نگاران شیعه این است كه آن حضرت​
    درسوم جمادی الآخر، یعنی نود و پنج روز پس از رحلت پدر ارجمندش رسول​
    خدا(ص) بر اثر ضرب و شتم مأموران دستگاه غاصب خلافت،به مدت چهل​
    روز بیمار و پس از آن، مظلومانه به شهادت رسید.​
    بدین منظور، این روز، روز سوگواری و حزن و اندوه شیعیان و محبان اهل بیت​
    (علیهم السلام) است و آنان، این واقعه جان سوز را به یادگار دلبندش حضرت​
    حجت بن الحسن(علیه السلام) و به سادات بنی الزّهرا(سلام الله علیها)​
    تسلیت می گویند.​
    سید بن طاووس در الاقبال، زیارت ویژه ای برای حضرت فاطمه زهرا(س)​
    نقل كرد و سپس گفت: روایت گردیده است كه هر كسی آن حضرت را با​
    این زیارتنامه، زیارت كند و در پیشگاه پروردگار متعال استغفار نماید،​
    خداوند سبحان گناهانش را آمرزیده و او را وارد بهشت برین خواهد كرد.​
    در آغاز زیارتش آمده است: اَلسّلام علیك یا سیدة نساءِ العالمین،​
    السّلام علیك یا والدة الحجج علی النّاس اجمعین​
    علاوه بر تاریخ وفات، درباره محل تدفین حضرت زهرا(سلام الله علیها) نیز​
    اتفاقی بین مورخان و سیره نگاران نیست. زیرا برخی معتقدند كه بدن​
    شریفش درقبرستان بقیع، برخی می گویند در خانه خود آن حضرت و​
    عده ای نیز گفته اندكه میان قبر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)​
    و منبر آن حضرت، واقع درمسجد النّبی(صلی الله علیه و آله و سلم)​
    دفن گردیده است و به همین منظور،پیش از این واقعه، رسول خدا​
    (صلی الله علیه و آله و سلم) در روایتی فرمود:​
    بین قبر و منبر من باغی است از باغ های بهشت.​
    به هر روی، بنا به وصیت حضرت زهرا(سلام الله علیها)، حضرت علی(ع)​
    شبانه بدن مطهرش را غسل و كفن نمود و شخصاً به همراه معدودی از​
    نزدیكان وصحابه كبار بر او نماز گزارد و به دور از چشم سایرین، بدنش​
    را در مكانی مقدس دفن كرد.​
    در پایان مناسب است كه علت شهادت و نحوه تدفین آن حضرت را از زبان​
    حفیدارجمندش، حضرت جعفر بن محمد(علیهما السلام) بیان كنیم:​
    طبری در "دلایل الاِمامة" از ابوبصیر روایت كرد، كه امام جعفر صادق(ع)​
    فرمود: فاطمه زهرا(سلام الله علیها) در سوم جمادی الآخر، سال 11 هجری​
    قمری بدرود حیات گفت و سبب وفاتش این بود كه قنفذ، غلام عمر بن خطاب​
    به دستور وی، با نیام شمشیرش ضرباتی به آن حضرت وارد ساخت و بر اثر آن،​
    محسن او سِقط و وی به بیماری شدیدی مبتلا شد و ایامی كه در بستر بیماری​
    بود، اجازده نمی داد آنانی كه وی را مورد اذیت و آزار قرار دادند، از او عیادت كنند.​
    ولی آن دو مرد از اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) (یعنی ابوبكر و​
    عمر بن خطاب) از امیرمؤمنان(علیه السلام) درخواست كردند كه از آنان در نزد​
    فاطمه(س) شفاعت كند، تا آنان بتوانند از وی عیادتی به عمل آورند.​
    حضرت علی(ع) درخواست آنان را پذیرفت و از فاطمه زهرا(س) تقاضا كرد كه​
    آنان را به نزد خویش بپذیرد. چون كه وارد بر آن حضرت شدند​
    از او پرسیدند: ای دختر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) چطور هستی؟​
    فاطمه(سلام الله علیها) فرمود: با ستایش پروردگار، به خیر هستم. سپس آن​
    حضرت به آن دو فرمود: آیا از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نشنیده بودید​
    كه فرمود: فاطمة بضعة منّی، فمن آذاها فقد آذانی، و من آذانی فقد آذی الله؟​
    آن دو گفتند: چرا، شنیدیم كه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) چنین فرمود.​
    حضرت فاطمه(سلام الله علیها) فرمود: سوگند به خدا، شما دو تا، مرا اذیت​
    و آزار كردید.​
    امام صادق(علیه السلام) فرمود: آن دو از نزد حضرت زهرا(سلام الله علیها)​
    بیرون رفتند، در حالی كه آن حضرت، از آنان در ناراحتی و ناخرسندی بود.​
    ابوعلی، محمد بن همام بغدادی روایت كرد: هنگامی كه حضرت زهرا(س )​
    به شهادت رسید، امیرمؤمنان(علیه السلام) وی را غسل داد و كسی​
    در نزد وی حاضر نبود مگر فرزندانش حسن، حسین، زینب و امّ كلثوم و​
    همچنین اسماء بنت عمیس و كنیزشان فضه.​
    آن گاه بدن مطهرش را در تاریكی شب، به همراه حسن و حسین به سوی بقیع​
    حمل كرد و بر وی نماز گزارد و كسی به آن آگاه نبود و كسی بر وی نماز نگذارد.​
    آن گاه وی را در روضه شریفه (میان منبر و قبر پیامبر(ص)​
    دفن نمود و محل آن را صاف و نامشخص كرد و بامداد همان شب به قبرستان​
    بقیع رفت و چهل مكان را به صورت قبر جدید درآورد. مردم چون از دفنش باخبر​
    شدند،به قبرستان بقیع رفته و در آن جا با چهل قبر جدید رو به رو شدند و​
    ندانستندكدام یك قبر شریف فاطمه(سلام الله علیها) است. بدین جهت​
    ناله و شیون كرده و یك دیگر را (در قصور و تقصیرشان در نگهداری حرمت​
    دختر رسول خدا (ص) ملامت و سرزنش كردند و می گفتند: وای بر ما!​
    پیامبرمان فرزندی پس از خود به جای نگذاشت، جز یك دخترش. كه آن​
    هم غریبانه وفات كرد و شبانه دفن شد و كسی از ما نه در وفاتش، نه در​
    نمازش و نه در دفنش حاضر نبودیم و هم اینك قبر وی نیز بر ما نامعلوم است.​
    دست اندركاران أمر (ابوبكر و عمر) از این ماجرا با خبر شده و به زنان سوگوار​
    گفتند: آیا كسی در میان شما هست كه این قبرها را نبش كرده تا بدن فاطمه​
    (سلام الله علیها) را بیابد و ما بر او نماز گزاریم و سپس او را دفن و محل دفنش​
    را مشخص كنیم؟​
    این خبر به اطلاع امیرمؤمنان(علیه السلام) رسید. آن حضرت در حالی كه​
    خشمگین شده بود، به طوری كه دو چشمش را سرخی فراگرفته و رگ های​
    گردنش برآمده بود و قبای زردی را كه معمولا در ایام درگیری و ناراحتی به تن​
    می پوشید، در بر كرد و شمشیر ذوالفقار خود را به دست گرفت و به سوی​
    بقیع ره سپار گردید. همین كه به مردم حاضر در بقیع رسید فرمود: به خدا سوگند،​
    اگر كسی یك سنگ از این قبرها را بردارد، با این شمشیر بر سرش و كسی كه​
    به وی دستور داده است می كوبم. در همین هنگام عمر بن خطاب و همراهان​
    او با امیرمؤمنان(علیه السلام) رو به رو شدند. عمر به وی گفت: چه شد تو را ای​
    ابوالحسن! به خدا سوگند ما قبر فاطمه را نبش كرده و بدنش را بیرون می آوریم​
    و بر وی نماز می گزاریم.​
    امیرمؤمنان(علیه السلام) با دستان خویش پیراهنش را گرفت و وی را چرخاند​
    و بر زمین كوبید و به وی فرمود: ای سیه چرده زاده! از حق خودم (یعنی خلافت​
    اسلامی) به خاطر این كه با اختلاف ما مردم از دین مرتد نشوند، درگذشتم. اما​
    هیچگاه نسبت به قبر فاطمه(سلام الله علیها) در نخواهم گذشت، سوگند به​
    كسی كه جانم در دست او است، اگر تو و ملازمانت چیزی از این قبرها را​
    جا به جا كنید، زمین را از خونتان سیراب خواهم كرد! اگر می خواهی،​
    آزمایش كن، ای عمر!​
    در این هنگام ابوبكر (خلیفه وقت) از راه رسید و عاجزانه به امیرمؤمنان​
    (علیه السلام) عرض كرد: ای ابوالحسن! تو را به حق رسول خدا​
    (صلی الله علیه و آله و سلم) و به حق آن كسی كه در بالای عرش است سوگند​
    می دهم كه او را رها كنی و مطمئن باش هیچ یك از ما، كاری كه تو را برنجاند​
    انجام نخواهیم داد.​
    آن گاه امیرمؤمنان(علیه السلام) دست از عمر برداشت و او را رها كرد و مردم​
    نیز پراكنده شدند و از آن زمان به بعد، هیچ كس جرئت نكرد قبرهایی را كه​
    علی(علیه السلام) درست كرده بود، نبش كند و به جستجوی بدن شریف​
    فاطمه(سلام الله علیها) بپردازد.​
    امیرمؤمنان(علیه السلام) بدین سان قبر شریف همسر مظلومش فاطمه زهرا​
    (سلام الله علیها) را از نبش قبر رهانید و به وصیت خود فاطمه زهرا​
    (سلام الله علیها) كه فرموده بود، كسی در غسل، كفن و نماز و دفنش حاضر​
    نشود، عمل نمود. تا اعتراضی باشد برای همیشه بر آنانی كه حقشان را​
    غصب و حرمتشان را شكسته و آنان را مظلومانه به شهادت رسانیدند.​
    التماس دعا​
    1a4d0d774be21dc5af52af7d071d2360.
     
    دختری آسمونی، Sonya و behnam7503 از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. behnam7503

    behnam7503 ناظم انجمن

    3,895
    10,884
    1,728
    ممنون
     
    Sonya از این پست تشکر کرده است.
  3. Sonya

    Sonya حس خوبيه ببینی یه نفر همه رو بخاطر تـــو پس زده

    10,226
    58,479
    33,493