1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

سوتی

شروع موضوع توسط اهلام خانوم ‏Mar 3, 2012 در انجمن خنده و شوخی

  1. یه خانومی تو فامیلمون هست خدای سوتیه.یه روز تو ماشین بودیم
    یه دفعه گفت:
    بچه ها نگاه اون ماشین سبزه ….
    کدوم ؟کدوم؟…

    همون سبز پروفسوریه دیگه
    اینقدر خندیدیم که نفسمون بند اومده بود




    سرکلاس استاد پرده ویدئو پروزکتور روتا آخر پایین نکشیده بود پایین اسلاید که افتاده بود روتخته سیاه معلوم نبود یه دختره گفت استاد شرمنده اما اگه ممکنه کامل بکشید پایین از اینجا خوب معلوم نیست……





    بابام درختای باغچه را سم پاشی کرده بود یکم دستاش بو سم گرفته بود مامان هی راه می رفت تو خونه و با نارارحتی می گفت وای که چقدر بابا بوسم می دن…منم گفتم بابا کمتر به مامان بوس بدین خیلی داره حرص می خوره ههههههههههه





    امشب داشتم میومدم خونه یه دختره از کنارم رد شد برگشتم اونم برگشت, فیس تو فیس شدیم و داشتیم از هم دور میشدیم, دختره همین طور که داشت میرفت راهش کج شده بود بعد که برگشت با سر رفت تو درخت. همه بهش خندیدن. بیچاره سرشو انداخت پایین رفت.
    خیلی دلم واسش سوخت چون همه بهش خندیدن.




    چند سال پیش با مامانم و چند نفر دیگه رفته بودیم تشییع جنازه خسرو شکیبایی….بعد مراسم که تو تالار وحدت بود داشتیم میومدیم بیروون که پرویز پرستویی از بغلمون رد شد مامانم یهو برگشت گفت eeeeeeeeeee خسرو شکیبایی….بیچاره همینجووری برگشت نگاموون کرد…کم مونده بود بگه اصلا میدونین چرا اومدین اینجا…



    همکارمون سه ماهه حامله اس. دیروز سرکار یه کفش پاشنه بلند پوشیده بود که وقتی راه میرفت تق تق صدا میکرد. یکی از همکاران مذکر بهش گفت بابا این کفشتو عوض کن هی صدا میده میره رو مخمون. منم خواستم بگم اشکال نداره یواش یواش باید کفش پاشنه تخت بپوشین دیگه چون سختتون میشه. خیلی شیک گفتم : خانم….دیگه یواش یواش باید برین رو تخت!! سکوت چند ثانیه ای و بعد انفجار خنده ی همکاران گرامی ))))) خودمم غش کردم ))))



    نشستیم با فک و فامیل اسم فامیل بازی میکنیم
    داییم میوه از ‘ی’ نوشته یه کیلو خیار..!!
    هیچ جوریم زیر بار نمیره که قبول نیست.



    تو تاکسی بودم خانوم کناریم گفت:آقا هرجا ممنون باشید پیاده میشم…





    دیروز تو تاکسی بودم ۳نفر دیگه هم پسر راننده هم یه پسر بود زنگ زدم به دوست قدیمیم کلی حرف زدیم گفت راستی شمارمو از کجا اوردی؟ گفتم خودت دادی گفت نه بابا منم از خنگیش حرصم گرفت گفتم آهان یادم اومد دیروز جام گرم بود تخم کردم شمارتو همه تو ماشین ساکت شدن بعد چند ثانیه زدن زیر خنده آبروم رفت.






    چند روز پیش کلاس فیزیک بودیم وسطای کلاس معلم گفت سرعت چند بوده منم فکرکردم میگه ساعت چنده ،وقتی کلاس ساکت بود من گفتم ۲۰ دقیقه به هفت
    کل کلاس برگشتن منو نگاه کردن، بیچاره معلم هنگ کرده بود





    یه بار با بچه ها رفته بودیم مسافرت بعد نصف شب خوابم نمیبرد اومدم یه چنتا اس ام اس به دوستام بدم نصفه شبی بد خوابشون کنم یهو اس ام اس اب خوردی افتابه رو کجا گذاشتی رو
    واسه بابام فرستادم تا اومدم گوشیو خاموش کنم که نره دیدم رفت بعد ۶٫۵ صبح دیدم یریز داره گوشیم زنگ میخوره منم تو خواب بیداری یهو دیدم شماره بابامه سریع گوشیو برداشتم دیدم بابام داره میگه دلم نیومد بزارم تشنه بخوابی بیدارت کردم بگم افتابه رو کجا گذاشتم





    با برادرزادم رفتیم خرید میخواستم کفش بخرم بعد کلی گشتن خسته شدم کیفمو(که سنگین بود) دادم بهش برام نگه داره بعده یکم بهش گفتم میگم کفشات برام راحته؟(میخواستم بگم کیفم اذیتت نمیکنه!!!!) وایساده داره نگام میکنه تازه گرفتم چی شد،وسط کوچه برلن نزدیک بود دراز بکشم از خنده!!!





    ترم اول واسه ثبت نام دانشگاه دیر رفتم اسمم تو لیست هیچ استادی نبود.
    آموزش هم گفته بود برگه انتخاب واحدتو به استاد نشون بده تا اسمتو تو لیست بنویسه..
    استاد ریاضی گفت اسمه کیو نخوندم؟….. دستمو بردم بالا!!
    گفت برو از آموزش نامه بیار..
    گفتم آموزش گفته چیزمونو نشون بدیم کافیه!!!
    که یهو یکی از پسرا گفت:
    شما اگه چیزتونو نشون بدین لیسانس تونو همین الان بهتون میدن!:35:)





    دیشب صدای تقو توق میومد از بالای پشت بوم من گفتم دزده داره ماهوارمونو میدزه. مامانم گفت صدای پا نمیاد.
    من:لابد دزده فلجه!!!!
    -اره دوستاش زیر بغلشو گرفتن آوردن دزدی





    ترم قبل دیر رسیدم به دانشگاه ..
    از پایین پله های دانشکده به هر کدوم از همکلاسیام میرسیدم بلند بلند میگفتم زهرا جونم کجاست ؟زهرا آرمند-استاد کارگاه
    وقتی رسیدم طبقه ی سوم استاد رو دیدم که عصبانی به دیوار تکیه زده
    گفت آقای شریعتمداری با من کار دارین ..





    یه بار بعد امتحان فیزیک دوچرخه ام رو دستم گرفتم و بلند کردمش تا از روی یه جدول ردش کنم بعد پام پیچ خورد، زانوم خورد زمین. اما چرخم ایستاده از دستم افتاد و سرم خورد به شاخ گاوی های چرخ (دسته چرخ) وابروی چپم ۸ تا بخیه خورد. از اون به بعد بهم می گفتن تو پیاده هم که می ری کلاه ایمنی بذار!





    یه روز میخاستم به استادم آدرس ایمیلم رو بدم گفتم محمد آدرنالین امین ،
    گفت چی؟؟
    دوباره با اعتماد به نفس و غرور گفتم آدرنالین دیگـــه!!
    بعد وقتی گفت لطفا اسپلش کن!!!
    تازه فهمیدم چه زری زدم !!
    دیگه روم نشد بگم استاد منظورم آندرلاین بوده …





    اول صبحی زنگ زده میگه سلام عسلم. توی خواب و بیداری فکر کردم به من گفته عسلم گفتم لطف داری حالا بخابم،میگه نه جونم نشناختی؟عسلم دیگه،گفتم منم چای شیرینم!!!
     
    sara از این پست تشکر کرده است.
  2. Admin

    Admin غواصی فقط تو چشات عضو کادر مدیریت مدیر کل سایت

    12,528
    24,700
    63,122
    ترم قبل دیر رسیدم به دانشگاه ..
    از پایین پله های دانشکده به هر کدوم از همکلاسیام میرسیدم بلند بلند میگفتم زهرا جونم کجاست ؟زهرا آرمند-استاد کارگاه
    وقتی رسیدم طبقه ی سوم استاد رو دیدم که عصبانی به دیوار تکیه زده
    گفت آقای شریعتمداری با من کار دارین ..
     
  3. sara

    sara ♥ مـــلـــکــه انـجـمـن ♥

    3,121
    7,349
    905
    تو تاکسی بودم خانوم کناریم گفت:آقا هرجا ممنون باشید پیاده میشم…
    :35:
    ایول الهام خیلی خندیدم
     
  4. اینم خاطره خودمه:
    کلاس اول که بودم وقتی زنگ خونه می خورد باید صف می گرفتیم و با صف می رفتیم خونه هامون!
    منم عشق اینو داشتم که خودم تنهایی برگردم خونه چون فکر می کردم دیگه بزرگ شدم.
    1 روز با دوستم سمیه نقشه کشیدیم که قبل از زنگ وسیله هامونو جمع کنیمو تا زنگ خورد بدویمو خودمون بریم.
    خلاصه قبل از زنگ آماده شدیمو تا زنگ خورد با سرعت نور فرار کردیم.وقتی رسیدم خونه به ساعت نگاه کردم دیدم انگار قبلا ساعت 1 شکل دیگه بود(هنوز بلد نبودم ساعت بخونم)!پیش خودم گفتم حتما چون خودم اومدم زود رسیدم!:1:
    توی همین خیالا بودم که یهو تلفن زنگ خورد گوشی رو برداشتم دیدم وای خانو مدیره!گفت کجا رفتی زبونم بند اومده بود
    گفتم خانوم زنگ خورد منم اومدم دیگه
    گفت زنگ تفریح بوده خانو م!!!!!!! :eeK:
    مامانم گوشی رو گرفتو فهمید کلی التماسش کردم به بابا نگه
    تا 1 هفته نمی تونستم جم بخورم هر کار میکردم مامانم می گفت به بابا میگما :confused:
     
    Admin از این پست تشکر کرده است.
  5. Admin

    Admin غواصی فقط تو چشات عضو کادر مدیریت مدیر کل سایت

    12,528
    24,700
    63,122